مشاوره عزت‌نفس و هویت به زبان فارسی و انگلیسی

عزت‌نفس و هویت: ارزشمند بودن بدون اثبات کردن

مسیر رهایی از عزت‌نفس شکننده.

 

عزت نفس

عزت‌نفس پایین همیشه با خجالتی بودن یا ناتوانی آشکار همراه نیست. بسیاری از افرادی که با احساس بی‌ارزشی زندگی می‌کنند در ظاهر موفق و مسئولیت‌پذیر و حتی بسیار مطمئن به نظر می‌رسند. آن‌ها ممکن است در کار خود برجسته باشند. برای دیگران نقش تکیه‌گاه را ایفا کنند. با جدیت از اهدافشان دفاع کنند و در موقعیت‌های اجتماعی حضوری قدرتمند داشته باشند. بااین‌حال یک شکست کوچک یا یک انتقاد یا فاصله گرفتن فردی مهم می‌تواند تمام تصویر آن‌ها از خودشان را فرو بریزد.

مسئله اصلی در چنین وضعیتی کمبود استعداد یا مهارت نیست. مشکل در نظامی است که ارزش شخص را اندازه‌گیری می‌کند. در این نظام فرد تنها زمانی خود را پذیرفتنی می‌داند که موفق باشد. تحسین شود. اشتباه نکند. دیگران را راضی نگه دارد یا کنترل شرایط را از دست ندهد.

بنابراین درمان عزت‌نفس پایین فقط با مثبت فکر کردن یا تکرار جمله‌های انگیزشی ممکن نمی‌شود. فرد باید قراردادهای پنهانی را شناسایی کند که بر اساس آن‌ها حق ارزشمند بودن را به عملکرد و تأیید دیگران واگذار کرده است.

۱

تفاوت عزت‌نفس با اعتمادبه‌نفس

تفاوت عزت‌نفس با اعتمادبه‌نفس

اعتمادبه‌نفس معمولاً به ارزیابی فرد از توانایی خود در یک موقعیت خاص مربوط است. ممکن است کسی در سخنرانی اعتمادبه‌نفس زیادی داشته باشد اما در روابط عاطفی از طرد شدن بترسد. فرد دیگری شاید در تصمیم‌های شغلی مطمئن باشد اما درباره ظاهر خود احساس ناامنی کند.

خودکارآمدی نیز به این باور اشاره دارد که فرد می‌تواند یک کار معین را انجام دهد یا با یک مسئله کنار بیاید.

هویت پاسخ نسبتاً منسجم ما به این پرسش است که «من چه کسی هستم». این پاسخ تنها از ویژگی‌های شخصیتی ساخته نمی‌شود. ارزش‌ها و خاطرات و نقش‌ها و روابط و تعلق‌ها و انتخاب‌ها نیز در آن حضور دارند.

عزت‌نفس ارزیابی کلی فرد از ارزشمندی خود است. مشکل زمانی شکل می‌گیرد که این ارزشمندی به یک حوزه محدود وابسته شود. برای مثال فرد ممکن است ناآگاهانه باور داشته باشد که فقط در صورت موفقیت شغلی ارزشمند است. در این حالت از دست دادن شغل صرفاً یک رویداد دشوار نیست، به حکمی درباره تمام وجود او تبدیل می‌شود.

۲

عزت‌نفس پایین همیشه پایین به نظر نمی‌رسد

عزت‌نفس را نباید فقط بر اساس سطح ظاهری آن ارزیابی کرد. ثبات آن نیز اهمیت دارد. بعضی افراد در روزهای موفقیت احساس فوق‌العاده‌ای درباره خود دارند اما با نخستین ناکامی به نفرت از خود می‌رسند. عزت‌نفس این افراد الزاماً همیشه پایین نیست، بلکه ناپایدار و وابسته است. عزت‌نفس وابسته می‌گوید:

  • تا وقتی مفید هستم دوست‌داشتنی‌ام.
  • اگر اشتباه کنم احترامم را از دست می‌دهم.
  • اگر کسی مرا ترک کند یعنی کافی نبوده‌ام.
  • اگر بهترین نباشم معمولی و بی‌ارزش هستم.
  • اگر دیگران از من ناراضی باشند حتماً انسان بدی هستم.
پژوهش‌ها نشان داده‌اند که وابسته شدن ارزشمندی به رویدادهای مثبت و منفی می‌تواند فرد را در برابر نوسان‌های عزت‌نفس و نشانه‌های افسردگی آسیب‌پذیرتر کند. در این وضعیت هر رویداد به یک همه‌پرسی درباره ارزش وجودی شخص تبدیل می‌شود.

۳

رابطه هویت با عزت‌نفس

رابطه هویت با عزت‌نفس

هویت سالم به معنای داشتن یک تعریف کاملاً ثابت از خود نیست. انسان در طول زندگی تغییر می‌کند. نقش‌های تازه می‌پذیرد. بعضی تعلق‌ها را از دست می‌دهد و معناهای جدیدی پیدا می‌کند. هویت سالم باید هم پیوستگی داشته باشد و هم ظرفیت بازسازی.

احساس پیوستگی خود یعنی فرد بتواند میان گذشته و اکنون و آینده خود رابطه‌ای معنادار ببیند. او لازم نیست تمام نسخه‌های گذشته خود را تأیید کند. لازم است بفهمد چگونه به وضعیت فعلی رسیده است و اکنون می‌خواهد به چه سمتی حرکت کند. مرور علمی مفهوم پیوستگی خود نیز نشان می‌دهد که تجربه اتصال میان خود گذشته و حال و آینده با فرایندهای انگیزشی و تنظیم روان‌شناختی ارتباط دارد.

وقتی هویت فقط بر یک ستون قرار دارد شکننده می‌شود. اگر فرد فقط خودش را از طریق موفقیت حرفه‌ای بشناسد با ناکامی شغلی دچار فروپاشی می‌شود. اگر تمام هویت او در یک رابطه تعریف شده باشد پایان رابطه می‌تواند احساس محو شدن خود را ایجاد کند. اگر ارزش فرد فقط به مراقبت از دیگران وابسته باشد تعیین مرز در او شرم و عذاب وجدان ایجاد خواهد کرد.

هدف مشاوره عزت‌نفس حذف نقش‌های مهم نیست. هدف ساختن هویتی چندمنبعی است که با آسیب دیدن یک بخش تمام ساختار آن فرو نریزد.

۴

ریشه‌های عزت‌نفس پایین

ریشه‌های عزت‌نفس پایین

عزت‌نفس پایین لزوماً نتیجه یک حادثه مشخص نیست. این الگو اغلب از تکرار تجربه‌های کوچک و بزرگ ساخته می‌شود.

کودکی که فقط هنگام موفقیت توجه دریافت کرده است ممکن است بیاموزد که محبت پاداش عملکرد است. کودکی که مدام با دیگران مقایسه شده شاید ارزش خود را رتبه‌بندی کند. فردی که در برابر اشتباه تحقیر شده ممکن است کمال‌گرایی را به‌عنوان راهی برای جلوگیری از شرم به کار بگیرد.

نادیده گرفته شدن هیجان‌ها نیز اثر مهمی دارد. وقتی ترس یا خشم یا نیاز کودک بی‌اهمیت تلقی می‌شود او ممکن است نتیجه بگیرد که تجربه درونی‌اش معتبر نیست. این فرد در بزرگسالی برای فهمیدن آنچه باید احساس کند به واکنش دیگران وابسته می‌شود.

گاهی خانواده به کودک نقشی ثابت می‌دهد: نقش کودک قوی، کودک مسئله‌ساز، فرزند موفق، میانجی خانواده یا کسی که همیشه باید فداکاری کند. این نقش‌ها می‌توانند بخشی از زندگی روانی فرد شوند. او ممکن است سال‌ها بعد نیز بدون آن نقش نداند چه کسی است.

تبعیض و تمسخر و قلدری و طرد اجتماعی و روابط کنترل‌گر نیز می‌توانند هویت فرد را تحت تأثیر قرار دهند. بااین‌حال ریشه‌شناسی نباید به جبرگرایی منتهی شود. گذشته توضیح می‌دهد که یک الگو چگونه شکل گرفته است. گذشته تعیین نمی‌کند که این الگو برای همیشه ادامه پیدا کند.

۵

چرخه تداوم عزت‌نفس پایین

چرخه تداوم عزت‌نفس پایین

الگوی عزت‌نفس پایین معمولاً در یک چرخه خودتقویت‌شونده ادامه پیدا می‌کند. ابتدا یک محرک ظاهر می‌شود: ممکن است فرد اشتباهی کند یا پیامی بدون پاسخ بماند یا همکاری با نظر او مخالفت کند.

سپس یک داوری کلی شکل می‌گیرد: «من بی‌کفایتم». «خواستنی نیستم». «همیشه خراب می‌کنم». این داوری شرم و اضطراب یا ناامیدی ایجاد می‌کند.

فرد برای کاهش این هیجان به رفتارهای محافظتی روی می‌آورد. بیش از حد آماده می‌شود. از دیده شدن اجتناب می‌کند. بارها عذرخواهی می‌کند. توضیحات طولانی می‌دهد. از دیگران اطمینان‌خواهی می‌کند یا یک فعالیت را به تعویق می‌اندازد.

رفتار محافظتی در کوتاه‌مدت اضطراب را کاهش می‌دهد. در بلندمدت اجازه نمی‌دهد تجربه اصلاح‌کننده شکل بگیرد. کسی که هرگز نظرش را بیان نمی‌کند نمی‌فهمد که مخالفت الزاماً به طرد منتهی نمی‌شود. کسی که هر پروژه را با فرسودگی کامل می‌کند تصور خواهد کرد فقط به دلیل کنترل افراطی موفق شده است.

درمان مؤثر باید این چرخه را در سطح فکر و هیجان و رفتار تغییر دهد.

۶

خودانتقادی چه وظیفه‌ای دارد

خودانتقادی چه وظیفه‌ای دارد

خودانتقادی تنها مجموعه‌ای از افکار منفی نیست. این فرایند اغلب یک کارکرد محافظتی دارد. ذهن ممکن است تصور کند اگر زودتر و شدیدتر از دیگران فرد را نقد کند از تحقیر بیرونی جلوگیری خواهد شد. منتقد درونی ممکن است بگوید:

  • اگر خودت را تحت فشار نگذاری تنبل می‌شوی.
  • اگر نقصت را فراموش کنی دوباره آسیب می‌بینی.
  • اگر خودت را نبخشی آن اشتباه تکرار نمی‌شود.

به همین دلیل جنگیدن مستقیم با منتقد درونی همیشه مؤثر نیست. درمانگر ابتدا بررسی می‌کند که این صدا از چه خطری جلوگیری می‌کند. سپس راه کم‌هزینه‌تری برای دستیابی به همان هدف ساخته می‌شود.

برای مثال مسئولیت‌پذیری به تحقیر خود نیاز ندارد. فرد می‌تواند اشتباه خود را دقیق بررسی کند. پیامد آن را جبران کند و برنامه تازه‌ای بسازد بدون اینکه تمام شخصیتش را محکوم کند.

۷

ارزیابی پیشرفته عزت‌نفس

پیش از انتخاب راهکار باید ساختار عزت‌نفس فرد شناخته شود. چند پرسش می‌تواند این ساختار را روشن کند:

  • من فقط زمانی احساس ارزشمندی می‌کنم که چه اتفاقی افتاده باشد؟
  • چه نوع انتقادی مرا بیش از اندازه فرو می‌ریزد؟
  • در برابر چه کسانی بیشتر نقش بازی می‌کنم؟
  • کدام اشتباه را به نقص شخصیت خود تبدیل می‌کنم؟
  • برای حفظ تصویر خوب خود از چه رفتارهایی استفاده می‌کنم؟
  • اگر نقش شغلی یا عاطفی فعلی من حذف شود چه تعریفی از خودم باقی می‌ماند؟
  • منتقد درونی من تلاش می‌کند از چه چیزی جلوگیری کند؟

هدف این پرسش‌ها پیدا کردن پاسخ زیبا نیست. هدف آشکار کردن قرارداد ارزشمندی است. قرارداد ممکن است چنین باشد: «من فقط زمانی حق احترام دارم که به کسی نیاز نداشته باشم.»

۸

بازنویسی قرارداد ارزشمندی

یکی از مداخلات سطح بالا تفکیک ارزش انسانی از ارزیابی عملکرد است. این تفکیک به معنای انکار ضعف یا مسئولیت نیست. عملکرد قابل ارزیابی است. یک تصمیم می‌تواند ضعیف باشد. یک رفتار ممکن است آسیب‌زا باشد. یک مهارت شاید نیازمند رشد باشد. هیچ‌کدام به‌تنهایی ارزش کلی یک انسان را تعیین نمی‌کند.

محور کیفیت رفتار
چه کاری انجام شد. چه بخشی مؤثر بود. چه چیزی باید اصلاح شود.
محور منزلت انسانی
آیا فرد همچنان حق مراقبت و احترام و امنیت و فرصت یادگیری دارد؟

«آمادگی من کافی نبود» اطلاعات می‌دهد. «من بی‌عرضه‌ام» هویت را محکوم می‌کند.

اشتباه رایج ادغام این دو محور است.

۹

تبدیل داوری کلی به توصیف دقیق

زبان مبهم سوخت شرم است. عبارت‌هایی مانند «من شکست‌خورده‌ام» یا «هیچ‌کس مرا نمی‌خواهد» قابل آزمون نیستند. در مشاوره فرد یاد می‌گیرد داوری را به توصیف تبدیل کند:

  • در این گفت‌وگو نتوانستم نیازم را روشن بیان کنم.
  • پاسخ این فرد مطابق انتظار من نبود.
  • در این پروژه دو تصمیم کم‌دقت گرفتم.
  • در این رابطه برای جلوگیری از تعارض مرزهای خود را نادیده گرفتم.
توصیف دقیق امکان اقدام می‌سازد. حکم کلی تنها درد و بی‌حرکتی تولید می‌کند.

۱۰

مواجهه تدریجی با شرم

شرم معمولاً فرد را وادار می‌کند پنهان شود. درمان پیشرفته فقط درباره شرم گفت‌وگو نمی‌کند. فرصت‌هایی طراحی می‌کند تا فرد به شکل کنترل‌شده ناقص دیده شود و نتیجه واقعی را مشاهده کند. یک نردبان مواجهه ممکن است از این مراحل ساخته شود:

  • پرسیدن سؤالی که پاسخ آن را نمی‌دانید
  • بیان یک ترجیح کوچک بدون ارائه توضیح طولانی
  • تحویل کاری که استاندارد حرفه‌ای دارد اما بی‌نقص نیست
  • پذیرفتن تعریف بدون کوچک کردن موفقیت
  • گفتن «نمی‌دانم»
  • تعیین مرز با فردی که ممکن است ناراضی شود
  • مطرح کردن یک نیاز واقعی در رابطه‌ای امن

هدف بی‌ملاحظه شدن نیست. هدف افزایش تحمل دیده شدن بدون مدیریت افراطی تصویر خود است.

۱۱

کنار گذاشتن رفتارهای ایمنی

رفتارهای ایمنی اقداماتی هستند که فرد برای جلوگیری از طرد یا قضاوت انجام می‌دهد. عذرخواهی بی‌مورد. شوخی کردن با خود پیش از آنکه دیگری انتقاد کند. آماده‌سازی افراطی. بررسی مکرر پیام‌ها. درخواست پیوسته اطمینان و پنهان کردن نظر واقعی نمونه‌هایی از این رفتارها هستند.

حذف هم‌زمان همه آن‌ها ممکن است فشار زیادی ایجاد کند. روش بهتر انتخاب یک رفتار و کاهش تدریجی آن است.

برای نمونه فرد تصمیم می‌گیرد پیش از ارسال هر پیام فقط یک بار آن را بررسی کند. سپس اضطراب خود را تحمل می‌کند و نتیجه واقعی را ثبت می‌کند. این فرایند به مغز فرصت می‌دهد پیش‌بینی‌های فاجعه‌آمیز را با داده‌های تازه اصلاح کند.

۱۲

ساختن هویت چندمنبعی

هویت چندمنبعی فرد را از وابستگی کامل به یک نقش آزاد می‌کند. می‌توان حوزه‌های هویتی را روی یک نقشه ثبت کرد:

  • ارزش‌های اخلاقی
  • روابط مهم
  • نقش‌های خانوادگی
  • علایق فکری
  • خلاقیت
  • فرهنگ و زبان
  • توانایی‌های عملی
  • تجربه‌های زیسته
  • مراقبت از بدن
  • معنویت یا جهان‌بینی
  • مشارکت اجتماعی
  • بازی و لذت
  • اهداف آینده

سپس باید دید کدام حوزه بیش از اندازه بزرگ شده و کدام حوزه سال‌ها نادیده مانده است. بازسازی هویت تنها ذهنی نیست. هر بخش باید با رفتار تغذیه شود. اگر خلاقیت بخشی از هویت مطلوب فرد است باید زمان واقعی برای آفرینش وجود داشته باشد. اگر ارتباط اصیل مهم است فرد باید در یک رابطه امن چیزی واقعی از خود نشان دهد.

۱۳

خودمهربانی به معنای آسان‌گیری نیست

خودمهربانی گاهی با دلسوزی منفعلانه اشتباه گرفته می‌شود. در رویکرد علمی خودمهربانی روشی برای تنظیم تهدید و ایجاد انگیزه‌ای پایدارتر است. پاسخ خودمهربانانه سه جزء دارد: نخست دیدن درد بدون بزرگ‌نمایی یا انکار آن. دوم تشخیص اینکه نقص و شکست بخشی از تجربه انسانی است. سوم انتخاب پاسخی که هم حمایتگر باشد و هم مسئولانه.

این اشتباه دردناک است. شرم من قابل فهم است. اکنون باید سهم خودم را بپذیرم و برای جبران اقدام مشخصی انجام دهم.

فراتحلیل مداخلات مرتبط با خودمهربانی کاهش متوسط و معناداری را در خودانتقادی گزارش کرده است. درمان متمرکز بر شفقت نیز برای کاهش خودانتقادی و تقویت توانایی آرام‌سازی خود نتایج امیدوارکننده‌ای داشته است. بااین‌حال کیفیت و تناسب مداخله برای هر فرد همچنان اهمیت دارد.

۱۴

بازنویسی روایت هویت

افراد دارای عزت‌نفس پایین اغلب داستان زندگی خود را با محور نقص روایت می‌کنند. در این روایت رویدادهای مثبت استثنا هستند و تجربه‌های منفی ماهیت واقعی فرد را آشکار می‌کنند.

بازنویسی روایت به معنای ساختن یک داستان مثبت و غیرواقعی نیست. هدف افزایش دقت و پیچیدگی روایت است. درمانگر ممکن است بپرسد:

  • در آن زمان چه منابعی در اختیار شما نبود؟
  • رفتاری که امروز ناسالم می‌دانید در گذشته چه نقش محافظتی داشت؟
  • در کدام نقطه انتخاب متفاوتی انجام دادید؟
  • چه ارزش‌هایی حتی در دوره‌های دشوار در رفتار شما دیده می‌شد؟
  • امروز می‌خواهید نویسنده کدام بخش آینده خود باشید؟

روایت تازه باید رنج را به رسمیت بشناسد. زمینه را توضیح دهد و ظرفیت انتخاب را به فرد بازگرداند.

۱۵

رویکردهای درمانی مؤثر

۱

درمان شناختی رفتاری

می‌تواند به شناسایی باورهای هسته‌ای و آزمودن پیش‌بینی‌های منفی و تغییر رفتارهای محافظتی کمک کند. یک مرور نظام‌مند و فراتحلیل نشان داده است که مداخلات مبتنی بر درمان شناختی رفتاری می‌توانند برای عزت‌نفس پایین مؤثر باشند. پژوهشگران در عین حال بر محدودیت‌های شواهد و هم‌پوشانی اثر درمان با کاهش افسردگی تأکید کرده‌اند.

۲

درمان متمرکز بر شفقت

برای افرادی مفید است که شرم شدید دارند یا با مهربانی نسبت به خود احساس ضعف و خطر می‌کنند.

۳

طرحواره‌درمانی

به الگوهای ریشه‌داری مانند نقص و شرم و معیارهای سخت‌گیرانه و اطاعت یا محرومیت هیجانی می‌پردازد.

۴

درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد

به فرد کمک می‌کند افکار خودانتقادی را رویدادهای ذهنی ببیند و رفتار خود را بر اساس ارزش‌ها انتخاب کند.

۵

رویکردهای تحلیلی و رابطه‌محور

می‌توانند نحوه شکل‌گیری تصویر خود در روابط اولیه را بررسی کنند. رابطه درمانی در این شیوه فقط محل گفت‌وگو نیست. فضایی است که فرد می‌آموزد اختلاف یا اشتباه یا نیازمندی الزاماً به تحقیر و رها شدن منتهی نمی‌شود.

انتخاب رویکرد باید بر اساس فرمول‌بندی فردی انجام شود. هیچ روش واحدی برای تمام شکل‌های عزت‌نفس پایین مناسب نیست.

۱۶

حساسیت فرهنگی در مشاوره عزت‌نفس و هویت

تعریف خود در همه فرهنگ‌ها کاملاً فردمحور نیست. خانواده و زبان و مسئولیت جمعی و تعلق اجتماعی می‌توانند بخش مهمی از هویت باشند. بنابراین درمان نباید استقلال را تنها شکل بلوغ بداند.

گاهی مشکل خود تعلق نیست. مشکل این است که فرد برای حفظ تعلق مجبور شده بخش‌هایی از خود را حذف کند. مشاوره باید میان احترام به پیوندهای فرهنگی و حق داشتن مرز و انتخاب تعادل ایجاد کند. هدف ساختن فردی جدا از دیگران نیست. هدف شکل‌گیری هویتی است که بتواند هم رابطه داشته باشد و هم در رابطه ناپدید نشود.

۱۷

چه زمانی مراجعه ضروری است

اگر احساس بی‌ارزشی پایدار شده است یا بر روابط و کار و تحصیل اثر گذاشته بهتر است ارزیابی تخصصی انجام شود. افسردگی و اضطراب اجتماعی و اختلالات خوردن و تجربه تروما یا روابط آزارگر می‌توانند با عزت‌نفس پایین همراه باشند.

اگر خودانتقادی با آسیب زدن به خود یا افکار مرگ همراه است دریافت کمک فوری اهمیت دارد. در وضعیت خطر باید با خدمات اورژانسی محل زندگی یا یک مرکز بحران تماس گرفت.

در کانادا می‌توانید برای شرایط اضطراری با شماره ۹۱۱ یا با خط بحران ۹۸۸ تماس بگیرید.

۱۸

پرسش‌های متداول

عزت‌نفس پایین به‌تنهایی تشخیص روان‌پزشکی محسوب نمی‌شود. بااین‌حال می‌تواند بخشی از مشکلاتی مانند افسردگی و اضطراب و شرم مزمن یا الگوهای ناسالم رابطه‌ای باشد. ارزیابی تخصصی مشخص می‌کند که آیا یک مشکل بالینی دیگر نیز وجود دارد.

اگر جمله برای فرد غیرقابل باور باشد ممکن است فاصله میان تجربه واقعی و عبارت مثبت را برجسته‌تر کند. جمله‌های دقیق و قابل آزمون معمولاً مفیدترند. برای مثال «می‌توانم این موقعیت را مرحله‌به‌مرحله بررسی کنم» از «من در همه چیز فوق‌العاده‌ام» واقع‌بینانه‌تر است.

پاسخ به شدت الگو و مدت شکل‌گیری آن و مشکلات همراه بستگی دارد. بعضی افراد پس از چند هفته تغییرهای اولیه را تجربه می‌کنند. الگوهای عمیق مرتبط با شرم و تروما یا روابط اولیه معمولاً به درمان طولانی‌تری نیاز دارند.

بله. ممکن است در چند مهارت بسیار مطمئن باشید اما ارزش کلی خود را به همان مهارت‌ها وابسته کنید. در این صورت موفقیت به‌طور موقت احساس خوبی ایجاد می‌کند اما شکست می‌تواند کل تصویر شما از خودتان را تهدید کند.

مشاوره عزت‌نفس و هویت چه تغییری ایجاد می‌کند

هدف مشاوره این نیست که فرد همیشه خودش را دوست داشته باشد یا هر روز احساس اطمینان کند. هدف عمیق‌تر است. فرد می‌آموزد بدون انکار ضعف‌ها از کرامت خود محافظت کند. اشتباه را از هویت جدا سازد. شرم را تحمل کند. رفتارهای محافظتی را کاهش دهد و زندگی خود را بر پایه ارزش‌هایی بسازد که فقط به تحسین و موفقیت وابسته نیستند.

عزت‌نفس پایدار از متقاعد کردن خود درباره بی‌نقص بودن به وجود نمی‌آید. از این تجربه شکل می‌گیرد که می‌توان ناقص بود و همچنان مسئولانه زندگی کرد. می‌توان شکست خورد و فرو نریخت. می‌توان به دیگران تعلق داشت و خود را از دست نداد.

اگر خودانتقادی مزمن یا ناپایداری تصویر خود مانع زندگی شما شده است مشاوره تخصصی می‌تواند به شناسایی ریشه‌ها و تغییر چرخه‌های تداوم‌دهنده کمک کند.

12-1024x681-1

دکتر ترانه موذنی

PhD, RCC, CCC, ACS, CCS

دکتر ترانه موذنی ، دارای دکترای روان‌شناسی بالینی، مشاور بالینی ثبت‌شده در بریتیش کلمبیا (RCC) و مشاور رسمی کانادا (CCC)، سال‌ها تجربه تخصصی در همراهی با افراد، زوج‌ها و خانواده‌ها دارد. تجربه زیسته مهاجرت، در کنار دانش بالینی روز و آموزش‌های حرفه‌ای مستمر، به او امکان می‌دهد رنج‌ها و پیچیدگی‌های زندگی مراجعان را نه‌فقط در قالب نشانه‌ها بلکه در بستر روابط، فرهنگ و تجربه‌های زیسته آنان درک کند. دکتر موذنی همچنین به‌عنوان سوپروایزر بالینی مورد تأیید در بریتیش کلمبیا (ACS) و سراسر کانادا (CCS)، درمانگران را در مسیر رشد حرفه‌ای و دریافت رجیستری همراهی می‌کند. اگر احساس می‌کنید زمان آن رسیده است که با نگاهی عمیق‌تر به خود، روابط یا مسیر زندگی‌تان بپردازید، می‌توانید برای آغاز این مسیر، جلسه‌ای با دکتر موذنی رزرو کنید.