آدم های اشتباه چگونه در زندگی ما پیدا می شوند؟ - دکتر ترانه موذنی

آدم های اشتباه چگونه در زندگی ما پیدا می شوند؟

آدم های اشتباه چگونه در زندگی ما پیدا می شوند؟

اگر امکان خواندن این مقاله را ندارید می توانید به فایل صوتی زیر گوش کنید.

بسیاری از اوقات در زندگی ما سر و کله آدمهایی پیدا می‌شود که اشتباهی هستند اما تا مدت ها این آدم های اشتباه را در زندگیمان داریم تا وقتی بفهمیم چرایی حضور آنها در زندگی ما چه بوده است؟
با این که هر کدام از ما در رابطه هایمان برای انتخاب هایمان دلیل و مدرک داریم اما باز هم دچار انتخاب های غلط می شویم و زمینه را برای حضور آدمهای اشتباه در زندگیمان فراهم می کنیم. باید بدانید ما نسبت به نیازها و درخواستهای روانشناختی مان خیلی آگاه نیستیم‌. ناخودآگاه ما، در بسیاری از اوقات دلیل برخی از اتفاقات و حضور آدم ها را می داند و باید با بررسی ناخودآگاه به دنبال جواب گشت.
زیگموند فروید بزرگ می گوید ما آدم ها را تصادفی انتخاب نمی کنیم بلکه آدمها از پیش در ناخودآگاه ما حضور دارند و ما فقط نمود بیرونی برای خواست های ناخودآگاه خودمان پیدا میکنیم.
حال شاید این جمله را بیشتر درک کنیم که حضور هیچکس در زندگی ما اتفاقی نیست. برای تشخیص آدم های اشتباهی و فهمیدن خواسته های ناخودآگاهمان باید به سراغ «الگوها و عادت های تکراری مان» برویم آنها سمبلی از بدکارکردی و گره های روانشناختی ما و نشانه هایی برای فهمیدن ناخودآگاه مان هستند.
گذشته ارتباطات تان را بررسی کنید و ببینید چرا آدم های تکراری سراغ شما می آیند البته با شاخ و برگ های متفاوت….
چرا همیشه اعتماد شما خدشه دار می شود؟
دلیل حضور خود شیفته ها و آدم های قربانی در زندگی شما چیست؟
اگر گذشته روانی تان را با آدمهای مهم زندگیتان به ویژه پدر و مادر بررسی کنید احتمالاً پاسخ آن را خواهید یافت.
انگار بعضی از این رفتارها یا آدم ها برای ذهن و روان ما آشناتر هستند. انگار آدم های اشتباهی برای ما تنش کمتری ایجاد می کنند تا انسان های سالم و به درد بخور. شاید از پذیرش مسئولیت هایمان در مواجهه با آدم های مناسب می‌ترسیم.
بررسی مدل های ارتباطی ما با پدر و مادر، به دنیا آمدن خواهر یا برادر، مشکلات و مدیریت آن در درون خانواده، ناخواسته بودن فرزندان، تایید طلبی، شرم و غیره نشانگر گره های روانشناختی ما هستند . که باید با کمک یک روانشناس صاحب صلاحیت آن را درمان کرد. تجارب کودکی ما در ارتباط با والدین، گروه‌های دوستی، مدرسه و سایر محیط های اجتماعی جز تجارب کلیدی ما محسوب می‌شوند.
اصل «اجبار به تکرار» فروید می گوید اگر مراقب الگوهای رفتاری مان نباشیم مسائل دوران گذشته ما دوباره بازآفرینی می شوند.
ما همان رفتار یا شبیه همان آدم های گذشته مان را انتخاب می کنیم. در واقع ما ناخودآگاه تمام‌ گره های تاریخچه ی روانی مان را بازآفرینی می‌کنیم.
بنابراین اگر در جهان خودتان، بی ارزش، پر از شرم و سردرگم باشید حتما در زندگی دیگران هم همین نقش را خواهید داشت. وقتی برای خودتان در اولویت نیستید حتما در زندگی دیگران هم این تجربه را خواهید داشت و آدم های اشتباه شما را قورت می دهند.
اینکه از میان این همه رابطه به رابطه های دور و غیر قابل دسترس دل میبندید به خاطر این است که در کودکی همیشه منابع حیات ما از ما دور بوده یا دوری می کردند بنابراین دور از دسترس بودن برای روان ما از الگوهای آشنا محسوب می‌شود و به نوعی «آشناتر» از در دسترس بودن است.
آدم های اشتباهی را به این دلیل در زندگیمان راه می دهیم چون عمیق شدن و تمرین صمیمیت بالغانه را بلد نیستیم و فکر میکنیم صمیمیت پرزحمت و خسته کننده است و ذهن ما گشودگی به صمیمیت ناقص و آدمهایی که می دانید برای ما نمی مانند را ترجیح نمیدهد. خیلی از اوقات آدم های غیر قابل اعتماد در زندگی ما می آیند چرا که همیشه پدر و مادر ما بی ثبات بودند و غیر قابل اتکا و ما هم همیشه همین الگو را بدون ارزیابی تکرار میکنیم. اینکه همیشه ابزار دیگران می شوید یا دیگران می توانند از شما سوء استفاده کنند دلیلش این است که شما ابزاری برای ارضای امیال پدر و مادرتان بودید و نقش برطرف کننده ابعاد زندگی نشده پدر و مادرتان را به عهده داشتید. انگار طعمه خوبی برای انسان های اشتباهی هستید که قرار است نیازهای آنها را برآورده کنید. انتخاب آدم های اشتباه خیلی وقت ها پاسخی است به این که نمی خواهید مسئولیت رشد، مسئولیت‌پذیری و سهمتان در اشتباهاتتان را بپذیرید میخواهید شریکی برای شکست های تان پیدا کنید تجربه شما از انتخاب های اشتباه چه بوده؟ سود شما از حضور این آدمهای اشتباه چه بوده؟ چطور از این سیکل معیوب بیرون آمدید؟
چطور وقتی رابطه تان تمام می‌شود همچنان خودتان را دوست بدارید؟
باید با این واقعیت که رابطه تان تمام شده روبرو شوید تمام شدن یک رابطه عاطفی می تواند بسیار آشفته کننده باشد. از دل شکستگی میسوزید. اتفاق بدتر از تمام شدن رابطه با کسی که دوستش دارید هم وجود دارد. آن هم اضافه شدن «حس تنفر از خود» است.
برای درمان این احساس تنفر از خود از این سه روش استفاده کنید.

3 روش درمان احساس تنفر

1) مرز هایتان را شفاف و بازسازی کنید
مرزبندی یعنی طوری رفتار کنید که به شما بر مبنای نوع رابطه ای که اکنون بینتان وجود دارد احترام گذاشته شود نه بر اساس نوع رابطه ای که قبلاً داشتید. یعنی صرف نکردن ساعت‌های بی‌پایان پای تلفن برای اعتباربخشی عاطفی یا تقلای بیجا برای رابطه مرده. دوباره پیگیر کارها و مسائل او نشوید یعنی هیچ رابطه فیزیکی با کسی که به ما متعهد نیست نداشته باشید و با پیج های فیک سراغ صفحه اش نروید. این کارها به معنای آن نیست که دیگر برای شما مهم نیست بلکه ما در حال احترام گذاشتن به خودمان هستیم و برای خود فضایی جدید با هدف حرکت مجدد به جلو در زندگی فراهم می آوریم.
۲) تمرین بخشش
برای آن که خودتان را از گذشته آزاد کنید باید اول با آن به صلح برسید تا بتوانید فکر کردن و نشخوار کردن آن را متوقف کنید. ما با بخشش کسی را از زیر بار مسئولیت کارهایش رها نمی کنیم بلکه به مثابه راهی برای توانمند سازی خود از آن استفاده می کنیم وقتی کسی را می بخشیم خود رها می شویم چون این توانایی را از او می گیریم که همچنان به آزار ما ادامه دهد اگر نمی دانید چرا زمان بگذارید و رابطه را در ذهن خود حلاجی کنید تا این اشتباه را در آینده تکرار نکنید.
۳) روی خودتان تمرکز کنید
بعد از پایان یک رابطه عاطفی احتمالاً زمان آزاد بیشتری را در اختیار خواهید داشت. به جای اینکه به سرعت جایگزینی برای حفره خالی قلبتان بیابید این زمان را صرف کار کردن برای خود کنید. بهترین ورژن خودتان را بسازید زندگی چند بعدی را تجربه کنید زمانی که شما تمرکز را از روی این رویداد بردارید و بر روی دوست داشتن خود و احساس خوب نسبت به خود متمرکز کنید آن وقت است که انرژی مثبت از شما ساطع می شود و افراد تازه ای جذب مدار شما میشوند.

اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

Share on whatsapp
واتس اپ
Share on telegram
تلگرام
Share on twitter
توییتر
Share on linkedin
لینکدین

4 دیدگاه

  • علی موسوی, ۱۴۰۰-۰۵-۲۱ @ ۰:۴۰ ق٫ظ پاسخ

    سلام توی کدوم کتاب فروید میتونم به مطالعه ی بیشتر توی این زمینه بپردازم؟

    • دکتر ترانه موذنی, ۱۴۰۰-۰۶-۱۷ @ ۹:۵۵ ق٫ظ پاسخ

      دوست عزیز
      سوال شما بسیار کلی ست،برای پاسخگویی به سوال شما کتاب روابط سمی رو پیشنهاد میکنم

  • فاطمه, ۱۴۰۰-۰۶-۰۸ @ ۱:۱۶ ب٫ظ پاسخ

    عالیییی 👌🏻

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *