چطور با همسرم آشتی کنم؟

چطور با همسرم آشتی کنم؟

اگر امکان خواندن این مقاله را ندارید می توانید به فایل صوتی زیر گوش کنید.

جنبه روانی تربیتی رابطه به زوجین کمک می کند تا ایده های جدیدی را به منظور ارتقاء کیفیت در بستر ارتباطی خود طراحی و اجرا کنند. از طریق جنبه روانی تربیتی رابطه، معمولاً همسران دیدگاه سرزنشگر را کاهش می‌دهند، گفتگوی بالغانه را فرا میگیرند و عقایدشان را نسبت به بهبود مشکلات رفتاری اصلاح می نمایند. توجه به جنبه روانی اجتماعی رابطه، امکان هدف گذاری که به تغییر بهتری معطوف شود فراهم می کند. در ادامه به این سوال پر تکرار که چطور با همسرم آشتی کنم می پردازم. 

مهم ترین جنبه روانی تربیتی رابطه زمانی مطرح می شود که زوجین می توانند برای رفع اختلاف و بهبود رابطه عاطفی به طور موفقیت آمیزی اهداف مشترکی را طراحی کنند و شکست در زمینه طراحی اهداف مشترک معمولاً نشان دهنده ی یک یا دو مانع می‌باشد.
۱) فقدان اطلاعات مهم راجع به ویژگی های شخصیتی یکدیگر
۲) تاثیر هیجان ها و اندیشه های منفی قوی و فقدان اطلاعات ضروری
به نظر می رسد زوجین میتوانند اهداف ارتباطی قابل قبول را به صورت چند جانبه و مناسب تنظیم کنند و تاثیر هیجانات منفی زمانی مطرح است که زوجین مرتب تکرار مشاجرات در خانه و یا عدم تحمل پریشانی نسبت به عوامل منفی را گزارش می دهند.
اغلب زوجین مسائل تعاملی اصلی را که منبع مشکلات ارتباطی شان است در جلسه اول شناسایی نمی کنند و نمی‌توانند گزارش دهند. به جای آن مجموعه‌ای از شکایت های بظاهر نامرتبط را ارائه می دهند.
به عنوان مثال شوهری که درمان را با شکایت هایی از این قبیل شروع می کند همسرم نمی خواهد با من صحبت کند با من بیرون برود و زمانی که من اظهار نظر میکنم به شدت با من مخالفت می‌کند همسرش با این عقیده شروع می‌کند خیلی وابسته به من است همیشه می‌خواهد مرا در کنار خودش داشته باشد در برابر هر علاقه شخصی من مقاومت نشان می دهد.
بعد از آموزش در طی جلسات درمان، مشکلات خود را به این صورت عنوان می‌کنند ما از نظر نوع مرزهای ترجیحی خود با هم متفاوت هستیم یکی از ما میخواهد رابطه نزدیکتری داشته باشد و دیگری می‌خواهد مستقل تر باشد‌. فراگرفتن نحوه به کارگیری عنوان درست و صورت بندی اصولی مشکل در جهت تنظیم اهداف درمانی مشترک قابل توجه است.
زوج درمانگر از اطلاعاتی که در بررسی زوجین بدست آمده، استفاده می‌کند تا آنها را به شناسایی الگوهای تکراری موثر در ایجاد مشکلات، راهنمایی کند. هدف زوج درمانی کمک به زوجین است تا تغییرات موثر و معطوف به خود را راحت تر بپذیرند و به این شکل درک مشترکشان افزایش یابد.
هیجانات و افکار منفی اغلب دلیلی برای تعارض های مخرب تکرار شونده هستند. این امور منفی زوجین را از تعیین اهداف ارتباطی مفید دور میکند. وقتی چنین تعارض های تکرار شونده ای اتفاق می‌افتد،اغلب انعکاسی از مشکلات ارتباطی خواهد بود .زوج درمانگر به منظور حل اختلاف، موضوعات زیربنایی تعارض مخرب را شناسایی می‌کند و به عوامل موثر در آن موضوعات پی میبرد.
یکی از عوامل مخرب همیشگی در تعارضات زوجین هیجان های منفی طرفین است. چنین عواطف منفی شدیدی باعث کاهش توجه زوجین به اصل موضوع مورد اختلاف و در نتیجه کاهش حل مسئله میشوند.

پشت‌ پرده دعواهای زناشویی چه چیزی نهفته است؟

زمانی که اختلافات زن و شوهری را بررسی می‌کنیم  به نظر می‌رسد مهمترین دلایل پشت پرده این اختلافات پاسخ به این سوالات است:

  •  حواست به من هست؟
  •  آیا به من اهمیت می دهی؟
  •  چقدر احساس ارزشمندی به من میدهی؟
  • چقدر احساس حقارت به من میدهی؟
  •  آیا  نیازهای من با احترام برخورد می کنی؟
  •  وقتی نیاز داشته باشم به کمک من  می آیی؟
  •  آیا تلاش می‌کنی که مرا درک کنی؟ و مطابق ارزشهای  رابطه‌مان با من برخورد کنی؟ و یا با خودخواهی ها و معیارهای خودت با من برخورد میکنی؟
  •  به سرنخ‌های عاطفی رابطه‌مان توجه می‌کنی؟
  • آیا می توانم بدون ترس از انتقاد یا شکایت همسرم علایق، سرگرمی‌ها و دوستان شخصی خودم را داشته باشم؟
  • در روابط خودمان  با دوستان خوب و اعضای دلسوز خانواده می‌توانیم احساس لذت و شادی و رضایت را تجربه کنیم؟

 محروم کردن همسر، از این گونه فرصت‌ها به طور حتم به رابطه لطمه می‌زند.

وابستگی به همسر در تمام زمینه‌ها تقریباً فراتر از توان اکثر رابطه ها و سبب دلزدگی میشود. حتماً زمان مشخصی را به عنوان مناسب ترین زمان برای جر و بحث در نظر بگیرید. در نظر گرفتن این زمان بستگی به نوع سبک زندگی و تفاوت های فردی شما و همسرتان دارد. بایداین مسئله را یادآوری نمود که زن و مرد در صورت امکان در حضور والدینشان، در مهمانی‌های خانوادگی و دوستانه مقابل فرزندانشان، در اماکن عمومی و در زمانی که سر کار هستند از مشاجره دوری کنند و اجازه ندهند مسائل و مشکلات زندگی از حریم خصوصی شان تجاوز کند.

راهکارهای آشتی با همسر (بازسازی رابطه عاطفی)

چطور با همسرم آشتی کنم؟
۱) بیان هدف زوجین در زمینه شناسایی تعارضهای تکراری مخرب
۲) توضیح منطقی زوجین از الگوی تعاملی خود برای درک بهتر خود و طرف مقابل
۳) توضیح هر یک از همسران از تعارض تکراری پیش آمده که نیاز هست در زمان معین و در سکوت به آنها گوش داده شود.
۴)درخواست از شنونده که دیدگاه گوینده را خلاصه کند ۵) بررسی تجربه های همسر از تعامل صورت گرفته
۶)سوال درباره رویدادها و سپس بررسی ابعاد و شناخت های مربوط به آن رویداد
۷) انعطاف پذیری و همدلی برای تخفیف هیجان های آسیب دیده در حین توضیح
۸) جمع بندی و آماده کردن تجربه های شخصی زن
۹)جمع بندی و آماده کردن تجربه‌های شخصی مرد ۱۰)درخواست از شوهر که تجربه زن را خلاصه کند و اگر در جلسه درمان هستند زوج درمانگر هم در هنگام نیاز دخالت کرده و فرآیند درمان را شکل دهد‌.
۱۱) بررسی تجربیات شوهر از تعامل زن لازم است بدون اینکه زن صحبت‌های شوهرش را قطع کند فقط گوش دهد و در پایان از او خواسته شود که بحث را خلاصه کند.
۱۲)جمع بندی و آماده کردن تجربه‌های شخصی شوهر ۱۳)تلفیق و خلاصه تجربه هر دو همسر
۱۴) شناسایی موضوعات مورد تعامل
۱۵)تعیین عوامل موثر بر تعامل

چطور با همسرم آشتی کنم؟
در ابتدا زوجین بررسی میکنند که تعارض های موجود و تکراری در چه زمینه ای وجود دارد و تلاش برای درک مشترک الگوی تعارض های تکراری آغاز می شود.
بر اساس یک قرارداد رفتاری هر یک از زوجین باید در زمان خاصی صحبت کنند و زمانی که یک همسر صحبت می کند دیگری کاملاً ساکت است و همانطور که همسر توضیح می دهد که چه چیزهایی را تجربه کرده احساسات و افکار زیربنایی آن ها مورد بررسی و توجه طرف مقابل قرار گیرد. بعد از بیان تجربیات هیجانی همسر و بعد از مکث کوتاهی از طرف مقابل می‌خواهیم که با جملات خودش گفتگوی طرف مقابل را خلاصه کند. این فرایند همواره باید در رابطه زوجین تکرار شود یعنی گوش دادن فعال و بازخورد دادن همدلانه .
هدف اصلی این روش شناخت هیجان های منفی پرتکرار است که اغلب در تعارض های مخرب باعث ایجاد تنش و نگرانی برای همسران میشود.
بر اساس تجربه شخصی من اگر در جلسات درمان به همسران احساس امنیت بدهیم آنها حساسیت های هیجانی بیشتری را آشکار می‌کنند.

چهار عامل مهم در رفع اختلاف و رسیدن به نقاط مشترک در زوجین:

۱) سازگاری زوجین

به نحوه سازگاری آنها با یکدیگر درباره مسائلی که در زندگی آنها در حال جریان است. سازگاری زوجین شامل نحوه ارتباط زوجین، چگونگی تفکر آنها نسبت به یکدیگر و احساس آنها در زمان با هم بودن است.

۲) رویدادهای زندگی

به رویدادهای مهم در زندگی افراد مثل شغل، سلامتی و خانواده اشاره دارد.

۳) عوامل فردی

به خصوصیات هر یک از همسران به عنوان یک فرد، ظرفیت‌ها و آسیب‌پذیری‌های آنها اشاره می کند. این عوامل، پیشینه و تجربه یادگیری افراد را منعکس می کند.

۴) بافت

به زمینه ای از زندگی و فرهنگ افراد، خانواده ی گسترده، کار و دوستان زوجین اشاره دارد.
با اطلاع از هر یک از عوامل چهارگانه نامبرده و در نظر گرفتن الگوهای تکراری در اختلافات و انجام مرحله به مرحله بازسازی عاطفی رابطه که در این مقاله به آن اشاره شد، میتوان شاهد کاهش قابل توجه تنش و ناسازگاری در روابط زناشویی زوجین بود .

اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

Share on whatsapp
واتس اپ
Share on telegram
تلگرام
Share on twitter
توییتر
Share on linkedin
لینکدین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *