چرا خیانت اتفاق می افتد؟

چرا خیانت اتفاق می افتد؟

خیانت یکی از پدیده هایی است که زوج درمانگران اخیراً با آن بیش از هر زمان دیگری مواجه می شوند. خیانت میتواند نه تنها ارزشمندترین مشترکات یک زوج ازجمله رابطه و اعتماد را از آنها بگیرد بلکه هویت و خودانگاره  فرد را به عنوان دارایی های روانشناختی فرد غارت کند. با وجود شیوع بالای این پدیده در سطح جهانی در هیچ زمانی خیانت  به درستی درک نشده است. از آن زمانی که ازدواج به وجود آمده خیانت بر علیه آن  وجود داشته و با وجود تمام مخالفتها، ضدیت ها و  نکوهش ها، با سرسختی تمام  همچنان وجود دارد. تنها پیوند ازدواج میتواند در ویژگی سرسختی و پایداری  با خیانت رقابت داشته باشد.

خیانت در دنیای امروز بسیار متفاوت تر از ایام گذشته است و به نسبت آسیبی هم که می‌تواند در شرایط حاضر به زندگی مشترک زوجین وارد کند شدیدتر خواهد بود. در ابتدا برای هزاران سال است که ازدواج بیشتر از آنکه درباره اتحاد میان دو نفر باشد، درباره همکاری استراتژیک بین دو نفر ، دو خاندان و دو قوم بوده که  بقای اقتصادی آنها را تضمین کند  و انسجام اجتماعی را ترویج و گسترش دهد. این نوع ازدواج توسط خانواده ها ترتیب داده میشد و در آن احساسات فرزندان و سایر علائق آنان در زمینه ازدواج  مورد نظر گرفته نمیشد. عروس و داماد صرفا به امید سازگاری با یکدیگر ازدواج می کردند.  در چنین ازدواج‌هایی باور بر آن بوده که  عشق به مرور زمان ایجاد می‌شود ولی قطعاً معیار لازم و پیش نیاز ازدواج محسوب  نمیشده است. زیرا  که عشق دلیل ناکافی و بی دوامی برای حمایت از چنین پیوند و نهاد مهمی با هدف اقتصادی و تامین بقا به حساب می‌آمده است.

بنابراین در دورانی که ازدواج یک قرارداد اقتصادی صرف بوده، خیانت می‌تواند فضایی برای تجربه عشق  فراهم آورد. جملاتی مثل من عاشقت هستم  بیا با یکدیگر ازدواج کنیم در بیشتر دوران تاریخی معنا و مفهومی نداشته اما در صد سال اخیر مکتب رمانتیک  این معنا را تغییر داد. در اواخر قرن ۱۹ و اوائل قرن ۲۰، در میان تغییرات اجتماعی و انقلاب صنعتی ازدواج معنای جدیدی پیدا کرد و به تدریج از یک پیوند ضروری با اهداف  اقتصادی تبدیل به یک پیوند آزاد ارتباطی بین دو نفر  نه بر اساس وظیفه و اجبار بلکه بر اساس محبت و عشق شد.

اما در هیچ دوره ای از تاریخ انتظارات بشر از  ازدواج به اندازه اکنون نبوده است. ما امروز خواهان همه ی آن چیزی هستیم که یک ازدواج سنتی می‌توانست برای ما فراهم کند. مواردی مثل امنیت، فرزندآوری، دارایی، احترام و غیره. اما در عین حال از همسرمان انتظار داریم که علاوه بر تمام این موارد ما را عمیقاً دوست داشته باشد، جذاب بداند و خلأ های عاطفی و هیجانی ما را به بهترین شکل ترمیم نماید. ما باید دوست صمیمی و محرم راز یکدیگر باشیم و شریک با شور و شوق جنسی یکدیگر. عشق ما به یکدیگر باید بی قید و شرط، صمیمیت ما نامتناهی و رابطه جنسی مان تنها با یکدیگر و برای تمام زندگی مان باشد. از طرفی طول عمر افراد به برکت پیشرفته علم و ارتقاء استانداردهای بهداشتی هر روز طولانی تر می شود.

خیانت همیشه دردناک بوده است اما برای عشق های مدرن، گویی این عذاب بیش از پیش است. زیرا در قدیم که ازدواج نوعی معامله اقتصادی بین دو خاندان با هدف تامین مسائل اقتصادی اتفاق می‌افتد فقط امنیت اقتصادی فرد بود که با خیانت در معرض خطر قرار می‌گرفت. اما امروزه که ازدواج نوعی قرارداد عاطفی و اجتماعی محسوب میشود خیانت امنیت عاطفی فرد و کل هویت او را به خطر می‌اندازد. طوفان احساساتی که امروزه بعد از آگاهی از خیانت به راه می‌افتد به حدی است که بسیاری از روانشناسان از واژه «تروما» به معنای آسیب روحی شدید برای توضیح علائم آن استفاده می کنند‌ و پروتکل درمانی برای فرد خیانت دیده را درمان سوگ و یا داغدیدگی مطرح می کنند.

علائمی مثل نشخوار افکار وسواس گونه، بی حسی روانی، شوک شدید عاطفی، گسستگی عاطفی، خشم های شدید، هراس غیرقابل کنترل و گوش به زنگ بودن دائمی از جمله نشانه های شخص خیانت دیده است. امروزه پیشرفت تکنولوژی و زندگی در عصر دیجیتال هم باعث شده که وسایل و شرایط اقدام به خیانت برای افراد بیش از پیش فراهم باشد. می‌توانیم بگوییم که در هیچ دوره ای از تاریخ، خیانت تا به این حد راحت‌ و در دسترس نبوده و در عین حال پنهان نگهداشتن آن هم تا به این حد سخت نبوده است. برای مثال اگر در قدیم بنا به اتفاق  یک تار موی روی پیراهن همسر پیدا شک خیانت قوت می‌گرفت و شخص با دقت بیشتر به سایر رفتارها متوجه خیانت همسرش میشد.

در حال حاضر پیغام ها، ایمیل ها و عکس هایی که از  رابطه موازی فرازناشویی  ممکن است وجود داشته باشد فرد را با انبوهی از اطلاعات دست اول و غیر قابل انکار روبرو می‌کند. علاوه بر تمام موارد نامبرده اگر در قدیم پدیده طلاق نوعی هنجارشکنی محسوب میشد که شرم اجتماعی و فرهنگی به همراه داشت. امروزه برای بسیاری از افراد ماندن در رابطه ای که سبب ساز آسیب های بیشتری خواهد بود در حالی که می‌تواند آن را ترک کند علامت سوال به همراه خواهد داشت. همچنین می توانید علائم خیانت در رابطه را از اینجا مطالعه کنید.

وقتی به فردی خیانت می شود ممکن است برایش راحت نباشد که بتواند موضوع را با دیگران در میان بگذارد .تجربه شرم و نکوهش از اینکه دیگران چه فکری می کنند و مبادا فکر کنند که من در زندگی برای همسرم کم گذاشته ام یا  شاید من کم بودم که همسرم تصمیم به خیانت گرفته معمولاً جز  افکاری است  که شریک آسیب‌دیده همواره با خودش زمزمه می کند. متاسفانه در مواردی هم  که برای مشورت با افراد غیر حرفه ای اقدام می کند، امکان دارد با پاسخهایی شبیه اینکه اگر کسی یکبار به تو خیانت کند باز هم خیانت می کند و یا آزموده را آزمودن خطاست فرد را به سمت جدایی و طلاق سوق دهند. در حالی که خیلی از اوقات فرد در شرایطی به سر میبرد که توانایی جداشدن و طلاق گرفتن  را ندارد.

با توجه به پیچیدگی های غیر قابل اجتناب حاکم بر روابط  فعلی، فراوانی امکانات در دسترس برای وقوع خیانت، اشتغال زوجین و عدم اختصاص زمانی برای تعامل و ارتقاء سطح کیفی رابطه لزوم مشورت با روانشناس خانواده یا زوج درمانگر بیش از هر زمان دیگری مطرح می‌شود.

اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

اشتراک گذاری در whatsapp
واتس اپ
اشتراک گذاری در telegram
تلگرام
اشتراک گذاری در twitter
توییتر
اشتراک گذاری در linkedin
لینکدین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *