ازدواج برای فرار از تنهایی - دکتر ترانه موذنی

ازدواج برای فرار از تنهایی

ازدواج برای فرار از تنهایی

پیش از آن که کودک بتواند حرف بزند، آواز می خواند. پیش از آن که توان نوشتن را بیابد، نقاشی می کشد. ایستادن را که می آموزد، می رقصد.
پیش از آنکه با دیگری عشق را تجربه کنید ،عاشق خودتان باشید.
آیا مدتی را صرف عشق ورزیدن به خود می کنید و از بدن خود سپاسگزار هستید؟
زمانی که وقت می گذارید تا دوباره با خودتان ارتباط برقرار کنید ، ترس را جایگزین اعتماد می کنید و یاد می گیرید چیزهایی را که نمی توانید کنترل کنید کنار بگذارید ، این نوعی مراقبت از خود است.
وقتی ما به شهود خود گوش می دهیم ، تمام نقایص خود را در آغوش کشیم و نسبت به آنچه که هستیم اصیل می مانیم ، این مراقبت از خود است.
وقتی در زمان حال و در لحظه زندگی می کنیم و فضای ذهنی ایجاد می کنیم تا روشنی را پیدا کنیم، این مراقبت از خود است.
وقتی موانع داخلی خود را کشف کنیم و جسارت پیدا کنیم تا آنها را از بین ببریم، این مراقبت از خود است.
وقتی یاد بگیریم با خودمان ملایم باشیم ، این واقعاً مراقبت از خود است.
موضوعی که اغلب نسبت به آن توجه نداریم این است که عشق می تواند مشکلات را در نظر ما کم اهمیت جلوه دهد، اما عشق هیچ مشکلی را حل نمی کند. ما بیش از اندازه بر قدرت و توان عشق افسانه سرایی کرده ایم. عشق به خود اگر قبل از عشق به دیگری رخ دهد هرگز چنین توانمندی در بهبودی حال زوجین نخواهد داشت. در چنین شرایطی میتوان گفت بزرگترین توان عشق، مختل کردن قابلیت های شناختی و عقلانی آدمیزاد است.

خود سرزنشی و عدم پذیرش خود از کجا نشأت می گیرد؟

ما در دوران کودکی نیاز داریم که والدین رابطه خوبی با ما و با هم داشته باشند. این نیاز اگر تامین نشود ما احساس امنیت نمی کنیم، کسانی که پدر و مادر آزارگر یا سرد و طرد کننده داشته اند؛ یکی از ذهنیتهایی که در آنها شکل می گیرد این است که من خوب و دوست داشتنی نیستم!
این حس بد و دوست داشتنی نبودن باعث می شود که این افراد، بی توجهی دیگران را عادی فرض کنند یا برای گرفتن عشق، خودشان را به طور کل فراموش کنند و همواره در جهت تامین نیازهای دیگران با ایثارگری های افراطی تلاش نمایند.این افراد، حتی تحقیر و آسیب دیگران را نوعی نوازش و توجه حساب می کنند و خود را شایسته یک رابطه خوب و ارزشمند نمی دانند.

ازدواج برای رهایی از حس نامطلوب بی ارزشی و تنهایی

وقتی کودک با احساس ناامنی و طردشدگی، بزرگ شده باشد، حتی اگر در بزرگسالی وارد رابطه عاطفی سالم شود آن را باور ندارد و فکر می کند همگان از جمله همسر قصد سوء استفاده از او را دارند. اگر والدین هم رابطه خوبی با هم نداشته باشند کودک ممکن است یکی از طرفین رابطه را در روابط عاطفی خود بازسازی کند.
پس ممکن است به دنبال فردی آزار دیده برود و خودش در نقش آزارگر یا ناجی باشد و یا به دنبال فردی آزارگر باشد و خود، نقش والد آزار دیده خود را بازسازی کند! فرد با رفتن در نقش های قربانی، ناجی یا آزارگر، باعث می شود که خشونت یا سوءاستفاده در رابطه ادامه پیدا کند در حالی که خودش آگاهی از ناسالم بودن رابطه ندارد.

نقش طرحواره ها در انتخاب همسر

آسیب هایی که ما در کودکی تجربه کرده ایم زمینه ساز شکل گیری طرحوارهایی میشود که قضاوت ما را از خودمان، دیگران و دنیا تحت تاثیر قرار می دهند. ما با روابطی که برقرار می کنیم این دیدگاه تحریف شده و تجربیات ناگوار کودکی را بازسازی و تکرار می کنیم تا همچنان تله یا طرحواره ما تکرار و تقویت شود.
درست است که کودکی بر ما تاثیر قابل توجهی دارد، اما ما قربانی تکرار کودکی خود نیستیم و می توانیم آنچه تاکنون باور کرده ایم را دگرگون کنیم. عشق به خود تنها راه حل تضمین کننده سلامت ازدواج و رابطه است. اگر در این زمینه طرحوارها به جای شما تصمیم میگیرند و همواره یادآور بی ارزشی و تنهایی شما هستند از یک طرحواره درمانگر یا روانشناس کمک بگیرید.

سلامت روان و نقش آن در ازدواج

روان به معنای داشتن الگوهای متنوع رفتاری و روانی است، سلامت روان به معنای داشتن جعبه ابزاری است که در آن همه نوع ابزاری پیدا می شود و فرد را قادر می سازد در مواجه با هر مسئله ای از یک نوع ابزار استفاده کند. میخ، چکش، پیچ،چسب و … حال به قول گاندی کسی که تنها چکش در دست دارد تمام عالم را میخ میبیند.
او می خواهد همه ی موارد بالا را با کوبیدن درست کند ، نتیجه هم مشخص است.
روان رنجوری به معنای جعبه ابزار محدود رفتاری است، کسی که می خواهد همه ی مشکلات را با جنگیدن حل کند، یا بالعکس کسی که فکر می کند راه حل همه ی مشکلات انعطاف است، کسی که فقط از عقل کمک می گیرد، کسی که فقط عاطفه را می شناسد، کسی که فقط هدف و آینده را می شناسد وکسی که تنها به اکنون توجه دارد.

همه ی موارد بالا حکایت از نوعی عدم انطباق پذیری سالم را دارد.
یکی از تمرین های خوب این است که رفتارهای خود را در موقعیت های مختلف زندگی به یاد بیاورید و خلاقانه در ذهن خود رفتاری متفاوت با آنچه انجام دادید را تصور کنید، این کمک می کند مغز مسیرهای عصبی جدیدی برای رفتارهای جدید بازسازی کند.

اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

Share on whatsapp
واتس اپ
Share on telegram
تلگرام
Share on twitter
توییتر
Share on linkedin
لینکدین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *