انتقاد و انتقاد پذیری در روابط زوجین

انتقاد و انتقاد پذیری در روابط زوجین

روابط زناشویی از جمله روابط بسیار پیچیده‌ است. چه بسا این روابط بتوانند عرصه ای برای افزایش کیفیت زندگی و رضایتمندی زوجین فراهم آورند.اما ممکن است این روابط نقش دیگری نیز در زندگی بازی کنند. احتمال دارد برخی روابط، درگیر مسائل و مشکلاتی شوند. یکی از چرخه های معیوب زندگی زناشویی که از قضا به نظر می‌رسد شیوع فراوانی هم دارد چرخه انتقادگری و انتقادپذیری است. کسانی که درگیر این چرخه معیوب هستند، به خوبی طعم تلخ این چرخه را احساس کرده‌اند. همسر انتقادگر با استناد به باورهای اشتباهی که در ذهنش نقش بسته است، دست به انتقادگری مداوم می‌زند. برخی از این باورها عبارتند از:

  • انتقاد از بهترین شیوه های حل مشکل است.
  • انتقاد از همسرم حق من است.
  • اگر انتقاد وجود نداشته باشد پررو می‌شود.
  • هدف انتقاد نیست، بلکه قصد بهبود وضعیت است. انتقادگر نیستم همسرم زودرنج و حساس است.
  • هدف من انتقاد سازنده است.
  • رفتار اشتباه بدون انتقاد اصلاح نمی شود.
  • انتقاد نکردم فقط نظرم را دادم.
  • در خانواده ما انتقاد گری کار خوبی به شمار می رود.

این سطح از باورها معمولاً به ارزشمندی، توانمندی و محبوبیت برمی‌گردند. به عبارتی همسر انتقادگر با انتقاد ها و عیب جویی ها به نوعی در تلاش است تا احساس بی ارزشی، ناتوانی و طرد شدگی اش را پنهان سازد یا برعکس می‌خواهد ارزشمندی، توانمندی و محبوبیت خود را ثابت کند.
البته افراد انتقادگر بسیار کنترل گر هم هستند. آنها به دنبال سلطه گری بر افراد مخصوصا همسر آسیب پذیر می گردند و زیرکانه این راهکار را انتخاب کرده اند. انتقاد را می‌توان به استناد باورهایی که به آنها اشاره شد راهکاری موثر، کارآمد و اثر بخش نمایش داد. همسر انتقادگر به دنبال سلطه گری است، اما این سلطه گری را زیر عنوان باورهای به ظاهر معقول و خردپسند پنهان کرده است. با این حال رنگ و بوی سلطه گری را به خوبی می‌توان از انتقادهای بظاهر سازنده اما ناموثر و ناکارآمد احساس کرد.
مسئله دیگری که باید به آن اشاره نمود این است که همسران انتقادگر در شرایط تحولی خاصی و در خانواده‌ای با شرایط ویژه بزرگ شده اند. منظور از شرایط تحولی، ویژگی های والدین، نحوه تعامل والدین، چگونگی برخورد والدین با اشتباهات فرزندان است.
والدین همسر انتقادگر به احتمال زیاد خودشان نمونه بارز و الگوی تمام عیار از انتقادگری بوده‌اند. در واقع این والدین اگر فرزندشان مرتکب اشتباهی شده باشد او را سخت به باد انتقاد، سرزنش و ملامت می‌گیرند. اما باید چگونه انتقاد کنیم؟
همسر انتقادپذیر زمانی که با انتقاد های مداوم طرف مقابل روبرو می شود به ناچار به سه واکنش روی می آورد.

انتقاد و انتقاد پذیری در روابط زوجین
۱) می تواند به قضاوت او بی‌اعتنا باشد و هیچ اعتباری برای انتقاد او قائل نشود.اگر چه این کار به زبان ساده آسان است ولی عملاً تا حدودی ناممکن جلوه می‌کند. بی‌اعتنایی به ارزیابی و قضاوت نامنصفانه دیگران نیازمند اراده بسیار قوی و تاثیرناپذیر است.
۲) فرد انتقاد گر را تحقیر و نا ارزنده سازد. به عبارتی ارزش شخصیت و انتقاد او را دست‌کم بگیرد و دست به انتقاد متقابل بزند.
۳) انتقاد او را با جان و دل بپذیرد و خودش را مستحق تمام و کمال عیب جویی ها و انتقادهای همسرش بداند.
آنچه رابطه توام با انتقاد گری و انتقاد ستیزی را با مشکل جدی دچار می کند آسیب دیدن عزت نفس، احترام به خویشتن و احساس ارزشمندی همسر آسیب پذیر است. به عبارتی همسر آسیب‌پذیر از اینکه مدام باید ضربه‌های انتقاد و عیبجویی های همسرش را تحمل کند دچار افت عملکرد و فرسودگی جدی خواهد شد.
اکنون می توان به این سوال پرداخت که این آسیب دیدن ماحصل زندگی در جو و فضای انتقادگری است؟ آیا زوجین قبل از ورود به زندگی زناشویی مسائل و مشکلات حل نشده ای با والدین خود داشته اند؟
پاسخ دادن به سوال های زیر تا حدود زیادی می‌تواند جهت اصلی حل نمودن مشکل انتقادگری و انتقاد پذیری در روابط زوجین را مشخص نماید.

  • چقدر از مسائل و مشکلات زندگی همسرم قبل از ازدواج با او مطلع هستم؟
  • همسرم تحت چه شرایط تحولی و در چه خانواده ای بزرگ شده است؟
  • آیا رفتار والدین همسرم در رفتارهای فعلی او نقش دارد؟چقدر از استرس‌های زندگی همسرم خبر دارم؟
  • همسرم چگونه با فقدان های بزرگ و اثرگذار زندگی اش کنار آمده است ؟
  • ویژگی‌های شخصیتی پدر همسرم چه بوده است؟
  • ویژگی‌های شخصیتی مادر همسرم چه بوده است؟
  • تعامل این ویژگیها باعث شکل گیری چه باور ها، ترس ها یا رفتارهایی در همسرم شده است؟

پاسخ دقیق به این سوال ها ممکن است بتواند تیغ تیز انتقاد را اندکی کُند نمایند و به جای انتقادگری فضای شفقت، احترام و همدلی را حاکم سازد.
این انتقادگری ها می‌تواند جنبه درونی داشته باشد (منتقد درونی) یا جنبه بیرونی که همان عیب جویی از دیگران است. زمانی که در شرایطی بزرگ می شویم که باید در مقابل درد و رنج ناشی از زندگی با والدینی که به شدت افسرده و خودشیفته هستند از خودمان محافظت کنیم. یکی از شیوه های ناکارآمد محافظت از خویشتن، روی آوردن به قضاوت گری و انتقادگری است. ممکن است این انتقاد گری متوجه همسرمان باشد (همسر انتقاد گر) یا متوجه خودمان (همسر آسیب پذیر). شاید به دلیل همین شباهت تجارب خانوادگی است که همسر انتقادگر و همسر آسیب پذیر به رغم نارضایتی ها و دلخوری هایشان سالهاست کنار یکدیگر زندگی می‌کنند.
یکی دیگر از دلایل انتقاد گری آن است که افرادی که در خانواده اصلی شان روابط توام با سوء استفاده یا بدرفتاری را مدام تجربه کرده اند،  بعد ها میل زیادی به قدرت‌ طلبی پیدا می‌کنند و یکی از شیوه‌ های واضح قدرت‌ طلبی، انتقادگری است.

اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

اشتراک گذاری در whatsapp
واتس اپ
اشتراک گذاری در telegram
تلگرام
اشتراک گذاری در twitter
توییتر
اشتراک گذاری در linkedin
لینکدین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *