مشاوره فرسودگی شغلی به زبان فارسی و انگلیسی

استرس و فرسودگی شغلی: مسئله کمبود تاب‌آوری نیست، مسئله بدهی بازیابی است

خستگی‌هایی که به فردا منتقل می‌شوند.

 

فرسودگی شغلی

گاهی فرد پس از یک هفته سنگین به استراحت نیاز دارد. چند ساعت خواب بهتر یا یک آخر هفته آرام می‌تواند انرژی او را بازگرداند. این وضعیت معمولاً خستگی طبیعی ناشی از کار است.

فرسودگی شغلی تجربه متفاوتی است. فرد ممکن است بخوابد اما بازیابی نشود. مرخصی بگیرد اما با فکر بازگشت به کار دوباره احساس سنگینی کند. موفقیت‌های حرفه‌ای دیگر رضایت سابق را ایجاد نکنند. ارتباط با همکاران به منبع تحریک تبدیل شود و انجام وظایفی که زمانی ساده بودند به تلاش شناختی زیادی نیاز داشته باشد.

در چنین شرایطی مسئله همیشه این نیست که فرد ضعیف شده یا مدیریت زمان بلد نیست. گاهی سیستم روانی و جسمانی برای مدت طولانی بیش از ظرفیت خود هزینه کرده است، بدون آنکه فرصت کافی برای ترمیم داشته باشد.

فرسودگی را نباید شکست فردی دانست. این پدیده اغلب نتیجه عدم تناسب مزمن میان تقاضاهای شغلی و منابع واقعی فرد و محیط کار است.

۱

فرسودگی شغلی دقیقاً چیست؟

خستگی‌ای که با تعطیلات تمام نمی‌شود

سازمان جهانی بهداشت فرسودگی شغلی را یک پدیده مرتبط با کار می‌داند، نه یک بیماری مستقل. این وضعیت نتیجه استرس مزمن محیط کار است که به‌طور مؤثر مدیریت نشده است. سه مؤلفه اصلی برای آن تعریف می‌شود:

  • احساس تخلیه انرژی و خستگی
  • فاصله روانی از شغل یا منفی‌نگری و بدبینی نسبت به کار
  • کاهش احساس اثربخشی حرفه‌ای
این تعریف اهمیت زیادی دارد زیرا هر خستگی یا نارضایتی را نمی‌توان فرسودگی نامید. فرسودگی باید به زمینه شغلی مربوط باشد. همچنین ممکن است هم‌زمان با افسردگی یا اضطراب وجود داشته باشد اما با آن‌ها یکسان نیست.

۲

تفاوت استرس با فرسودگی

در استرس حاد سیستم روانی معمولاً در حالت «بیش‌فعالی» قرار می‌گیرد. فرد نگران است. عجله دارد. ذهنش سریع کار می‌کند و ممکن است احساس کند باید هم‌زمان چند کار را کنترل کند.

در فرسودگی حالت غالب به‌تدریج از بیش‌فعالی به تخلیه تغییر می‌کند. فرد دیگر فقط مضطرب نیست. احساس می‌کند چیزی برای خرج کردن باقی نمانده است. انگیزه کاهش پیدا می‌کند. فاصله عاطفی بیشتر می‌شود و گاهی کیفیت کار افت می‌کند.

فرد تحت استرس
«کارها خیلی زیادند و نمی‌دانم چگونه همه را انجام بدهم.»
فرد فرسوده
«دیگر برایم مهم نیست. حتی اگر انجام شوند چیزی تغییر نمی‌کند.»

این تفاوت مطلق نیست. بسیاری از افراد میان اضطراب و بی‌حسی در نوسان‌اند. صبح با فشار و عجله کار می‌کنند و عصر به حالت خاموشی روانی می‌رسند.

۳

فرسودگی یا افسردگی

فرسودگی بیشتر حول تجربه کار شکل می‌گیرد. ممکن است فرد در روز تعطیل یا هنگام انجام فعالیتی شخصی هنوز ظرفیت لذت بردن داشته باشد. در افسردگی کاهش انرژی و ناامیدی معمولاً به حوزه‌های مختلف زندگی گسترش پیدا می‌کند.

با این حال مرز این دو همیشه روشن نیست. فرسودگی طولانی می‌تواند به افسردگی منجر شود. افسردگی نیز ممکن است تحمل فشارهای شغلی را کاهش دهد.

نشانه‌هایی مانند ناامیدی فراگیر و احساس بی‌ارزشی و کاهش لذت در تمام حوزه‌ها و اختلال جدی خواب یا اشتها و افکار آسیب رساندن به خود نیازمند ارزیابی تخصصی هستند.

مشکلات جسمانی مانند اختلالات تیروئید و کم‌خونی و مشکلات خواب و تغییرات هورمونی نیز می‌توانند با خستگی و کاهش تمرکز همراه شوند. ارزیابی حرفه‌ای باید فقط به توضیح روان‌شناختی اکتفا نکند.

۴

چرا بعضی مشاغل ما را بیشتر فرسوده می‌کنند

چرا بعضی مشاغل ما را بیشتر فرسوده می‌کنند

حجم کار فقط یکی از عوامل فرسودگی است. فرد ممکن است ساعات زیادی کار کند اما احساس فرسودگی نداشته باشد. در مقابل ممکن است ساعات کاری ظاهراً معقول باشد اما ساختار کار انرژی زیادی مصرف کند. تقاضاهای فرساینده می‌توانند شامل این موارد باشند:

  • ابهام در نقش
  • تغییر مداوم اولویت‌ها
  • مسئولیت زیاد بدون اختیار کافی
  • وقفه‌های مکرر
  • نظارت افراطی
  • بی‌عدالتی در تقسیم کار
  • تعارض با ارزش‌های اخلاقی
  • تماس دائمی با پریشانی دیگران
  • انتظارات غیرقابل پیش‌بینی
  • ناامنی شغلی
  • نبود بازخورد یا قدردانی
  • فرهنگ سازمانی تنبیه‌گر
  • جلسات متعدد بدون تصمیم روشن
  • دسترسی دائمی خارج از ساعت کار
مدل تقاضا و منابع شغلی توضیح می‌دهد که تقاضاهای بالا زمانی بیشتر به فرسودگی منجر می‌شوند که منابعی مانند اختیار و حمایت و پیش‌بینی‌پذیری و فرصت بازیابی کافی نباشند. بنابراین راه‌حل فقط افزایش تحمل فرد نیست. باید رابطه میان بار و منابع اصلاح شود.

۵

تراکم وقفه‌ها، عامل پنهانی که دیده نمی‌شود

دو ساعت کار پیوسته با دو ساعت کار همراه با پیام و تماس و درخواست ناگهانی یکسان نیست. هر وقفه مغز را وادار می‌کند زمینه قبلی را رها کند و زمینه تازه‌ای بسازد. پس از پایان وقفه نیز بخشی از توجه در کار قبلی باقی می‌ماند.

کار خاصی انجام ندادم اما کاملاً خسته‌ام.

این خستگی همیشه نتیجه کم‌کاری نیست. گاهی حاصل ده‌ها جابه‌جایی شناختی است.

برای ارزیابی تراکم وقفه‌ها می‌توان در سه روز کاری تعداد تغییرهای ناخواسته توجه را ثبت کرد. هر بار که پیام یا درخواست یا جلسه‌ای برنامه اصلی را قطع می‌کند یک علامت ثبت می‌شود. هدف اندازه‌گیری دقیق بهره‌وری نیست، بلکه قابل مشاهده کردن هزینه‌ای است که معمولاً نادیده گرفته می‌شود. پس از ثبت می‌توان وقفه‌ها را به سه گروه تقسیم کرد:

  • وقفه‌های ضروری
  • وقفه‌های قابل زمان‌بندی
  • وقفه‌هایی که حاصل عادت یا نبود ساختارند

این اطلاعات برای مذاکره درباره کار بسیار مفیدتر از جمله کلی «حجم کارم زیاد است» خواهد بود.

۶

بدهی بازیابی چیست؟

بدن و ذهن پس از فعالیت به دوره‌ای نیاز دارند که در آن سیستم از حالت تقاضا خارج شود. اگر بازیابی یک روز کامل نشود بخشی از خستگی به روز بعد منتقل می‌شود. تکرار این فرایند چیزی شبیه بدهی بازیابی می‌سازد.

فرد ممکن است برای مدتی با کافئین و فشار و حس مسئولیت این بدهی را پنهان کند. عملکرد ظاهری حفظ می‌شود اما هزینه آن افزایش تحریک‌پذیری و کاهش حافظه کاری و اشتباه‌های بیشتر و حساسیت به انتقاد است.

بازیابی فقط متوقف کردن کار نیست. اگر فرد روی مبل نشسته اما ذهن او در حال مرور ایمیل‌ها و بازسازی مکالمات و پیش‌بینی روز بعد است سیستم روانی هنوز در وضعیت کار قرار دارد.

پژوهش‌ها فاصله‌گیری روانی از کار را یکی از عناصر مهم بازیابی می‌دانند. فاصله‌گیری یعنی فرد خارج از ساعت کار نه‌فقط فعالیت شغلی را متوقف کند بلکه برای مدتی از درگیری ذهنی با آن نیز خارج شود.

۷

چرا تعطیلات به‌تنهایی درمان فرسودگی نیست

تعطیلات ممکن است علائم را کاهش دهد اما اگر فرد به همان ساختار قبلی برگردد فرسودگی معمولاً دوباره فعال می‌شود.

این وضعیت شبیه خالی کردن آب از اتاقی است که شیر آن هنوز باز مانده است. استراحت آب را کم می‌کند اما تا زمانی که منبع ورود آب اصلاح نشود مشکل بازمی‌گردد.

پیش از مرخصی باید پرسید:

  • چه چیزی بعد از بازگشت متفاوت خواهد بود؟
  • کدام وظیفه حذف یا محدود می‌شود؟
  • چه کسی مسئولیت درخواست‌های فوری را بر عهده می‌گیرد؟
  • ساعت دسترسی چگونه تعریف خواهد شد؟
  • چه شاخصی نشان می‌دهد بار دوباره از ظرفیت عبور کرده است؟

اگر پاسخی برای این پرسش‌ها وجود نداشته باشد مرخصی ممکن است فقط بازگشت به همان چرخه را چند روز عقب بیندازد.

۸

نقشه پیشرفته فرسودگی

راهکار مؤثر از تشخیص دقیق منبع فرسودگی آغاز می‌شود. بهتر است به جای پرسش کلی «چرا خسته‌ام؟» چهار نقشه جداگانه ساخته شود.

۱

نقشه تقاضاها

تمام چیزهایی را که انرژی شناختی یا هیجانی مصرف می‌کنند ثبت کنید. فقط وظایف رسمی را ننویسید. نگرانی درباره ارزیابی مدیر و مدیریت هیجان مشتری و اصلاح اشتباه دیگران و آماده‌بودن دائمی نیز تقاضا محسوب می‌شوند. کنار هر مورد مشخص کنید: قابل حذف است، قابل کاهش است، قابل واگذاری است، قابل پیش‌بینی‌تر شدن است یا فعلاً قابل تغییر نیست. تمرکز باید ابتدا بر عواملی باشد که هم هزینه بالا و هم قابلیت تغییر دارند.

۲

نقشه منابع

منابع فقط زمان و پول نیستند. اختیار در تصمیم‌گیری و اطلاعات روشن و حمایت مدیر و امکان تمرکز و بازخورد منصفانه و احساس معنا نیز منبع هستند. گاهی کاهش حجم کار ممکن نیست اما می‌توان ابهام یا وقفه یا بی‌اختیاری را کاهش داد. همین تغییر می‌تواند هزینه روانی کار را پایین بیاورد.

۳

نقشه نشت انرژی

برخی فعالیت‌ها به‌تنهایی سنگین نیستند اما به دلیل تکرار انرژی زیادی مصرف می‌کنند. پاسخ دادن فوری به پیام‌ها و دوباره‌کاری و شرکت در جلسه‌های بی‌هدف و نگرانی درباره برداشت دیگران نمونه‌هایی از نشت انرژی هستند. پرسش اصلی این است: «کدام بخش کار کمترین ارزش و بیشترین هزینه را دارد؟» پیدا کردن همین بخش گاهی از یک روز کامل استراحت مؤثرتر است.

۴

نقشه بازیابی

ثبت کنید بعد از هر نوع فشار چه نوع بازیابی به شما کمک می‌کند. همه خستگی‌ها با یک روش ترمیم نمی‌شوند. اگر کار از نظر شناختی سنگین است شاید فعالیت بدنی سبک بهتر از تماشای محتوای بیشتر باشد. اگر کار با تنهایی همراه است ارتباط اجتماعی امن می‌تواند ترمیم‌کننده باشد. اگر شغل از نظر اجتماعی بسیار پرتقاضاست شاید سکوت و خلوت مفیدتر باشد.

۹

هفت راهکار عملی

۱

محدود کردن کارهای هم‌زمان

فرسودگی فقط از تعداد وظایف ناشی نمی‌شود. تعداد پرونده‌های باز ذهنی نیز اهمیت دارد. یک قانون کاربردی این است که برای کارهای فعال سقف تعیین شود، برای مثال فرد در هر بازه فقط سه کار اصلی فعال داشته باشد. وظایف دیگر حذف نمی‌شوند اما در فهرست انتظار قرار می‌گیرند. جمله حرفه‌ای برای مذاکره با مدیر می‌تواند چنین باشد: «در حال حاضر سه اولویت فعال دارم. اگر این درخواست باید امروز وارد برنامه شود لازم است مشخص کنیم کدام اولویت به زمان دیگری منتقل می‌شود.»

۲

تبدیل مرز مبهم به قرارداد رفتاری

مرز مبهم: «بعد از کار کمتر پیام‌ها را چک می‌کنم.» مرز رفتاری: «اعلان‌های کاری ساعت مشخصی خاموش می‌شوند. پیام‌ها در ابتدای روز بعد بررسی خواهند شد. فقط تماس از مسیر از پیش تعیین‌شده به معنای فوریت است.» مرز زمانی مؤثر است که سه ویژگی داشته باشد: زمان اجرای روشن، استثنای محدود، پیامد قابل پیش‌بینی. اگر هر درخواست با عنوان فوریت بتواند مرز را بشکند مرز واقعی شکل نگرفته است.

۳

آیین بستن روز کاری

در ده دقیقه پایانی روز: کارهای ناتمام ثبت می‌شوند، اقدام بعدی هر کار با یک فعل روشن نوشته می‌شود، زمان تقریبی بازگشت به آن مشخص می‌شود و نخستین کار روز بعد انتخاب می‌شود. برای مثال به جای نوشتن «گزارش» بنویسید: «فردا ساعت نه بخش نتیجه‌گیری گزارش را در سی دقیقه بازنویسی می‌کنم.» این کار ابهام را کاهش می‌دهد و ذهن مجبور نیست تمام شب برای حفظ وظیفه آن را تکرار کند.

۴

مذاکره با داده نه با عذرخواهی

مذاکره مؤثر چهار بخش دارد: واقعیت قابل مشاهده، اثر آن بر کیفیت یا زمان، درخواست مشخص و انتخاب میان اولویت‌ها. نمونه: «در دو هفته گذشته چهار وظیفه فوری به برنامه اضافه شده است. این تغییر زمان بررسی نهایی را کاهش داده و خطر خطا را بالا برده است. برای حفظ کیفیت لازم است یا زمان تحویل دو روز جابه‌جا شود یا یکی از وظایف به فرد دیگری منتقل شود. کدام گزینه با اولویت تیم هماهنگ‌تر است؟» هدف اثبات رنج نیست، تبدیل فشار به مسئله‌ای قابل تصمیم‌گیری است.

۵

بازطراحی شغل در مقیاس کوچک

همیشه امکان ترک شغل یا تغییر کامل ساختار وجود ندارد اما می‌توان بخشی از کار را بازطراحی کرد. فرد می‌تواند بررسی کند کدام وظایف با توانمندی اصلی او هماهنگ‌ترند، کدام رابطه کاری می‌تواند حمایت بیشتری ایجاد کند، کدام فرایند تکراری قابلیت استاندارد شدن دارد، کجا می‌توان اختیار بیشتری درخواست کرد و چگونه می‌توان معنای یک وظیفه را به نتیجه انسانی آن متصل کرد.

۶

کار با کمال‌گرایی پنهان

یک تمرین پیشرفته تعیین «سطح کافی» برای هر کار است: سطح حیاتی، سطح حرفه‌ای، سطح عالی. همه وظایف به سطح عالی نیاز ندارند. پیش از شروع هر کار بپرسید: «این کار واقعاً به چه سطحی از کیفیت نیاز دارد؟» این سؤال کیفیت را پایین نمی‌آورد، منابع را متناسب با اهمیت توزیع می‌کند.

۷

تشخیص زخم اخلاقی در محیط کار

گاهی فرسودگی از حجم کار نیست. فرد مجبور است برخلاف ارزش‌های حرفه‌ای خود عمل کند. مداخله باید شامل نام‌گذاری ارزش نقض‌شده، تفکیک مسئولیت شخصی از مسئولیت سازمان، مستندسازی مسئله، انتخاب مسیر مناسب برای بیان یا گزارش، تعیین حداقل استاندارد اخلاقی قابل حفظ و پذیرش محدودیت کنترل بدون بی‌حس شدن باشد. اگر محیط به‌طور مداوم فرد را مجبور به نقض ارزش‌های اساسی کند تغییر نقش یا محیط ممکن است بخشی از درمان باشد.

۱۰

مهاجرت و فشار اثبات شایستگی

برای برخی افراد تجربه مهاجرت فشار شغلی را پیچیده‌تر می‌کند. ممکن است فرد احساس کند باید دو برابر دیگران تلاش کند تا توانمندی خود را ثابت کند. ترس از ازدست‌دادن فرصت یا بازگشت به جایگاه پایین‌تر می‌تواند «نه گفتن» را دشوار کند.

کار کردن در زبان دوم نیز بار شناختی بیشتری ایجاد می‌کند. فرد ممکن است علاوه بر انجام وظیفه دائماً لحن و واژه و برداشت دیگران را کنترل کند. این هزینه اغلب در ارزیابی حجم کار دیده نمی‌شود.

همچنین مسئولیت مالی نسبت به خانواده و دشواری بازسازی جایگاه حرفه‌ای می‌تواند امکان ترک محیط ناسالم را محدود کند. درمان باید این واقعیت‌ها را ببیند. توصیه ساده به تغییر شغل بدون بررسی امنیت مالی و هویت حرفه‌ای و فشار خانوادگی راهکار مسئولانه‌ای نیست.

۱۱

نقش روان‌درمانی در درمان فرسودگی

روان‌درمانی قرار نیست فرد را برای تحمل نامحدود یک محیط ناسالم آماده کند. درمان باید هم عوامل درونی و هم شرایط بیرونی را بررسی کند. محورهای درمان ممکن است شامل این موارد باشند:

  • اصلاح باورهای کمال‌گرایانه
  • کاهش وابستگی ارزشمندی به عملکرد
  • کار با ترس از مخالفت با صاحبان قدرت
  • تنظیم مرزهای حرفه‌ای
  • درمان اضطراب یا افسردگی هم‌زمان
  • افزایش انعطاف در استانداردها
  • پردازش تجربه بی‌عدالتی یا تحقیر شغلی
  • بازسازی هویت خارج از نقش حرفه‌ای
  • برنامه‌ریزی برای بازگشت ایمن به کار

طرحواره‌هایی مانند معیارهای سخت‌گیرانه و اطاعت و ایثار و تأییدطلبی می‌توانند فرد را در برابر فرسودگی آسیب‌پذیرتر کنند. با این حال نباید از این موضوع برای نادیده گرفتن حجم کار یا بی‌عدالتی سازمانی استفاده کرد.

۱۲

مسئولیت سازمان را نباید به دوش فرد گذاشت

مسئولیت سازمان را نباید به دوش فرد گذاشت

از اثبات شایستگی تا فرسودگی خاموش

اگر محیط کار دچار کمبود نیروی مزمن و نقش‌های مبهم و بی‌عدالتی و مدیریت تنبیه‌گر باشد آموزش ذهن‌آگاهی به کارکنان مشکل اصلی را حل نمی‌کند.

مداخلات سازمانی می‌توانند شامل بازطراحی حجم کار و افزایش اختیار و شفاف‌سازی نقش و آموزش مدیران و ایجاد امکان مشارکت کارکنان در تصمیم‌گیری باشند. فراتحلیل مداخلات سازمانی نیز نشان داده است که تغییر در سطح سازمان می‌تواند در کاهش خستگی مؤثر باشد. سازمان جهانی بهداشت نیز بر اصلاح خطرهای روانی محیط کار و آموزش مدیران و فراهم کردن تسهیلات معقول و برنامه‌های بازگشت تدریجی به کار تأکید می‌کند.

۱۳

بازگشت به کار پس از فرسودگی

بازگشت به کار پس از فرسودگی

بازگشت نباید آزمون قدرت اراده باشد. اگر فرد پس از مرخصی با همان حجم و سرعت قبلی شروع کند احتمال بازگشت علائم بالا می‌رود. برنامه بازگشت بهتر است شامل این موارد باشد:

  • افزایش تدریجی ساعات
  • محدودیت موقت وظایف پیچیده
  • کاهش وقفه‌ها
  • جلسه‌های منظم با مدیر
  • شاخص روشن برای افزایش یا کاهش بار
  • ادامه درمان و مراقبت پزشکی
  • بررسی هفتگی ظرفیت واقعی

معیار پیشرفت فقط حضور در محل کار نیست. کیفیت خواب و ثبات خلق و توان تمرکز و ظرفیت بازیابی نیز باید بررسی شوند.

۱۴

چه زمانی باید کمک حرفه‌ای گرفت؟

اگر خستگی برای چند هفته ادامه دارد و استراحت کافی آن را اصلاح نمی‌کند بهتر است ارزیابی انجام شود. کاهش جدی عملکرد و اشتباه‌های مکرر و حملات اضطرابی و مصرف مواد و بی‌خوابی شدید و احساس ناامیدی نیز نشانه‌های مهمی هستند.

اگر افکار آسیب رساندن به خود یا دیگری وجود دارد باید فوراً با خدمات اورژانسی محلی تماس گرفته شود. مشاوره آنلاین جایگزین مداخله فوری در شرایط خطر جدی نیست.

در کانادا می‌توانید برای شرایط اضطراری با شماره ۹۱۱ یا با خط بحران ۹۸۸ تماس بگیرید.

۱۵

پرسش‌های متداول

خیر. نبود اختیار و تعارض نقش و بی‌عدالتی و فشار هیجانی و فقدان معنا نیز می‌توانند فرسودگی ایجاد کنند.

نه همیشه. گاهی اصلاح بار و مرز و نقش کافی است. اما اگر محیط به‌طور پایدار آسیب‌زا باشد و امکان تغییر وجود نداشته باشد خروج برنامه‌ریزی‌شده ممکن است ضروری شود.

این فعالیت‌ها می‌توانند به بازیابی کمک کنند اما علت ساختاری فرسودگی را حذف نمی‌کنند. درمان مؤثر باید تقاضاها و منابع و مرزها و شرایط سازمان را نیز بررسی کند.

مدت به شدت علائم و مدت قرار گرفتن در فشار و وجود مشکلات هم‌زمان و امکان تغییر محیط بستگی دارد. بازگشت ظرفیت معمولاً تدریجی است.

بازیابی یعنی بازطراحی رابطه با کار

بازیابی یعنی بازطراحی رابطه با کار

هدف درمان فرسودگی فقط بازگرداندن فرد به سطح قبلی تولید نیست. اگر همان الگوها و همان ساختار بدون تغییر ادامه پیدا کنند بازیابی پایدار نخواهد بود.

درمان واقعی کمک می‌کند فرد رابطه متفاوتی با کار بسازد. ارزشمندی خود را فقط از عملکرد نگیرد. ظرفیت را پیش از فروپاشی تشخیص دهد. درخواست روشن مطرح کند. کیفیت را متناسب با اهمیت توزیع کند و مسئولیت سازمان را به دوش خود نگیرد.

اگر استرس مزمن و خستگی و فاصله گرفتن از کار بر عملکرد یا روابط و سلامت شما اثر گذاشته است می‌توانید برای ارزیابی تخصصی و طراحی برنامه درمان فرسودگی شغلی جلسه‌ای محرمانه رزرو کنید.

12-1024x681-1

دکتر ترانه موذنی

PhD, RCC, CCC, ACS, CCS

دکتر ترانه موذنی ، دارای دکترای روان‌شناسی بالینی، مشاور بالینی ثبت‌شده در بریتیش کلمبیا (RCC) و مشاور رسمی کانادا (CCC)، سال‌ها تجربه تخصصی در همراهی با افراد، زوج‌ها و خانواده‌ها دارد. تجربه زیسته مهاجرت، در کنار دانش بالینی روز و آموزش‌های حرفه‌ای مستمر، به او امکان می‌دهد رنج‌ها و پیچیدگی‌های زندگی مراجعان را نه‌فقط در قالب نشانه‌ها بلکه در بستر روابط، فرهنگ و تجربه‌های زیسته آنان درک کند. دکتر موذنی همچنین به‌عنوان سوپروایزر بالینی مورد تأیید در بریتیش کلمبیا (ACS) و سراسر کانادا (CCS)، درمانگران را در مسیر رشد حرفه‌ای و دریافت رجیستری همراهی می‌کند. اگر احساس می‌کنید زمان آن رسیده است که با نگاهی عمیق‌تر به خود، روابط یا مسیر زندگی‌تان بپردازید، می‌توانید برای آغاز این مسیر، جلسه‌ای با دکتر موذنی رزرو کنید.