درمان تروما آنلاین به زبان فارسی و انگلیسی

تروما: خطر تمام می‌شود اما بدن هنوز در حال دفاع است

زخمی که در حافظه نماند و وارد زندگی شد.

 

تروما

تروما فقط خاطره یک اتفاق دردناک نیست. تروما تغییری است که پس از مواجهه با تهدید در شیوه کارکرد ذهن و بدن و روابط فرد باقی می‌ماند. ممکن است رویداد ماه‌ها یا سال‌ها پیش تمام شده باشد اما بخشی از نظام عصبی همچنان به گونه‌ای عمل کند که گویا خطر هنوز ادامه دارد.

فرد از نظر منطقی می‌داند اکنون در امنیت است. با این حال صدایی خاص یا تغییری در چهره دیگری یا تماس ناگهانی یا سکوتی مبهم می‌تواند بدن را وارد وضعیت دفاعی کند. ضربان قلب بالا می‌رود. عضلات منقبض می‌شوند. توجه باریک می‌شود. فرد آماده فرار یا مقابله یا خاموش‌شدن می‌شود. این واکنش‌ها نشانه ضعف نیستند. آن‌ها ادامه سازوکاری هستند که زمانی برای بقا فعال شده است.

درمان تروما به معنای فراموش‌کردن گذشته نیست. هدف این است که گذشته دیگر با قدرت زمان حال در بدن و روابط فرد تکرار نشود. فرد بتواند اتفاق را به یاد بیاورد بدون آن‌که دوباره در آن فرو برود. بتواند خطر واقعی را از یادآورهای خطر تشخیص دهد. بتواند از حالت بقا به زندگی بازگردد.

۱

هر تجربه دردناکی تروما نیست

واژه تروما در زبان روزمره برای توصیف بسیاری از تجربه‌های ناخوشایند استفاده می‌شود. شکست عاطفی و تعارض کاری و تحقیر و فقدان می‌توانند بسیار دردناک باشند. با این حال هر رویداد دردناک الزاماً در معنای بالینی تروما محسوب نمی‌شود.

تروما زمانی شکل می‌گیرد که تجربه از ظرفیت روانی و عصبی فرد برای پردازش و یکپارچه‌سازی فراتر برود. مسئله فقط شدت بیرونی رویداد نیست. سن فرد و میزان کنترل او و امکان فرار و سابقه آسیب‌های قبلی و حضور حمایت اجتماعی در پیامد تجربه نقش دارند.

دو نفر می‌توانند با رویدادی مشابه مواجه شوند و پاسخ‌های متفاوتی نشان دهند. یکی ممکن است پس از مدتی به تعادل بازگردد. دیگری ممکن است با کابوس و اجتناب و گوش‌به‌زنگی و احساس ناامنی پایدار درگیر شود.

این تفاوت به معنای قوی‌بودن یکی و ضعیف‌بودن دیگری نیست. نظام عصبی هر فرد بر اساس تاریخچه ژنتیکی و رشدی و رابطه‌ای او به خطر پاسخ می‌دهد. حمایت پس از حادثه نیز می‌تواند خطر شکل‌گیری PTSD را کاهش دهد. بیشتر افرادی که با رویدادهای بالقوه آسیب‌زا مواجه می‌شوند به PTSD مبتلا نمی‌شوند. با این حال بخشی از افراد به درمان تخصصی نیاز پیدا می‌کنند.

۲

تروما در لحظه حادثه ساخته نمی‌شود

پیامد تروماتیک فقط از آنچه اتفاق افتاده ناشی نمی‌شود. معنایی که ذهن از اتفاق می‌سازد نیز اهمیت دارد. فرد ممکن است پس از حادثه به این نتیجه برسد که جهان غیرقابل اعتماد است. هیچ‌کس از او محافظت نخواهد کرد. بدنش دیگر متعلق به خودش نیست. یا او به دلیل آنچه اتفاق افتاده آلوده یا بی‌ارزش شده است.

گاهی تروما با احساس درماندگی پیوند می‌خورد. فرد نمی‌تواند فرار کند یا مبارزه کند یا کسی را برای کمک فرا بخواند. دستگاه عصبی برای بقا به پاسخ‌های دیگری روی می‌آورد. ممکن است فرد در لحظه حادثه احساس کند از بدن خود جدا شده است. زمان کند یا متوقف شود. صداها دور شوند. یا بخش‌هایی از رویداد بعداً قابل یادآوری نباشند.

این واکنش‌ها اختلال در اراده نیستند. آن‌ها پاسخ‌های خودکار بقایی هستند. مشکل زمانی ایجاد می‌شود که این الگوهای دفاعی پس از پایان خطر همچنان فعال بمانند.

۳

مغز تروماتیک چگونه خطر را تشخیص می‌دهد؟

مغز به‌طور مداوم محیط را برای شناسایی امنیت و خطر بررسی می‌کند. این ارزیابی فقط آگاهانه نیست. بخش زیادی از آن پیش از شکل‌گیری فکر انجام می‌شود.

پس از تروما نظام تشخیص خطر ممکن است بیش از اندازه حساس شود. محرک‌های خنثی یا مبهم به‌عنوان نشانه تهدید تفسیر می‌شوند. بسته‌شدن یک در یا بوی خاص یا زمان مشخصی از روز می‌تواند واکنش شدید ایجاد کند. فرد شاید نداند چرا ناگهان مضطرب یا خشمگین یا بی‌حس شده است.

در این وضعیت آمیگدال و شبکه‌های مرتبط با تشخیص تهدید با سرعت بالا فعال می‌شوند. بخش‌هایی از قشر پیش‌پیشانی که در ارزیابی موقعیت و مهار پاسخ نقش دارند ممکن است تحت فشار شدید کمتر در دسترس باشند. به همین دلیل گفتن جمله «آرام باش» معمولاً کافی نیست. فرد پیش از آن‌که بتواند منطقی فکر کند وارد واکنش دفاعی شده است.

درمان باید به مغز و بدن فرصت یادگیری تازه بدهد. فرد به‌تدریج تجربه می‌کند که یادآور تروما خود تروما نیست. احساس شدید خطر به معنای وجود خطر فعلی نیست.

۴

حافظه تروما با خاطره معمولی تفاوت دارد

خاطرات معمولی اغلب در قالب روایتی نسبتاً منظم ذخیره می‌شوند. فرد می‌داند اتفاق در گذشته رخ داده است. می‌تواند آن را با آغاز و میانه و پایان به یاد بیاورد.

حافظه تروما ممکن است پراکنده و حسی باشد. بخشی از خاطره به شکل تصویر و صدا و بو و احساس بدنی باقی می‌ماند. ترتیب زمانی آن روشن نیست. فرد ممکن است بداند حادثه گذشته است اما بدنش آن را به‌عنوان رویدادی جاری تجربه کند.

فلش‌بک فقط به معنای دیدن تصویر واضح حادثه نیست. گاهی فلش‌بک عاطفی است. فرد ناگهان شرم یا ترس یا درماندگی شدیدی احساس می‌کند بدون آن‌که تصویر مشخصی به ذهنش بیاید. گاهی نیز بدن درد یا انقباضی را بازتولید می‌کند که با تجربه گذشته مرتبط است.

هدف پاک‌کردن حافظه نیست. هدف تغییر کیفیت آن است.

درمان تروما کمک می‌کند این قطعات پراکنده در بستری امن پردازش شوند و در روایت زندگی جای بگیرند. خاطره باید به تجربه‌ای تبدیل شود که فرد می‌داند تمام شده است.

۵

چهار الگوی دفاعی: جنگ و گریز و انجماد و سازش

پاسخ به تهدید همیشه جنگ یا فرار نیست. نظام عصبی می‌تواند از چند مسیر برای بقا استفاده کند.

۱

جنگ

فرد با خشم و حمله و کنترل یا دفاع شدید واکنش نشان می‌دهد. پس از تروما ممکن است تغییر لحن دیگری به‌سرعت به‌عنوان حمله تفسیر شود. فرد پیش از آن‌که آسیب ببیند حمله می‌کند.

۲

گریز

فرد از موقعیت و احساس و رابطه فاصله می‌گیرد. ممکن است همیشه مشغول باشد یا بی‌وقفه کار کند تا فرصتی برای تماس با تجربه درونی باقی نماند.

۳

انجماد

بدن از حرکت و تصمیم بازمی‌ماند. ذهن خالی می‌شود. فرد در موقعیتی که باید واکنش نشان دهد قادر به حرف‌زدن یا دفاع از خود نیست. او ممکن است بعداً خود را سرزنش کند اما پاسخ انجماد یک انتخاب آگاهانه نبوده است.

۴

سازش یا خشنودسازی

فرد برای کاهش خطر نیازهای خود را کنار می‌گذارد و بر آرام‌کردن دیگری تمرکز می‌کند. او ممکن است مخالفت نکند و مرزهایش را نادیده بگیرد و مسئولیت هیجان‌های دیگران را بر عهده بگیرد.

این الگوها زمانی برای بقا شکل گرفته‌اند. هدف درمان تحقیر یا حذف آن‌ها نیست. فرد باید بفهمد این پاسخ‌ها چه زمانی فعال می‌شوند و چگونه می‌تواند در زمان حال گزینه‌های بیشتری داشته باشد.

۶

چرا بدن پس از تروما آرام نمی‌شود؟

برانگیختگی بیش از اندازه
بی‌خوابی و گوش‌به‌زنگی و تپش قلب و تحریک‌پذیری و حملات اضطرابی از نشانه‌های این حالت هستند.
کاهش برانگیختگی
فرد بی‌حس و سنگین و جدا از محیط می‌شود. ممکن است ساعت‌ها بدون احساس زمان بگذرد. تمرکز مختل شود. فرد احساس کند در بدن خود حضور ندارد.

این دو حالت متضاد به نظر می‌رسند اما هر دو می‌توانند بخشی از پاسخ دفاعی باشند. نظام عصبی گاهی برای مقابله آماده می‌شود و گاهی برای تحمل چیزی که امکان مقابله با آن وجود ندارد خاموش می‌شود.

چرا بدن پس از تروما آرام نمی‌شود؟

مفهوم «پنجره تحمل» برای توصیف محدوده‌ای استفاده می‌شود که در آن فرد می‌تواند هیجان را تجربه کند و همچنان قادر به فکرکردن و انتخاب و ارتباط باقی بماند. درمان کمک می‌کند این محدوده به‌تدریج گسترده‌تر شود.

با این حال تنظیم هیجان هدف نهایی درمان نیست. اگر درمان فقط به آرام‌سازی محدود شود ممکن است فرد در مدیریت نشانه‌ها بهتر شود اما معنای تروما و اجتناب‌های مرتبط با آن دست‌نخورده باقی بمانند.

۷

PTSD چیست؟

همه افراد آسیب‌دیده به اختلال استرس پس از سانحه مبتلا نمی‌شوند. PTSD تشخیصی مشخص است و به مجموعه‌ای از نشانه‌ها نیاز دارد.

۱

بازتجربه

خاطرات ناخواسته و کابوس و فلش‌بک و واکنش شدید به یادآورها در این گروه قرار می‌گیرند.

۲

اجتناب

فرد از فکرها و احساس‌ها و مکان‌ها و افراد مرتبط با تروما دوری می‌کند. این اجتناب در کوتاه‌مدت اضطراب را کاهش می‌دهد اما مانع پردازش تجربه می‌شود.

۳

تغییر در شناخت و خلق

احساس گناه و شرم و بیگانگی و ناتوانی در تجربه هیجان‌های مثبت ممکن است ظاهر شود. باورهای فرد درباره امنیت و اعتماد و کنترل و ارزشمندی نیز تغییر می‌کنند.

۴

افزایش برانگیختگی و واکنش‌پذیری

بی‌خوابی و تحریک‌پذیری و تمرکز پایین و گوش‌به‌زنگی و واکنش شدید به صداها از نشانه‌های این گروه هستند.

تشخیص باید توسط متخصص دارای صلاحیت انجام شود. وجود برخی نشانه‌ها پس از یک حادثه به‌تنهایی برای تشخیص PTSD کافی نیست.

۸

تروما پیچیده چگونه شکل می‌گیرد؟

تروما پیچیده چگونه شکل می‌گیرد؟

تروما پیچیده اغلب با تجربه‌های مکرر یا طولانی‌مدتی مرتبط است که فرار از آن‌ها دشوار بوده است. بدرفتاری دوران کودکی و خشونت خانگی و اسارت و بهره‌کشی و زندگی طولانی در محیط ناامن می‌توانند چنین پیامدی ایجاد کنند.

در تروما پیچیده مشکل فقط خاطره یک حادثه نیست. رشد هویت و تنظیم هیجان و ظرفیت اعتماد ممکن است در بستر ناامنی شکل گرفته باشد. فرد شاید هیچ دوره پایداری از امنیت رابطه‌ای را تجربه نکرده باشد.

در کنار نشانه‌های PTSD ممکن است مشکلات دیگری نیز دیده شوند:

  • بی‌ثباتی شدید هیجانی
  • احساس مزمن بی‌ارزشی
  • شرم فراگیر
  • دشواری در ایجاد یا حفظ روابط
  • بی‌اعتمادی یا وابستگی شدید
  • احساس جدایی از خود
  • رفتارهای خودآسیب‌رسان
  • دشواری در تشخیص نیازها و مرزها

نباید هر مشکل رابطه‌ای یا هر کودکی دشوار را تروما پیچیده نامید. تشخیص دقیق باید الگوی نشانه‌ها و تاریخچه فرد و تشخیص‌های افتراقی را در نظر بگیرد.

۹

تروما رابطه‌ای: وقتی کسی که باید پناه باشد به منبع خطر تبدیل می‌شود

تروما رابطه‌ای زمانی شکل می‌گیرد که آسیب در بستری رخ دهد که فرد باید در آن امنیت و حمایت دریافت می‌کرده است. تحقیر و کنترل و تهدید و خشونت و بی‌ثباتی شدید و خیانت مزمن به اعتماد می‌توانند نظام دلبستگی را با نظام دفاعی درگیر کنند.

در چنین شرایطی فرد هم به رابطه نیاز دارد و هم از آن می‌ترسد. نزدیکی می‌تواند اشتیاق و خطر را هم‌زمان فعال کند. او ممکن است به کوچک‌ترین فاصله حساس شود یا هنگام صمیمیت عقب‌نشینی کند. ممکن است رفتار دیگری را بارها آزمایش کند تا مطمئن شود ترک نخواهد شد. یا پیش از وابسته‌شدن رابطه را ترک کند.

تروما رابطه‌ای همیشه در قالب خشونت آشکار دیده نمی‌شود. تکرار بی‌اعتبارسازی و شرمنده‌کردن و تهدید به ترک و کنترل روانی نیز می‌تواند احساس امنیت را تخریب کند. با این حال هر رابطه ناموفق یا هر خیانت عاطفی الزاماً تروما ایجاد نمی‌کند. شدت و تداوم و میزان درماندگی و پیامدهای پایدار باید بررسی شوند.

درمان تروما رابطه‌ای فقط تحلیل رابطه گذشته نیست. خود رابطه درمانی نیز اهمیت پیدا می‌کند. مرزهای روشن و ثبات و امکان مخالفت و ترمیم سوءتفاهم می‌توانند تجربه‌ای متفاوت از رابطه ایجاد کنند. درمانگر نباید از مراجع انتظار اعتماد فوری داشته باشد. اعتماد باید در طول زمان و از طریق تجربه مکرر قابل پیش‌بینی‌بودن ساخته شود.

۱۰

ترومای مهاجرت: زخمی که همیشه در یک حادثه خلاصه نمی‌شود

ترومای مهاجرت: زخمی که همیشه در یک حادثه خلاصه نمی‌شود

تجربه مهاجرت الزاماً تروماتیک نیست. بسیاری از افراد با وجود دشواری‌ها سازگاری موفقی دارند. با این حال مهاجرت می‌تواند مجموعه‌ای از آسیب‌ها و فقدان‌ها را در خود جای دهد. برخی افراد پیش از مهاجرت با جنگ و تهدید و آزار یا ناامنی روبه‌رو بوده‌اند. برخی در مسیر جابه‌جایی خطر و بی‌ثباتی و جدایی را تجربه کرده‌اند. پس از ورود نیز انتظار طولانی و وضعیت حقوقی نامعلوم و تبعیض و فشار مالی و تنهایی می‌تواند نظام عصبی را در حالت تهدید نگه دارد.

در ترومای مهاجرت معمولاً فقط یک گذشته دردناک وجود ندارد. فرد ممکن است هم‌زمان با نگرانی درباره خانواده و کاهش جایگاه شغلی و ازدست‌دادن زبان روان و گسست هویتی درگیر باشد. حادثه تمام نشده است زیرا برخی منابع خطر همچنان ادامه دارند. درمانگر نباید تمام رنج را به خاطرات گذشته نسبت دهد. بخشی از اضطراب ممکن است پاسخی واقع‌بینانه به ناامنی فعلی باشد.

درمان باید میان تروما و سوگ مهاجرت و اختلال سازگاری و اضطراب و افسردگی تمایز ایجاد کند. همچنین باید منابع فرهنگی و خانوادگی و معنوی فرد را ببیند. هدف فقط سازگارکردن فرد با محیط جدید نیست. هدف بازسازی احساس عاملیت و تعلق و تداوم هویت در شرایطی است که بخش‌هایی از زندگی قبلی از دست رفته‌اند.

۱۱

دیسوسیشن یا گسست چیست؟

گسست نوعی فاصله‌گرفتن از تجربه است که می‌تواند در زمان تهدید شدید فعال شود. فرد ممکن است احساس کند از بدن خود خارج شده است یا محیط غیرواقعی به نظر برسد. گاهی زمان از دست می‌رود یا بخش‌هایی از حافظه در دسترس نیستند.

گسست خفیف در زندگی روزمره نیز رخ می‌دهد. برای مثال فرد ممکن است هنگام رانندگی متوجه نشود بخشی از مسیر را چگونه طی کرده است. در تروما شدت و دفعات و پیامد گسست بیشتر می‌شود.

درمانگر باید گسست را پیش از ورود به پردازش عمیق تروما ارزیابی کند. مواجهه سریع و بدون توجه به ظرفیت حضور فرد می‌تواند او را از پنجره تحمل خارج کند. در چنین شرایطی فرد ظاهراً در جلسه حضور دارد اما توان پردازش مؤثر ندارد.

تثبیت وسیله‌ای برای پردازش ایمن‌تر است، نه پایان درمان.

هدف اولیه ایجاد توانایی تشخیص زمان و مکان فعلی و بازگشت به بدن و حفظ تماس با محیط است. این مرحله نباید به اجتناب دائمی از حافظه تبدیل شود.

۱۲

چرا اجتناب تروما را ماندگار می‌کند؟

اجتناب در کوتاه‌مدت منطقی به نظر می‌رسد. فرد با دوری از یادآورها اضطراب کمتری احساس می‌کند. اما مغز فرصت پیدا نمی‌کند یاد بگیرد یادآور با خطر واقعی یکسان نیست.

به‌تدریج محدوده اجتناب گسترده‌تر می‌شود. فرد ابتدا از محل حادثه دوری می‌کند. سپس از خیابان‌های مشابه و گفت‌وگو درباره موضوع و احساس‌های بدنی مرتبط با آن نیز فاصله می‌گیرد. زندگی کوچک‌تر می‌شود.

اجتناب فقط رفتاری نیست. مصرف مواد و کار افراطی و بی‌حسی عاطفی و تحلیل‌کردن بدون احساس نیز می‌توانند شکل‌هایی از اجتناب باشند.

درمان‌های مؤثر به فرد کمک می‌کنند در بستری امن و تدریجی با خاطره و معنا و یادآورهای تروما روبه‌رو شود. مواجهه درمانی با بازآسیب‌زنی تفاوت دارد. درمانگر نباید فرد را بدون آمادگی و رضایت در تجربه غرق کند.

۱۳

درمان تروما چرا باید مرحله‌ای و در عین حال هدفمند باشد؟

در بسیاری از موارد درمان با ارزیابی و ایجاد ایمنی آغاز می‌شود. خطر خودکشی و خودآسیب‌رسانی و مصرف مواد و خشونت جاری و شرایط پزشکی باید بررسی شوند. اگر خطر هنوز ادامه دارد نمی‌توان درمان را فقط بر پردازش گذشته متمرکز کرد.

مرحله بعد می‌تواند شامل آموزش درباره پاسخ‌های تروما و تنظیم هیجان و مهارت‌های بازگشت به زمان حال باشد. فرد باید بتواند نشانه‌های فعال‌شدن و گسست را شناسایی کند.

پردازش تروما زمانی آغاز می‌شود که هدف بالینی روشن و ظرفیت کافی وجود داشته باشد. این پردازش ممکن است بر خاطره یا باورهای پس از تروما یا اجتناب‌ها تمرکز کند.

اگر دیگر فقط برای زنده‌ماندن زندگی نکنم چه می‌خواهم؟

مرحله نهایی شامل بازسازی زندگی است. تروما ممکن است هویت فرد را حول بقا سازمان داده باشد. پس از کاهش نشانه‌ها همین پرسش تازه شکل می‌گیرد. مرحله‌ای‌بودن درمان به معنای ماه‌ها تمرین آرام‌سازی پیش از هر کار عمیق نیست. برنامه باید بر اساس نیاز واقعی فرد طراحی شود. برخی مراجعان می‌توانند زودتر وارد درمان متمرکز بر تروما شوند. برخی به آماده‌سازی بیشتری نیاز دارند.

۱۴

رویکردهای درمانی مبتنی بر شواهد

۱

درمان شناختی پردازش‌محور (CPT)

Cognitive Processing Therapy بر معناهایی تمرکز می‌کند که پس از تروما تثبیت شده‌اند. فرد ممکن است خود را مسئول حادثه بداند یا باور کند دیگر نمی‌تواند به هیچ‌کس اعتماد کند. در CPT نقاط گیر یا باورهایی که پردازش طبیعی را متوقف کرده‌اند شناسایی می‌شوند. حوزه‌هایی مانند امنیت و اعتماد و قدرت و کنترل و ارزشمندی و صمیمیت بررسی می‌شوند. هدف انکار خطر واقعی نیست. فرد یاد می‌گیرد میان «برخی افراد قابل اعتماد نیستند» و «هیچ‌کس قابل اعتماد نیست» تفاوت بگذارد. CPT از درمان‌های دارای پشتوانه پژوهشی قوی برای PTSD است و در جمعیت‌های مختلف و درمان از راه دور نیز بررسی شده است.

۲

مواجهه طولانی‌مدت (PE)

Prolonged Exposure به فرد کمک می‌کند به‌تدریج با خاطرات و احساس‌ها و موقعیت‌های امنی که از آن‌ها اجتناب کرده است روبه‌رو شود. در مواجهه خیالی فرد خاطره را در محیط درمان بازبینی و پردازش می‌کند. در مواجهه در زندگی واقعی به موقعیت‌هایی نزدیک می‌شود که اکنون امن هستند اما به دلیل ارتباط با تروما کنار گذاشته شده‌اند. هدف فقط عادت‌کردن به اضطراب نیست: خاطره خطرناک نیست، ناراحتی همیشگی نمی‌ماند، واکنش بدن قابل تحمل است. PE معمولاً در قالب برنامه‌ای ساختارمند ارائه می‌شود و از درمان‌های بسیار مطالعه‌شده برای PTSD است.

۳

EMDR

در EMDR فرد بر بخش‌هایی از خاطره و باورها و احساس‌های بدنی مرتبط تمرکز می‌کند. هم‌زمان تحریک دوطرفه مانند حرکت چشم یا صدا یا ضربه‌های متناوب استفاده می‌شود. هدف کمک به پردازش حافظه‌ای است که همچنان به شکلی فعال و ناراحت‌کننده باقی مانده است. EMDR یکی از درمان‌های متمرکز بر تروما با پشتوانه پژوهشی برای PTSD است. اجرای آن باید توسط درمانگر آموزش‌دیده انجام شود. استفاده پراکنده از حرکات چشم بدون ارزیابی و پروتکل بالینی کامل را نمی‌توان EMDR دانست.

۴

درمان شناختی رفتاری متمرکز بر تروما (TF-CBT)

Trauma-Focused CBT خانواده‌ای از مداخلات است که می‌تواند شامل آموزش روان‌شناختی و تنظیم برانگیختگی و پردازش حافظه و بازسازی باورهای مرتبط با تروما باشد. راهنمای NICE برای بزرگسالان مبتلا به PTSD درمان‌های فردی متمرکز بر تروما را توصیه می‌کند. این درمان‌ها باید توسط متخصص آموزش‌دیده ارائه شوند و به شرم و گناه و خشم و اجتناب و بازگشت به عملکرد روزمره بپردازند. درمان نباید فقط مجموعه‌ای از تکنیک‌های تنظیم هیجان باشد.

۱۵

آیا باید تمام جزئیات تروما را تعریف کرد؟

خیر. درمان مؤثر همیشه به معنای تعریف‌کردن تمام جزئیات برای درمانگر نیست. میزان و شکل بازگویی به روش درمانی و هدف و آمادگی فرد بستگی دارد.

در برخی درمان‌ها بازبینی مفصل‌تر خاطره بخشی از فرایند است. در برخی روش‌ها تمرکز بیشتری بر باورها یا تصاویر هدف وجود دارد. فرد باید بداند چرا درباره موضوعی صحبت می‌کند و این کار چگونه به هدف درمان کمک می‌کند.

بازگویی بدون چارچوب می‌تواند فقط فرد را دوباره فعال کند. سکوت کامل نیز ممکن است اجتناب را حفظ کند. درمانگر باید میان این دو وضعیت مسیر هدفمندی بسازد.

رضایت آگاهانه در تمام مراحل ضروری است. درمانگر نباید کنجکاوی خود را با نیاز بالینی اشتباه بگیرد.

۱۶

بدن‌محوری چه جایگاهی در درمان دارد؟

تروما در بدن تجربه می‌شود. بنابراین توجه به تنفس و وضعیت عضلات و حس‌های درونی و جهت‌یابی در محیط می‌تواند مفید باشد. این مداخلات به فرد کمک می‌کنند فعال‌شدن یا گسست را زودتر تشخیص دهد.

با این حال هر تجربه بدنی پردازش تروما محسوب نمی‌شود. برخی روش‌های بدن‌محور می‌توانند مکمل درمان باشند اما شواهد آن‌ها برای PTSD با درمان‌هایی مانند CPT و PE و EMDR یکسان نیست.

یک برنامه علمی باید میان مداخلات دارای شواهد قوی و روش‌های مکمل تفاوت بگذارد. محبوبیت یک تکنیک در شبکه‌های اجتماعی جایگزین ارزیابی پژوهشی نیست.

۱۷

درمانگر تروما باید چه ویژگی‌هایی داشته باشد؟

داشتن لحن آرام به‌تنهایی برای درمان تروما کافی نیست. درمانگر باید بتواند PTSD و تروما پیچیده و گسست و افسردگی و اضطراب و اختلالات دوقطبی و مصرف مواد را از یکدیگر تفکیک کند. او باید در یک یا چند درمان مبتنی بر شواهد آموزش دیده باشد و بداند چه زمانی پردازش را ادامه دهد و چه زمانی سرعت را کاهش دهد.

درمانگر مناسب تروما:

  • بدون هدف مشخص وارد جزئیات حادثه نمی‌شود
  • واکنش‌های بقایی را به ضعف شخصیت نسبت نمی‌دهد
  • برای اعتماد فوری فشار وارد نمی‌کند
  • درباره روش درمان شفاف است
  • مرزهای حرفه‌ای روشنی دارد
  • پیشرفت و شدت نشانه‌ها را ارزیابی می‌کند
  • در صورت نیاز با پزشک یا خدمات تخصصی همکاری می‌کند
  • وعده پاک‌شدن کامل حافظه را نمی‌دهد

۱۸

درمان تروما به زبان مادری

تجربه تروماتیک اغلب پیش از آن‌که به روایت تبدیل شود در قالب احساس و تصویر و بدن باقی می‌ماند. بیان آن به زبان دوم ممکن است فاصله‌ای محافظتی ایجاد کند. این فاصله گاهی مفید است اما گاهی دسترسی به لایه عاطفی تجربه را محدود می‌کند.

درمان به زبان فارسی می‌تواند امکان بیان دقیق‌تر ترس و شرم و خشم و احساس گناه را فراهم کند. مفاهیمی مانند آبرو و سکوت خانوادگی و فداکاری و اطاعت و حفظ ظاهر معنای فرهنگی خاصی دارند.

زبان مشترک نباید به فرض شباهت کامل تبدیل شود. درمانگر باید با فروتنی فرهنگی بپرسد هر مفهوم برای همین مراجع چه معنایی دارد. هدف تحمیل برداشت درمانگر از فرهنگ نیست.

۱۹

بهبود از تروما چه شکلی دارد؟

بهبود از تروما چه شکلی دارد؟

بهبود همیشه به معنای نداشتن هیچ واکنشی نیست. فرد ممکن است همچنان در سالگرد حادثه یا هنگام مواجهه با یک یادآور ناراحت شود. تفاوت در این است که واکنش تمام زندگی او را تسخیر نمی‌کند.

نشانه‌های بهبود می‌توانند شامل این موارد باشند:

  • کاهش کابوس و فلش‌بک
  • کاهش اجتناب
  • تشخیص بهتر امنیت و خطر
  • توانایی حضور در بدن
  • کاهش شرم و سرزنش خود
  • بازگشت به روابط و فعالیت‌های مهم
  • توانایی ایجاد مرز
  • افزایش حس اختیار
  • تجربه گذشته به‌عنوان خاطره و نه واقعیتی جاری

هدف ساختن هویتی است که تروما بخشی از تاریخ آن باشد اما تمام تعریف آن نباشد.

۲۰

چه زمانی دریافت کمک ضروری است؟

اگر کابوس و فلش‌بک و اجتناب یا گوش‌به‌زنگی برای چند هفته ادامه پیدا کرده‌اند و عملکرد شما را مختل کرده‌اند ارزیابی تخصصی اهمیت دارد.

در صورت وجود گسست شدید و مصرف مواد برای کنترل نشانه‌ها و رفتارهای خودآسیب‌رسان یا افکار خودکشی نباید درمان را به تعویق انداخت.

اگر خطر هنوز ادامه دارد ابتدا باید برای افزایش ایمنی اقدام شود. درمان آنلاین عادی جایگزین خدمات اورژانسی نیست. اگر در خطر فوری هستید با اورژانس یا خط بحران محل زندگی خود تماس بگیرید یا به نزدیک‌ترین مرکز درمانی مراجعه کنید.

در کانادا می‌توانید برای شرایط اضطراری با شماره ۹۱۱ یا با خط بحران ۹۸۸ تماس بگیرید.

۲۱

پرسش‌های متداول

زمان می‌تواند به بهبود طبیعی کمک کند اما برای همه کافی نیست. اجتناب و معناهای آسیب‌زا و واکنش‌های شرطی‌شده ممکن است بدون درمان ادامه پیدا کنند.

خیر. بازگویی بدون هدف و بدون ظرفیت کافی می‌تواند فرد را بیش از اندازه فعال کند. پردازش درمانی باید ساختار و منطق بالینی و رضایت آگاهانه داشته باشد.

بله. حافظه ممکن است ناقص یا پراکنده باشد. با این حال وجود نشانه‌ها به‌تنهایی اثبات نمی‌کند رویداد فراموش‌شده مشخصی رخ داده است. درمانگر نباید خاطره‌سازی یا تفسیر قطعی انجام دهد.

نه همیشه. برخی درمان‌های متمرکز بر PTSD در قالب پروتکل‌های نسبتاً کوتاه ارائه می‌شوند. تروماهای متعدد و گسست و مشکلات همراه ممکن است به زمان بیشتری نیاز داشته باشند.

برای برخی افراد درمان تروما از راه دور می‌تواند مؤثر باشد. حریم خصوصی و ایمنی و شدت گسست و دسترسی به حمایت محلی باید ارزیابی شوند. تناسب درمان آنلاین برای هر فرد جداگانه تعیین می‌شود.

وقتی گذشته دیگر زمان حال را اداره نمی‌کند

تروما بخشی از ذهن و بدن را در لحظه‌ای نگه می‌دارد که خطر هنوز پایان نیافته بود. درمان به فرد کمک می‌کند از نظر عاطفی و بدنی متوجه شود اکنون در زمان دیگری زندگی می‌کند.

هدف درمان پاک‌کردن گذشته یا تبدیل درد به داستانی زیبا نیست. هدف بازگرداندن اختیار است. فرد بتواند نزدیک شود یا فاصله بگیرد چون انتخاب کرده است. بتواند مرز بگذارد بدون آن‌که از فروپاشی رابطه بترسد. بتواند خاطره را به یاد بیاورد بدون آن‌که دوباره در آن زندانی شود.

اگر نشانه‌های تروما یا PTSD زندگی و روابط شما را محدود کرده‌اند می‌توانید برای دریافت درمان تروما به زبان فارسی یک جلسه آنلاین رزرو کنید. ارزیابی دقیق مشخص می‌کند با چه نوع پاسخ تروماتیکی روبه‌رو هستید و کدام مسیر درمانی با نیازها و ظرفیت فعلی شما تناسب بیشتری دارد.

12-1024x681-1

دکتر ترانه موذنی

PhD, RCC, CCC, ACS, CCS

دکتر ترانه موذنی ، دارای دکترای روان‌شناسی بالینی، مشاور بالینی ثبت‌شده در بریتیش کلمبیا (RCC) و مشاور رسمی کانادا (CCC)، سال‌ها تجربه تخصصی در همراهی با افراد، زوج‌ها و خانواده‌ها دارد. تجربه زیسته مهاجرت، در کنار دانش بالینی روز و آموزش‌های حرفه‌ای مستمر، به او امکان می‌دهد رنج‌ها و پیچیدگی‌های زندگی مراجعان را نه‌فقط در قالب نشانه‌ها بلکه در بستر روابط، فرهنگ و تجربه‌های زیسته آنان درک کند. دکتر موذنی همچنین به‌عنوان سوپروایزر بالینی مورد تأیید در بریتیش کلمبیا (ACS) و سراسر کانادا (CCS)، درمانگران را در مسیر رشد حرفه‌ای و دریافت رجیستری همراهی می‌کند. اگر احساس می‌کنید زمان آن رسیده است که با نگاهی عمیق‌تر به خود، روابط یا مسیر زندگی‌تان بپردازید، می‌توانید برای آغاز این مسیر، جلسه‌ای با دکتر موذنی رزرو کنید.