اثرات قهر در زندگی - در مقابل قهر کردن چه باید کرد؟ - دکتر ترانه موذنی

اثرات قهر در زندگی

اثرات قهر در زندگی

اگر خشم و کینه گذشته را اندکی رها کنید، اندکی شادمان خواهید شد.
اگر بیشتر آن را رها کنید، شادمانی بیشتری نصیبتان می شود.
اگر کاملاً رهایش کنید، آزاد خواهید شد.

  • قهر کردن های طولانی زوجین چه تاثیری بر روابط آنها دارد؟
  • هنر بخشش یا لذت قهر و قربانی جلوه دادن خود ؟
  • همه ما ایده بخشش را دوست داریم اما بخشودن درس دشواری است.
  • چرا باید ببخشم؟
  • آیا در این موقعیت امکان بخشش وجود دارد؟
  • و چگونه بخشش را یاد بگیرم؟

اگر از وقایع گذشته احساس خشم و ناراحتی می کنید، از همسرتان کینه بر دل دارید و یا بار سنگین آسیب ها و آزردگی های ناتمام گذشته را با خود حمل میکنید و همواره سکوت و قهرکردن های طولانی در رابطه خود تجربه میکنید، مقاله حاضر، به شما کمک میکند بخشودن را بیاموزید و زخم های کهنه خود را التیام بخشید.

بخشش به چه معناست؟

بخشش به معنای فراموشی یا نادیده گرفتن رفتار فرد خطاکار نیست؛ بلکه به معنای رها کردن کدورتهای گذشته است. شاید زخمتان ناشی از اشتباه شما نباشد اما مسئولیت التیام آن بر عهده شماست. در واقع، بخشش هدیه ای است که به خودتان پیشکش میکنید. آنچه اکثر مردم غالباً مایل هستند بدانند این است: «با توجه به وضعیتی که برای من رخ داده ، آیا می توانم این کار را انجام دهم؟ آیا می توانم ببخشم ؟» پاسخ روشن است: «بله» هرکسی میتواند بخشش را بیاموزد، در هر زمانی و در هر شرایطی.
تا زمانی که نتوانید از نفرت، رنجش و انتقام جویی رهایی یابید، این زخمها همواره شما را از عشق ورزیدن، شادمانی و زندگی غنی باز میدارد. بخشودن به سادگی شما را از کشمکش آشفتگی به ساحل آرامش هدایت میکند. همیشه در نظر بگیرید که بخشش گزینه ای است که به خاطر شفقت به خودتان انتخاب می کنید.

شفقت به خود جایگزین قهر های طولانی

شفقت به خود اول از همه شامل بخشش خطاها و لغزش های خود است و در بعد دیگر شامل بخشودن کسانی است که ما را آزرده اند. وقوع خطا امری انسانی است و تغییر گذشته امری محـال . لـذا بخشش موضوع زندگی هر روزه ماست که در زندگی فردی و جمعی ما تأثیر بسزایی دارد. همواره این موضوع برای ما سؤال برانگیز است که با خطاهای خود و دیگران چگونه مواجه شویم. خطاهایی که ممکن است پیش پا افتاده و معمولی باشند یا فجیع و دردناک.
یکی از شیوه های اصلی شفقت به خود بخشش و درک انسانیت مشترکمان است. ما انسان ها، ویژگی های مشترکی داریم؛ ضعف و خطاپذیری هم جزئی جدایی ناپذیر انسان ها و شامل همه ماست. وقوف بر خطاپذیری خودمان، احساس اشتراک و یکپارچگی را با همه آنهایی که به نوعی مرتکب خطا شده اند، ممکن می سازد. از دل همین اشتراک انسانی، بخشش می تواند ظهور یابد.


قهر کردن ناشی از ناتوانی برای گفتگو و حل مشکل ارتباطی

چرخه خشم و قهر کردن های طولانی ناشی از آن مشکل اصلی این است که خشونت، خشونت می آورد و زوجینی که درگیر جنگ با افراد غریبه شده و یا در روابط نزدیک مورد سوء استفاده قرار گرفته اند، خشـم هـای فروخورده ای را تجربه می کنند که خشونت دیگری را، گاهی بلافاصله و گاهی با فاصله ده ها سال رقم می زند و متاسفانه این چرخه، متوقف نمی شود و همچون گلوله برفی شدت می یابد و در مواردی حتی از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود.
خصومت ها تنها به زوجین آسیب نمیزند و فرزندانی که عمر خویش را با خشم ابراز نشده سپری می کنند، آثار منفی روان شناختی و جسمی زیادی را تجربه می کنند و زندگی را در تلخی فزاینده ای سپری می کنند. برای رسیدن به جامعه ای سالم با خانواده های سالم، بایستی چرخه معیوب خشونت شکسته شود و این امر شدنی نیست جز اینکه از نسخه شفابخش و مورد اتفاق رویکردهای مختلف روان شناختی، فلسفی و دینی استفاده شود و آن همانا بخشش است.


نقش بخشش در کاهش اضطراب و افسردگی زوجین

بخشش، با شاخص های جسمی و روان شناختی در ارتباط است. شواهدی گویای این است که با افزایش بخشش، از میزان اضطراب و افسردگی کاسته می شود. پژوهش ها نشان داده است زوجینی که از بخشش استفاده می کنند و از قهر کردن های طولانی اجتناب می‌ورزند کمتر از دیگران، به روش های هیجان مدار ناسالم نظیر مصرف الکل و سیگار روی می آورند. همچنین در پژوهش هایی، زوجینی که در بخشش بیشترین امتیاز را داشته اند، شاخص های سلامتی نظیر افزایش گلبولهای سفید خون را نشان داده اند.

پژوهش هایی نیز نشان داده است که در همسرانی که بخشش را انتخاب کرده اند، ضربان قلب و فشارخون کمتر می شود. در مجموع، کاهش واکنش روان شناختی، تعارض بین فردی و استرس تجربه شده همچنین افزایش رفتارهای سالم تر و تجربه اوج معنوی و مذهبی از آثار بخشش است که از مسیرهای کاهش سرزنش مزمن، عصبانیت و خصومت، و نیز افزایش خوش بینی، خودکارآمدی و حمایت اجتماعی ادراک شده حاصل می شوند. اگرچه نظرات در مورد ماهیت دقیق بخشش متفاوت است، اما در این میان یک اتفاق نظر وجود دارد و آن اینکه بخشش برای افراد مفید است.

بخشش می تواند شخص را از ارتباط منفی با منبعی که به فرد آسیب زده است رهایی دهد. در سایه بخشش، تغییراتی در انگیزه افراد ایجاد می شود و آنها با گذشت زمان خیر خواه تـر شده و به غیر ضروری و بی استفاده بودن قهر و خشم و سکوت بیش از پیش پی خواهند برد. اما تغییرات واقعی و ملموس ناشی از بخشش را لازم است در داستان های افرادی جستجو کرد که از موهبت بخشش برخوردار شده اند.
بخشش هنر و دانشی است که می توان آموخت، بخشش را نباید با مصالحه، عفو قانونی، چشم پوشی و فراموشی اشتباه گرفت. بخشش فرایندی درونی است که طی آن جنبه های شناختی، احساسی و رفتاری فرد در برابر رویداد آسیب زا و فرد خطاکار تغییر می یابد. منظور از بخشش رها کردن حق عصبانیت و انزجار از عمل ارتکابی زیان بخش به سود عشق، رهایی و امید است.
بدین ترتیب، این مقاله بخشش را به سه سطح

  • بخشش دیگران
  • بخشش خود
  • و هیچ چیز برای بخشش وجود ندارد طبقه بندی کرده و به طرح مباحث کلی در این زمینه می پردازد.

در سطح اول، به بخشش دیگری اشاره می شود. بخشودگی بین فردی در افرادی که تجربه های دردناکی مانند خیانت، طلاق، خشونت و تبعیض را از سر گذرانده اند می تواند کارساز باشد. بخشش فرآیند آزادسازی روانی عاطفی است که فرد رنجیده را از احساس خشم، ترس و غم نجات می دهد تا دیگر میلی به انتقام و اعمال جبرانی نداشته باشد. این فرایند ممکن است به کندی رخ دهد و ضرورتاً بدین معنا نیست که فرد خاطره های دردناک خود را فراموش کند بلکه به نوعی ظرفیت درونی دست می یابد که بپذیرد و برای سازندگی قدم بردارد نه ویرانی. پژوهش ها نشان داده اند بخشش از پیامدهای ناگوار تعارضات زوجین، خیانت و طلاق از جمله احساس شکست، ناامیدی، غمگینی و خشم می کاهد و باعث افزایش رضایت و سازگاری می شود.

بخشودن فرد یا افراد برای تخطی های مرتکب شده یک وسیله قوی و توانمند برای خاتمه دادن به یک رابطه مختل شده یا دردناک است و همین طور شرایط را برای آشتی و مصالحه با فرد خطاکار فراهم می سازد. اگر بخشودگی بین فردی صورت نگیرد، تنفر ایجاد می شود و این تنفر تبدیل به خصومت و عصبانیت می شود و سلامتی فرد را مورد تهدید قرار می دهد. مطالعات بخشش را یک انتخاب صحیح برای افراد آسیب دیده از روابط معرفی کرده و آن را در بهبود ابعاد ارزشمندی خود، رهاشدگی و سوگ افراد مؤثر گزارش داده اند.
یکی دیگر از سطوح مطرح شده بخشش خود است که غالباً اهمیت آن نادیده گرفته می شود. بخشش خود یک تغییر در نگرش خود ارجاعی است. به طوری که منجر به تجربه کمتر احساسات منفی می شود و نگاه مهربانانه با خود را افزایش می دهد. پژوهش ها نشانگر آن است که بخشش خود موجب افزایش پذیرش خود ،شفقت به خود و کاهش خود سرزنشگری، خود تنبیهی، احساس گناه، شرم و اهمال کاری می شود. بنابراین گرایش به بخشش خود موجب می شود که اول فرد آشفتگی هیجانی کمتری تجربه کند، دوم اقدامی متعهدانه برای تغییر رفتار خود در آینده انجام دهد.
و سطح دیگر بخشش، دستیابی به این بینش است که چیزی برای بخشش وجود ندارد. بخشش در این سطح بدین معناست که حتی در جریان رویدادهای دردناک و آشفته ساز می توان آنچه هست را پذیرفت، درک کرد و آگاه بود که هیچ کس را نمی توان سرزنش کرد و چیزی برای بخشش وجود ندارد.
این سطح از بخشش عمیق و تأمل برانگیز است. در واقع این سطح از بخشش از ما دعوت می کند، به معنای ورای هر رویداد بنگریم و گنجی که در آن برای ما نهفته است را بیابیم. این دیدگاه کمک می کند پذیرای آنچه هست باشیم و آزادانه با جریان زندگی پیش برویم حتی اگر دردناک و ناخوشایند است.
بنابراین بخشش یک نیاز حیاتی و مطلـق بـرای ادامه حیات بشریت است که یادگیری آن می تواند به عنوان یک راهبرد مقابله ای هیجان محور به افراد در رویارویی با پیامدهای منفی حاصل از تعارضات (درون فردی و میان فردی) کمک کند و بهزیستی روان شناختی، شادکامی و روابط اجتماعی معنی دار را به دنبال داشته باشد.
در واقع، بخشش راه بسیار قدرتمند و التیام بخشی برای دستیابی به صلح درون و سلامت روان است.

اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

Share on whatsapp
واتس اپ
Share on telegram
تلگرام
Share on twitter
توییتر
Share on linkedin
لینکدین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *