مشکلات ازدواج دوم

بی شک اگر ازدواجی بدون عشق صورت بگیرد، بزودی در آن زندگی، عشقی بدون ازدواج پیدا خواهد  شد. امروزه بیش از هر زمان دیگری ازدواج دوم به اشکال مختلفی در حال وقوع است که هر کدام در دسته ازدواج های رسمی یا ازدواج های غیر رسمی که به نام ازدواج سفید معروف است قرار میگیرد. ازدواج دوم برای بسیاری از افراد نگرانی ها و دغدغه هایی به همراه دارد و این نگرانی ها بیشتر به این دلیل است که بسیاری از افرادی که طلاق گرفته اند از اشتباه مجدد در انتخاب خود می ترسند و افرادی که همسر اولشان فوت کرده ترس از دست دادن و تجربه مجدد تنهایی را احساس می‌کنند. همه ی این ها باعث میشود که این افراد دچار گاموفوبیا شوند. حال این سوال در ذهن شما پیش می آید که اصلا  گاموفوبیا چیست؟ گاموفوبیا همان ترس از ازدواج است که در دل این افراد ریشه میکند. این ترس و نگرانی ها اگر درست مدیریت نشوند می توانند در تصمیم گیری درست اختلال ایجاد کنند. با توجه به شرایطی که شاهد انواع متفاوتی از ازدواج دوم هستیم در این مقاله به چالش ها و پیچیدگی های پیشروی این ارتباط اشاره میکنیم.
آنچه در ابتدا لازم به ذکر است اینکه نمیتوان به این نوع از ازدواج ها برچسب ناکارآمد بزنیم. متاسفانه ویژگی غالب روابط غیرسنتی فقدان انسجام و نبود پیوستگی بوده است. اما با افزایش آگاهی و ارزیابی واقع بینانه شرایط میتوان با ضریب اطمینان بالاتری قدم به عرصه ازدواج دوم گذاشت.
در گام اول زن و شوهر با تجربیات جدیدی در ازدواج دوم خود روبرو هستند که ممکن است با تجربه های قبلی مراحل زندگی جور درنیاید . این بدان معنا است که هر زوج بایستی به چگونگی اداره موقعیت جدید زندگی دست یابند. با وجود اینکه زن و مرد با پایان رابطه قبلی خود، رابطه جدیدی را آغاز می نمایند اما اغلب آنان به دلائلی همچون مسائل مالی یا وظایف فرزندپروری به مسئولیت‌های حاصل از رابطه قبلی ادامه می‌دهند.

برای مردان مسئولیت مالی در قبال همسر قبلی ادامه می یابد به ویژه زمانی که دارای فرزند باشند و علاوه بر آن بایستی مسئولیت والدینی خود را نیز انجام دهند. مسائل مالی، رقابت در بدست آوردن وقت و توجه، موضوعات مادی می تواند تنش زیادی را به رابطه فعلی وارد نماید. یکی از اساسی ترین وظایف همسران در ازدواج دوم تعیین مرزهای روشن و دریافت حمایت متقابل است تا بتوانند فضایی را به وجود آورند که موجب ارتقاء رضایت مندی و خشنودی یکدیگر باشد.
آنچه در ازدواج دوم برای زوجین حائز اهمیت است کمک به آنان جهت سازگاری منطقی با سطوح بالای هیجانات و یافتن راه حل مشترک است که هر دو با آن توافق داشته باشند و بتوانند در اجرای آن از یکدیگر حمایت کنند. اگر هر دو نگاه متفاوتی نسبت به یک موضوع داشته باشند،این تفاوت می‌تواند منبع تنش تلقی شود و زمانی که بتوانند به تصمیم گیری مشترک برسند و از یکدیگر حمایت کنند پیشرفت مهمی در جهت پیشبرد اهداف رابطه داشته اند. در این مسیر شما می توانید از مشاوره قبل از ازدواج نیز کمک بگیرید.
با استفاده از گفتگوی متقابل می توان فرایند ۵ مرحله ای زیر را برای ارتقای سطح کیفی رابطه زوجین بعد از ازدواج دوم اجرا نمود:
۱) درک نگرش ها و نقطه نظرات متفاوت یکدیگر
۲) تعامل پیرامون اینکه چگونه تفاوت ها در موقعیت های خاص بر کیفیت رابطه تاثیر می گذارد
۳) بررسی موقعیت یا رفتارهای خاص که فعال کننده هیجان های منفی یا مثبت شدید است .
۴) تشویق زن و شوهر به حمایت از یکدیگر
۵) حفظ حریم رابطه و عدم مطرح کردن شرایط و جزئیات آن برای سایر افراد

پیش نیازهای عاطفی لازم برای ازدواج دوم

مشکلات ازدواج دوم

۱) در ازدواج مجدد از تجارب خود استفاده کنید نه از خاطرات خود
۲) در مورد زندگی زناشویی گذشته یکدیگر بیش از اندازه کنکاش نکنید. آنچه مهم است دانستن کلیاتی مرتبط با ازدواج اول همسرتان است.
۳) سطح توقعات خود در ازدواج دوم را به حد معقول برسانید و با آگاهی از انتظارات خود قدم به ازدواج دوم بگذارید.
۴)با توجه به آسیب‌های احتمالی ناشی از طلاق و جدایی ازدواج اول نسبت به یکدیگر حمایتگر باشید نه عاشق پیشه
۵) با داشتن تجارب جنسی حاصل از رابطه زناشویی گذشته نقاط ضعف خود را تقویت کنید
پیش نیازهای قانونی لازم برای ازدواج مجدد
مرد نمی‌تواند با داشتن زن،همسر دوم اختیار کند ،مگر در موارد زیر:
۱) رضایت همسر اول
۲)عدم توانایی همسر اول به انجام وظایف زناشویی
۳)عدم تمکین زن از شوهر
۴)ابتلا زن به صرع یا انواع بیماری های صعب العلاج
۵)اعتیاد زن به هر یک از انواع مواد مخدر
۶)محکومیت کیفری زن
۷)ترک زندگی خانوادگی از طرف زن
۸)عقیم بودن زن
۹) غائب یا مفقودالاثر شدن زن
توجه به نکته ضروری است که ازدواج دوم، مرد متاهل طبق قوانین هیچ منعی ندارد و تنها برای همسر اول حق طلاق ایجاد خواهد شد.

ازدواج با فرد بچه دار

ازدواج دوم با فردی که از ازدواج اولش صاحب فرزند است نیازمند رعایت پیش شرط هایی خواهد بود.
اول آنکه احساس خود را نسبت به بچه ها صادقانه بررسی کنید .اگر به هر دلیلی تمایلی به بچه و بچه داری ندارید در مورد ازدواج با فرد موردنظر بیشتر فکر کنید و اگر بچه دوست هستید به این فکر کنید که آیا میتوانید بچه همسرتان را دوست داشته باشید یا خیر؟
دوم آنکه بچه همسرتان نسبت به شما چه احساسی دارد؟بیشتر بچه ها در زمان ازدواج مجدد والدین شان احساس خوبی ندارند و به دلیل آسیب های احتمالی ناشی از طلاق و یا ازدواج دوم پدر و مادر خود نسبت به ورود شخص جدید ترس و شاید خشم دارند. اگر احساس می کنید بچه همسر آینده تان احساس خوبی راجع به شما ندارد و یا از شما خوشش نمی آید بهتر است با یک مشاور مشورت کنید.
سوم آنکه علاقه مندی ها و سبک زندگی خود را حتما در نظر بگیرید و به دلیل هیجان های فعلی، سبک زندگی مورد علاقه خود را فدای عشق نکنید . بعد از گذر از این ایام و فروکش نمودن عشق و علاقه، اجرا نشدن علاقه مندی ها و سبک زندگی مورد نظر تان باعث ایجاد توقع و خشم در شما می گردد.
چهارم آنکه نسبت به وظایف پدر یا مادر خوانده بودن خود، آگاهی کسب کنید و در نظر بگیرید آیا می توانید وظایف مربوط به این نقش را ایفا نمایید.چون همسر شما فرزندی دارد که وظیفه رسیدگی به آن فرزند تا حدودی بر عهده شما خواهد بود.
پنجم آنکه در مورد تقسیم وظایف و مسئولیت خود در قبال بچه حاصل از ازدواج قبلی همسرتان، با او صحبت کنید و از میزان انتظارات او در زمینه اداره امور منزل و مسئولیت‌های فرزند آگاه شوید. تمامی این موارد بهتر است در غالب یک قرارداد واضح شفاف سازی شود.
ششم آنکه در رابطه با میزان و نحوه ارتباط همسرتان با همسر سابقش سوال بپرسید. به دلیل وجود فرزندان حاصل از ازدواج قبلی و ایفای وظایف والدینی ارتباط با همسر قبلی اجتناب ناپذیر خواهد بود آنچه مهم است آگاهی شما از میزان و نحوه این ارتباط به صورت کاملا مشخص است.
هفتم آنکه از تمایل خود و همسرتان نسبت به بچه دار شدن با وجود فرزند یا فرزندانی که حاصل از ازدواج اول هستند آگاه شوید. حصول توافق دوجانبه در این زمینه بسیار مهم و ضروری خواهد بود.

در گذشته خود باقی نمانید. این مسئله بسیار اهمیت دارد که افراد زمانی برای ازدواج دوم اقدام می‌کنند که با گذشته خود کنار آمده باشند و بتوانند آن را رها کنند. رها کردن گذشته به این معنا نیست که شما افکار و احساسات مربوط به ازدواج قبلی خود را سرکوب کنید و اصلا راجع به آنها حرف نزنید. حرف زدن با یک دوست و یا در میان گذاشتن احساسات منفی با یک مشاور به شما کمک می‌کند که آنچه را که در ذهن تان شما را می آزارد حل کنید و در نتیجه از شر آنها خلاص شوید. یکی از مهمترین چیزهایی که در کنار گذاشتن گذشته به شما کمک می کند مسئله بخشش است. توانایی بخشش و بخشیدن کمک بسیاری در این زمینه به شما خواهد کرد. به همین خاطر تلاش کنید با اشتباهاتی که در گذشته داشته اید روبرو شوید. آنها را بپذیرید و تلاش کنید که برای ساختن فردایی بهتر آماده شوید.
پذیرش نقش خودتان، همسر قبلی تان و تمامی کسانی که در اشتباهات شما سهمی داشته اند به شما کمک می کند تا تلخی گذشته را به صورت ناخودآگاه به امروز منتقل نکنید.
 بسیاری از افراد بعد از شکست انتخاب اولشان، بیشتر به دنبال بیان عیب و ایرادهای نامزد و همسر سابقشان هستند و به نقش و سهم خود و کاستی هایی که در انتخاب همسر و زندگی مشترک داشتند توجه چندانی نمی‌کنند. به اصطلاح بیشتر نقش قربانی و کسی که مظلوم واقع شده است را ایفا می‌کنند و همین موضوع باعث می‌شود دوباره در انتخاب همسر دچار اشتباه شوند. تنها برای فرار از مشکلات نباید به ازدواج دوم پناه آورد. تصمیم گیری برای ازدواج مجدد افراد مطلقه باید آگاهانه تر و عاقلانه صورت پذیرد و مشکلات و چالش‌های پیشروی خود را در ازدواج پیشین و زندگی آینده شناسایی کنند تا علل فروپاشی زندگی گذشته مانعی بر سر راه آینده نباشد.
 بسیاری از افراد در ازدواج دوم برای فرار از تنهایی فشارهای خانوادگی و اجتماعی و رفع نیازهای عاطفی و مالی و بدون در نظر گرفتن معیارهای مناسب فقط برای فرار از شرایط موجود تن به ازدواج مجدد میدهند. ازدواجهایی که بر مبنای احساس صورت میگیرند، ازدواج های پر خطری هستند. فردی که تنها برای فرار از شرایط موجود ازدواج می‌کند یا فکر می‌کند دیر شده و سنش بالا رفته، فردی که به لحاظ احساسی هنوز درگیر رابطه قبلی است و معیارهای تناسب سنی، ظاهری، تحصیلی، اقتصادی، فرهنگی، جایگاه اجتماعی،  شغلی و حتی سلامت جسمی و روانی طرف مقابل را نادیده می گیرد و فقط به ازدواج فکر می‌کند به طور حتم در زندگی دوم خود نیز با مشکلات متعددی مواجه می شود.
 البته اگر ازدواج دوم با بررسی‌های لازم انجام شده باشد به اندازه ازدواج اول شانس موفقیت دارد.
به خودتان حتما فرصت بدهید.  عامل مهم بعدی در موفقیت ازدواج دوم این است که فرد یک بازه زمانی قابل قبولی را پس از طلاق سپری کرده باشد. یکی از دلایل شکست در ازدواج دوم فاصله زمانی کم بین طلاق و ازدواج دوم است. چراکه هنوز مشکلات روحی و روانی فرد پابرجاست و به ندرت پیش می‌آید که طلاق ناشی از اشتباه فقط یکی از زوجین باشد.  به همین خاطر قبل از ازدواج دوباره باید در روح خود جستجو کنید تا ببینید که به جای رفتارهای اشتباه گذشته چطور باید رفتار کنید که ازدواج دوم دوام داشته و با موفقیت همراه باشد.

اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

اشتراک گذاری در whatsapp
واتس اپ
اشتراک گذاری در telegram
تلگرام
اشتراک گذاری در twitter
توییتر
اشتراک گذاری در linkedin
لینکدین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *