دلایل خودکشی و جلوگیری از آن

دلایل خودکشی و جلوگیری از آن

خلق افسرده و بی علاقگی یا بی لذتی علائم کلیدی افسردگی است. بیمار ممکن است بگوید احساس اندوه، ناامیدی، غمگینی یا بی ارزشی می کند‌. از نظر بیمار خلق افسرده واجد کیفیت مشخصی است که آن را از احساس طبیعی یا دلتنگی یا سوگ متمایز می کند. بیمار اغلب علائم افسردگی را به شکل نوعی درد مشقت بار روحی توصیف می‌کند و گاه از این شکایت می‌کند که نمی‌تواند گریه کند. در ادامه درباره دلایل خودکشی و جلوگیری از آن توضیحات بشتری خواهم داد.
حدود دو سوم از بیماران افسرده به فکر خودکشی می‌افتند و حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد از آنها نیز دست به خودکشی می‌زنند. بیمارانی که اخیراً به خاطر فکر کردن یا دست زدن به خودکشی بستری شده اند، در مقایسه با بیمارانی که هرگز بستری نبوده اند، در طول عمر خود با خطر بیشتری از نظر احتمال خودکشی موفق روبرو هستند.
افسردگی برای برخی افراد، به قدری عذاب آور است که افکارشان مکرراً به سمت گریختن از شکنجه ای که هر روز تجربه می‌کنند، گرایش می‌یابد‌. افرادی که به این نقطه می رسند، احساس می کنند از امکانات لازم برای مقابله کردن با مشکلاتشان برخوردار نیستند‌. با این حال همه خودکشی ها به قصد خاتمه دادن به زندگی صورت نمی‌گیرند. برخی از اقدامات خودکشی «درخواست کمک» توسط افرادی است که باور دارند تنها راهی که می توانند از دیگران کمک بگیرند، دست زدن به اقدامات خطرناک است. آنها به جای اینکه اقدام خود را تا آخر دنبال کنند، قصد خودکشی خود را به اطلاع دیگران می رسانند تا از این طریق بتوانند به کمک مورد نیاز خود دسترسی یابند و خود را نجات دهند‌.

چه کسی دست به خودکشی می زند؟

به طور کلی میزان خودکشی در مردان بزرگسال ۴ برابر زنان است. زنان بیشتر مبادرت به خودکشی می‌کنند اما اقدامات خود را به اندازه مردان به نتیجه نمیرسانند شاید به این دلیل است که این اقدامات خودکشی توسط زنان ناشی از فروپاشی عصبی در یک مقطع میباشد. نزدیک به ۹۰ درصد بزرگسالانی که اقدام به خودکشی می کنند به اختلال روانی قابل تشخیصی مبتلا هستند. رایج‌ترین آنها افسردگی اساسی، سوء مصرف مواد وابستگی به الکل ، اسکیزوفرنی و اختلال دوقطبی می باشد. گرایش به خودکشی ویژگی بارز در تعدادی از اختلال های شخصیت نیز هست.

دلایل خودکشی افراد چیست؟

دلایل خودکشی و جلوگیری از آن

نظریه های مربوط به علت های خودکشی روی تجربه افسردگی که اغلب قبل از اقدام به خودکشی واقع می شود و بر شرایط مربوطی که نقش عوامل زمینه‌ساز را دارند، تاکید می‌کند.

دیدگاه زیستی

آمارهای مربوط به تاریخچه خانوادگی خودکشی از این دیدگاه که عوامل زیستی می تواند خیلی از افراد را برای انواع حالت های بالینی آماده کنند که به گرایش خودکشی منجر می‌شوند، حمایت می‌کنند.

دیدگاه روانشناسی خودکشی

از جالبترین توجیهات عوامل روان شناختی که افراد را مستعد اقدام به خودکشی می کند در این دیدگاه مطرح می‌شود. در واقع اقدام خاتمه دادن به زندگی را تلاش برای نوعی ارتباط میان فردی می‌داند. به عقیده او افرادی که دست به خودکشی می زنند سعی دارند نیازهای روانی ناکام شده ی خود را به آگاهی افراد مهم در زندگی شان برسانند . بِک از دیدگاه شناختی به مسئله نگاه می کند و می گوید خودکشی ابراز احساس ناامیدی است که آغازگر آن، برداشت فرد از حل نشدنی بودن استرس است. طبق این دیدگاه تجربه خودکشی قبلی، فرد را نسبت به افکار و رفتارهای مرتبط با خودکشی حساس می کند به طوری که بعدها در ذهن فرد ،دست یافتنی تر و فعال تر می شود. نقش استرس به عنوان علت خودکشی، از پژوهش درباره خودکشی نوجوانان نمایان شده است.
مرگ یک خویشاوند، مشکلات مالی خانواده و سوء مصرف مواد برخی از عوامل موقعیتی هستند که جوانان را برای خاتمه دادن به زندگی شان آماده می سازند. علاوه بر این جوانانی که دست به خودکشی می زنند به احتمال زیاد خویشاوند نزدیکی دارند که دچار آشفتگی روانی است.

دیدگاه اجتماعی فرهنگی خودکشی

قدیمی ترین و مشهورترین نظریه اجتماعی فرهنگی به جامعه شناس فرانسوی دورکیم تعلق دارد. به عقیده دورکیم علت اصلی خودکشی احساس بیگانگی با جامعه است. در قرن بیست و یکم نظریه‌های اجتماعی فرهنگی بر نقش رسانه های گروهی در تبلیغ کردن خودکشی خصوصاً در بین جوانان تأکید کرده اند .

ارزیابی و درمان خودکشی گرایی

متخصصین بالینی می‌خواهند این موضوع را ارزیابی کنند که آیا یک فرد مبتلا به اختلال خاص در معرض خطر خودکشی قرار دارد؟ برای اینکه بهتر بتوانیم پیش‌بینی کنیم که آیا مراجع در در معرض خطر قرار دارد، چندین روش در اختیار داریم. ابتدا متخصص بالینی قصد خودکشی و مهلک بودن آن را ارزیابی کند ‌.منظور از قصد خود کشی این است که فرد تا چه اندازه ای خود را به مردن متعهد ساخته است. فردی که خود را به مردن متعهد ساخته است به عنوان کسی که درجه بالایی از قصد خودکشی دارد در نظر گرفته می‌شود. در مقابل فردی که درباره آرزوی مردن تردید دارد به عنوان کسی در نظر گرفته می‌شود که قصد خودکشی کمی دارد. مهلک بودن خودکشی به خطرناک بودن روشی اشاره دارد که فرد برای مردن انتخاب کرده است.
قصد خودکشی و مهلک بودن آن معمولا، اما نه همیشه ،با یکدیگر ارتباط دارند، و متخصص بالینی باید هنگام ارزیابی فرد خودکشی گرا هر دو عامل را در نظر بگیرد.یک راه برای ارزیابی خودکشی گرایی این است که از مراجع سوال شود آیا برنامه‌ای دارد؟ برنامه ای که به دقت تدارک دیده شده، معمولاً شاخص بسیار نگران کننده ای است.

خیلی از افراد خودکشی گرا مایل اند دیگران را در جریان مقاصد خود قرار دهند، اما شاید به این نتیجه برسند که دیگران را ناراحت می‌کنند و آنها تمایلی به بحث کردن درباره مشکلات‌شان ندارند. این برداشت غلط است که اگر از کسی سوال شود آیا قصد خودکشی دارد ممکن است پیشنهاد این فکر به او باشد.  خیلی از متخصصان به این نتیجه می‌رسند که بهتر است از این موضوع اجتناب کنند و حتی تا بدانجا پیش می‌روند که علائم هشدار دهنده را نادیده می گیرند. اگر کسی قصد خودکشی را انکار کند، نشانه های رفتاری می توانند میزان خودکشی گرایی را نشان دهند. برای مثال جوان افسرده‌ای که یادگاری های خود را می‌بخشد و مسائل مالی خود را ردیف می کند ممکن است خود را برای خاتمه دادن به زندگیش آماده سازد.

با این حال به راحتی می‌توان بی ثباتی هیجانی و رفتاری طبیعی مرتبط با بلوغ را به جای علائم خودکشی اشتباه گرفت . تغییرات در خلق، افت نمرات، سوء مصرف مواد، از دست‌دادن تمایلات قبلی و روابط پر آشوب غالباً به عنوان علائم خطر خودکشی قلمداد می شوند، در حالی که اینها تجربیات عادی نوجوانی مخصوصاً در اوایل سال‌های نوجوانی است . متخصصات بالینی باید مجموعه ای از عوامل مانند سن فرد، جنسیت ،وضعیت زندگی زناشویی ،سلامتی و تاریخچه خانوادگی فرد را بررسی کنند .با این حال متخصصان بالینی با تجربه می دانند که از این عوامل مخاطره آمیز فقط می‌توان به عنوان راهنما و نه شواهد قطعی خودکشی گرایی استفاده کرد.

دو راهبرد اساسی برای درمان افراد خودکشی گرا، تامین حمایت اجتماعی و کمک به این افراد برای بازیابی احساس کنترل بر زندگی شان است. نیاز به تامین حمایت اجتماعی بر این عقیده استوار است که وقتی کسی به خودکشی گرایش دارد احساس می کند خیلی تنهاست . داشتن فرادی در کنار خود احساس انزوا را کاهش می‌دهد‌. متخصصان با برقراری ارتباط رسمی با فرد خود کشی گرا از طریق «قرارداد» این عقیده را دنبال می‌کنند‌. این قرارداد یک توافق دوطرفه است که به موجب آن، مراجع قول می‌دهد هر وقت دستخوش تکانه خودکشی شد، با متخصص بالینی تماس بگیرد. متخصص بالینی به نوبه خود، موافقت می کند در صورت وقوع چنین بحرانی در دسترس باشد.اگر درمانجو با این شرایط موافقت نکرد متخصص بالینی بستری کردن او را در نظر می‌گیرد.

دلایل خودکشی و جلوگیری از آن
درمانگر می‌تواند برای کمک به درمانجو از فنون شناختی _رفتاری استفاده کند. به طوری که او بتواند با فکر کردن به راه‌های دیگری برای حل و فصل کردن استرس، بر احساس‌های گرایش به خودکشی کنترل کسب کند. درمانگر می‌تواند درمانجو را ترغیب کند دلایلی را برای زیستن در نظر بگیرد و فکر خود را از مرگ منحرف کرده و بر زندگی متمرکز کند . در هر صورت، برخورداری از فرصت صحبت کردن درباره احساس های مربوط به خودکشی برای درمانجو اهمیت دارد. زیرا به او کمک می‌کند درباره موقعیت و احساس کنترل، دیدگاه تازه ای را پرورش دهد.

  • درمان آسیب روانی زیربنایی
  • کاهش تحریف شناختی
  • بهبود بخشیدن به مهارت‌های اجتماعی
  • ترغیب مسئله گشایی
  • تنظیم عاطفی
  •   مداخله خانوادگی از جمله درمان های مناسب در جهت پیشگیری از خودکشی می باشد

عوامل مخاطره آمیز و محافظت کننده برای خودکشی

 

عوامل جمعیت شناختی و اجتماعی خودکشی

  • مرد جوان یا سالخورده بودن
  • مجرد بودن (مخصوصا اگر فرد مطلقه باشد)
  • انزوای اجتماعی
  • فشار اقتصادی و شغلی
  • باخت ها و از دست دادن های مکرر در زندگی
  • احساس حقارت و بی کفایتی
  • حبس طولانی
  • تاریخچه قماربازی
  • دسترسی آسان به انواع سلاح گرم یا سرد

عوامل بالینی خودکشی

  • بیماری روانی عمده در گذشته و حال( مخصوصاً افسردگی)
  • اختلال شخصیت (مرزی ،خودشیفته، ضد اجتماعی)
  • تکانشی یا خشن بنا بر سابقه
  • بیماری جسمانی فعلی
  • سابقه خودکشی در خانواده
  • اقدامات خود گوش قبلی یا سایر اقدامات جراح خویشتن یا اعمال تکانشی
  • خشم ،بیقراری، یا اشتغال ذهنی تحت فشار
  • سوء مصرف الکل یا داروهای روان گردان یا سیگار کشیدن دسترسی آسان به مواد سمی مهلک( از جمله داروهای تجویزی )
  • برنامه تنظیم شده، آماده سازیها برای مرگ،یادداشت خودکشی
  • تردید کم درباره مردن در مقابل زیستن

عوامل ویژه خودکشی جوانان

  • ازدواج ناخواسته
  • حاملگی ناخواسته
  • فقدان حمایت خانوادگی
  • سابقه سوء استفاده شدن جنسی
  • مشکلات تحصیلی و شغلی
  • انزوای اجتماعی
  • اختلال سکوت سلوک
  • جهت‌گیری همجنس گرا
  • عوامل تسریع کننده
  • عوامل استرس زای اخیر (مخصوصا از دست دادن حمایت عاطفی، اجتماعی، جسمانی یا مالی)

عوامل محافظت‌کننده

  • حمایت اجتماعی سالم
  • ازدواج مناسب
  • وابستگی یا اعتقاد مذهبی فعال
  • وجود معنویت در زندگی
  • وجود فرزندان کوچک وابسته
  • داشتن‌رابطه یاری بخش با یک مراقب
  • عدم وجود افسردگی یا سوء مصرف مواد
  • زندگی‌کردن نزدیک تسهیلات پزشکی و سلامت روان آگاهی و بینش نسبت به بیماری فعلی خود و دریافتن این نکته که این خودکشی حاصل بیماری است
  • مهارت های مسئله گشایی ، کنترل خشم ، مقابله کردن ( اعتراض کردن ) به شیوه صحیح
 

با شناختن عوامل و ویژگیهایی که در زیر به آنها اشاره می‌کنم می توانید به افرادی که در معرض خطر خودکشی هستند کمک بموقعی ارائه دهید. انسانی که افکار خودکشی دارد نیازمند کمک فوری می باشد به همین دلیل است که خودکشی نوعی اورژانس روانپزشکی محسوب می شود. مثالی که در این مورد می توان مطرح نمود سکته قلبی است که نوع اورژانس پزشکی محسوب می‌شود. در واقع فردی که سکته کرده را باید سریعاً بستری نمود چون هر گونه کوتاهی در این زمینه به مرگ فرد منتج می شود. به همین ترتیب انسانی که افکار خودکشی دارد را باید سریعاً بستری نمود و یا مراقبت های جدی از او به عمل آورد، در غیر این صورت هر آن ممکن است تصمیم خودش را عملی کند.
 اما نکته‌ مهم آن است که فردی که تصمیم جدی برای خودکشی دارد ممکن است به دیگران چیزی نگوید. پس باید ویژگی ها و نشانه هایی را در نظر گرفت که بتوان به موقع وارد عمل شد.

نشانه های هشدار خودکشی

 ۱) حرف زدن بی سابقه در مورد احساس تنهایی و ناامیدی
۲)  نوشتن وصیت نام
۳)  خرید وسیله  آسیب‌رسان مثل اسلحه ،بنزین و …
۴)  خواب خیلی کم یا خیلی زیاد
۵) پراشتهایی یا کم اشتهایی  شدید که منجر به تغییر چشمگیر ه وزن شود
۶)  رفتارهای بی محابا مثل رانندگی پرخطر و مصرف زیاد الکل و مواد مخدر
۷) دوری از تعاملات اجتماعی
۸)  اضطراب و بیقراری شدید
۹) نوسان خلق شدید
 بیش از نیمی از افرادی که به دلیل خودکشی فوت کرده‌اند در زمان مرگ بیماری شناخته شده روانپزشکی نداشته اند اما از بین افرادی که بیماری روانپزشکی دارند افسردگی در صدر جدول قرار دارد و سایر اختلالاتی که خطر خودکشی را می توانند افزایش دهند عبارت هستند از اختلال دوقطبی، اسکیزوفرنی، اضطراب و اختلالات شخصیت.

عواملی که خطر خودکشی را افزایش می دهند

۱)  زندانی بودن
۲) امنیت شغلی پایین و عدم رضایت شغلی
۳) کسانی که مورد سوء استفاده جنسی قرار گرفتن یا به صورت دراز مدت شاهد سوء استفاده بوده اند
۴)  ابتلا به بیماری جدی مثل سرطان یا ایدز
۵) انزوای اجتماعی و قربانیان درگیریهای خیابانی
۶)  اعتیاد به مواد مخدر
۷)  سابقه خانوادگی خودکشی
۸) سابقه اقدام به خودکشی توسط خود فرد
۹) بیکار شدن و از دست دادن شغل
۱۰) از دست دادن یک رابطه مهم
۱۱) دسترسی به دارو یا اسلحه مثل کارکنان داروخانه یا اتاق عمل و سربازها
در مورد سن و جنس افرادی که اقدام به خودکشی می‌کنند باید گفت آقایان بالای ۴۵ سال در معرض خطر بیشتری برای خودکشی هستند.

اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

اشتراک گذاری در whatsapp
واتس اپ
اشتراک گذاری در telegram
تلگرام
اشتراک گذاری در twitter
توییتر
اشتراک گذاری در linkedin
لینکدین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *