ازدواج با مرد بچه دار + همه نکات مهم - دکتر ترانه موذنی

مشاوره فوری

(ساعات اداری)

در ازدواج با مرد بچه دار چه مواردی حائز اهمیت است؟

ازدواج با مرد بچه دار

اگر قصد ازدواج با مردی را دارید که قبلا یک ازدواج ناموفق رو تجربه کرده است و در مواردی صاحب فرزند نیز هست، باید بدانید که با تصمیمی پر چالش رو به رو هستید. قبل از گرفتن تصمیم نهایی باید از مسائل زیادی مثل علت طلاق مطمئن شوید. باید مسائل مبهم درباره گذشته اش، همسر قبلی و بچه ها را در نظر بگیرید و بعد عاقلانه بهترین تصمیم را بگیرید.

ابتدا باید بدانید که شروع یک زندگی و انتخاب فرد مناسب یک دغدغه برای تمامی افراد می باشد. ازدواج با فردی که یک تجربه تلخ از رابطه و زندگی مشترک خود داشته است باید با احتیاط بیشتری صورت گیرد. باید برخی از موارد را بدانیم و یک شناخت مناسبی از زندگی خود داشته باشیم از جمله:
آیا به دلیل ترحم و دلسوزی به ازدواج فکر می کنیم؟ توانمندی های ما در برابر مقابله با مشکلات به چه میزان است؟
چه احساسی نسبت به فرزندی که برای خود ما نمی باشد داریم؟
احساس آن کودک به عنوان یک پدر خوانده یا مادرخوانده چیست؟
مسئولیت پذیری در برابر کودکان همسر آینده مان چقدر است؟
تا میزان تحمل برقراری ارتباط همسر خود با همسر سابق به دلیل داشتن فرزند با یک دیگر را تا چه حدی دارا هستم؟
آیا توانایی پذیرفتن آن که همیشه نفر اول زندگی این افراد نیستم را دارم؟

باید بدانیم که فرد یک شخصیت و خاطرات از رابطه قبلی خود دارد. برای اقدام به این کار شما باید بدانید که علت جدایی از رابطه قبلی چه بوده است و چگونه می توانید در طی زندگی خود از بروز این مشکل جلوگیری کنید. شناخت کافی و صحبت با یک روانشناس خوب می تواند در چنین شرایطی به شما کمک بزرگی کند‌. در هنگام ازدواج با مردی که ازدواج قبلی داشته و صاحب فرزند است، طلاق طرف مقابل را مبنای سنجش خود قرار ندهید، مانند بقیه خواستگار ها بررسی لازم را انجام دهید و ببینید آیا طرف مقابل ملاک ها و معیار های شما برای ازدواج را در قدم اول دارد یا خیر.
اگر همیشه حـرف مردم برای شما اهمیت داشته و از این که دیگران بفهمند یا به دیگران بگویید با مرد طلاق گرفته ازدواج کرده اید خجالت می کشید قید این ازدواج را قبل از عاطفی شدن رابطه تان بزنید چون در این صـورت آینده این ازدواج چیزی جز پشیمانی و نفرت نخواهد بود. به مـدت زمان طلاق دقت کنید. اگر خواستگارتان کمتر از یک سال است که طلاق گرفته، با حواس جمع تری پیش بروید چون ممکن است هنـوز با طلاقش کـنـار نـیــامده باشد و حتی نسبت به طلاقش تردید داشته باشد. از روی ترحم با این فرد ازدواج نکنید زیرا به مرور این حس از بین می رود و احساس منفی و تنفر جای آن را خواهد گرفت. احساس دلسوزی و ترحم مبنای منطقی برای هیچ نوع تصمیم گیری نخواهد بود.

اگر تصور می کنید که مرد طلاق گرفته به دلیل تجربه زندگی قبلی پخته تر است و از وضعیت مالی بهتری نسبت به پسر مجرد برخوردار است، کمی در این باره تجدید نظر کنید. چــــون لزوما همه مردان طلاق گرفته پخته تر، منطقی تر و پولدار تر نیستند. ابهاماتی مثل چگونگی تربیت فرزند، سن فرزندان، نحوه نگه داری، ملاقات با مادر و ملزم بـودن به پرداخت مهریه همسر قبلی و… را برطرف کنید. اگر مرد دارای فرزند است علاوه بر شناخت ویژگی های مرد، با فرزند او آشنا شوید و از رضایت او برای انجام این ازدواج مطمئن شوید. اگر هم حضانت فرزند بر عهده همسر سابق مرد است، باید بپذیرید که مرد برخی روز ها به خاطر دیدن فرزندش باید با همسر سابقش در ارتباط باشد. برای این ازدواج هرگز عجله نکنید. مراحل آشنایی در این ازدواج نیاز به تحقیقات دقیق تر و صرف زمان بیشتری دارد. هرگز به تحقیق و پرسیدن علت طلاق از خــود فرد اکتفا نکنید و حتمابه یک مشـــاور ازدواج باتجربـه مراجعه کنید. مشاور با انجـام تست های روان شناختی و گفت و گو میزان تناسب، باورها، خواسته ها وتفاوت های طرفین را مورد بررسی قرار می دهد.

معیار های اشتباه در ازدواج با مردی که صاحب فرزند است:

۱- نداشتن شناخت کافی از وضعیت رضایت فرزندان
۲- ازدواج به امید تغییر شرایط حضور فرزندان
۳- انتخاب هیجانی و عاطفی
۴- انتخاب از روی ظواهر بدون بررسی دقیق علت جدایی
۵- عدم بررسی دقیق میزان ملاقات و نحوه ملاقات فرزندان با همسر سابق
۶- عدم مشاوره تخصصی
۷- بررسی شرایط فرزند آوری در ازدواج دوم
برای داشتن ازدواج دوم موفق در نظر گرفتن برخی نکات زیر ضروری است. افراد زمانی برای ازدواج دوم اقدام می کنند که با گذشته خود کنار آمده باشند و بتوانند آن را رها کنند. رها کردن گذشته به این معنی نیست که شما افکار و احساسات مربوط به ازدواج قبلی خود را سرکوب کنید و اصلا راجع به آن ها حرف نزنید. گاهی حرف زدن با یک دوست و یا در میان گذاشتن احساسات منفی با یک مشاور به شما کمک می کند که آنچه را که در ذهنتان شما را می آزارد حل کنید و درنتیجه از شر آن رها شوید.

زوجین در ازدواج مجدد همیشه مشتاق تجربه لذت، آرامش، شادی و رضایت نداشته از ازدواج اول در رابطه فعلی خود هستند ،اما مشکل از جایی شروع می شود که تصورشان از یک رابطه سالم، یه رابطه بدون چالش است. در حالیکه برای رسیدن به چنین فانتزی ذهنی، شما نیاز به یک توانایی خارق العاده و جادویی در کنترل و مهار همه اتفاقات پیش بینی ناپذیر زندگی دارید، که بعید است در هر شرایطی، زورتان به قوانین بی چون و چرای زندگی برسد.
چون هر لحظه ای زندگی سرشار از چالش است، از مسائل مالی بگیر، تا طلاق، از بیماری بگیر تا مرگ. عبور از این مشکلات، ممکن است گاهی، همه توان و ظرفیت شما رو به خود اختصاص دهد و این در واقع طبیعت و حقیقت زندگی است. با تمام این اوصاف، براساس آمارهای موجود، این نگاهی که دنبال دردسر نمی گردم، می خواهم در رابطه آرامش داشته باشم به خصوص در مورد آقایان در ازدواج دوم شدیدا پدیده ای شایع است. ظاهرا تعداد آقایانی که چنین خواسته ای از روابط عاطفی شان دارند سه برابر خانمهاست.
از طرفی مواجهه کودکان با فرآیند طلاق والدین به لحاظ عاطفی بسیار چالش برانگیز است و با توجه به ظرفیت شناختی محدود کودکان در درک پدیده طلاق و ازدواج مجدد والدین مدیریت احساسات برای آنها بسیار مشکل خواهد بود. چگونگی مواجهه کودک با ازدواج دوم پدر یا مادر مواجهه مناسب با واکنش ها و احساسات کودکان در برخورد با پدیده طلاق والدین و ازدواج مجدد آنان و توانایی کمک به آنها اهمیت زیادی دارد. ویژگیهای رشدی دوران کودکی اقتضا می کند تکنیکهای کمک کننده متناسب با این دوران و شرایط آن یعنی با استفاده از بازی و داستان اتفاق بیفتد. در مورد کودکان به دلیل ظرفیت های روان شناختی کمتر و وابستگی های بیشتر، تجربه طلاق نیازمند دقت، حمایت و توجه بیشتری است تا فقدان و پدیده طلاق ، موجب آسیب درازمدت در کودک و تأثیر بر روند تحول روان وی نشود.

دلبستگی ناایمن کودکان طلاق در ازدواج مجدد والدین

بعد از سالها گوش دادن به داستان زندگی کودکان و والدینی که با مشکلات دلبستگی دست و پنجه نرم می کردند، همدلی با نوجوانان و جوانانی که گرفتار مسائل دلبستگی علی الخصوص بعد از طلاق والدین بودند و کار با بزرگسالانی که هنوز در تسخیر خلاءهای دلبستگی از گذشته هستند قدم مهمی در جهت تامین سلامت روان آنان محسوب میشود. التیام زخم های ناشی از طلاق و خانواده نابسامان برای کودکان و نوجوانان بسیار حائز اهمیت است.
توانایی شناختن و نشان دادن احساسات به طور صحیح، بخشی از برنامه «یادگیری اجتماعی هیجانی » است. کودکان به شکل طبیعی با بازی، فعالیتهای هنری یا داستانهای استعاری شان شناخته می شوند و احساسات شان را نیز از همان طریق بروز می دهند. در کودکان طلاق بروز کلامی و بازشناسی هیجانهای ظریف تر، بسیار دیرتر اتفاق می افتد.
کودکان هیجان های ظریف تر مانند شرم، حقارت، یأس یا حسادت را نمی توانند بازشناسی کنند؛ اما با این حال، آنها را احساس می کنند، ابراز این هیجانها معمولاً در حین بازیهای تخیلی، فعالیت هنری یا در قالب هم حسی با شخصیت های داستانی اتفاق می افتد. هیجانهایی که به سختی قابل نام گذاری هستند و برای کودکانی که فقدان را در هر سطحی تجربه می کنند، مشکل ایجاد می کند.
طلاق، جدایی، مرگ،ترک کردن یک جمع، از دست دادن توجه یک والد محبوب به دلیل افسردگی والد ضرورت شناخت عواطف و برون ریزی صحیح در کودکان را بیش از پیش مطرح مینماید.به همین منظور فعالیت ابرازگرانه زیر با هدف آموزش بیان عواطف به کودک طراحی شده است.

فعالیت یک:

ایجاد مکانی امن برای زیستن: مقدمه ای برای کار با احساسات

فعالیت دو:

پازل احساسات: اسم احساسات شما چیست؟

فعالیت سه:

بازی جورکردن احساسات

فعالیت چهار

کلاژ چهره ها: بیاموزیم کدام احساسات در چهره بروز می یابند؟

فعالیت پنج

نمودهای احساسات در چهره: صورتکی را نقاشی کنید که با واژه احساس هم خوانی داشته باشد.

فعالیت شش

نمودهای احساسات در کلمات: ساختن واژگان برای احساسات

فعالیت هفت

جمله را کامل کن! از واژه نامه احساسات یک کلمه را انتخاب کن تا جمله را با آن تمام کنی.

فعالیت هشت

احساسات من چه رنگی هستند؟ دریاب احساساتت چه رنگیه؟

فعالیت نه:

رنگین کمان احساسات: احساساتت را از طریق رنگها نشان بده

علائم سبک دلبستگی ناایمن در کودکان طلاق – مشکلات عاطفی کودکان در از ازدواج دوم والدین

در واقع مربوط به عدم وجود سبک دلبستگی ایمن در آنان است. کودکان دچار اختلالات دلبستگی، عموماً ویژگی های مشترکی دارند، مانند دشواری در برقراری روابط صمیمانه با دیگران، آسیب یا فقدانهای حل نشده بجا مانده از روابط گذشته،احساسات و افکار آشفته درباره رابطه با دیگران.

در اغلب اوقات، مشکلات دلتنگی مربوط به نبود مراقب اصلی یعنی مادر است. آسیب های مورد نظر شامل مواردی همچون بدرفتاری، غفلت یا نبود فضای حمایتگر و پایدار در خانه است. با این همه، آسیب های عمیقی که در هر نوع رابطه و در هر سنی به فرد وارد شوند، می توانند مشکلات دلبستگی ایجاد کنند. این نکته به خوبی ثابت شده که پیوندهای هیجانی سالم میان اعضای خانواده زمینه مورد نیاز برای پرورش موفق هویت و توانایی برقراری رابطه و تعامل با دیگران را فراهم می کنند. اما افرادی که دچار اختلالات دلبستگی هستند، نمی توانند دنیا را مکان امنی بینند و اغلب، به رفتارهای ناسازگارانه رو می آورند، رفتارهایی مانند کنترلگری، فریبکاری، کناره گیری یا پرخاشگری. این رفتارهای ناسازگارانه می توانند به یک دیدگاه نابـــــسـامان درباره خود و دیگران منجر شوند. در نتیجه، این اختلال پیچیده خود را در قالب آشفتگی عمیق در زمینه احساس ایمنی و امنیت در روابط آشکار می سازد.

با اینکه تکنیک های درمانی متفاوتی وجود دارد، بسیاری از متخصصان روی این موضوع توافق نظر دارند که باید حداقل پنج هدف درمانی را مد نظر داشت:
۱) پرداختن به تروما و فقدان های گذشته
۲) بازسازی باورهای شناختی شکل گرفته بر اساس این تجربیات
۳)کمک به پرورش اعتماد
۴) آموختن مدیریت مناسب هیجانات
۵)درک انتظارات اجتماعی و آموختن شیوه برقراری روابط متقابل در یک فضای امن متمرکز بر خانواده

در فراینـد التیـام مرتبط با دلبستگی، رابطه درمانی معمولاً یک مؤلفه ضروری به شمار می آید اما خود کودک به تنهایی نیز می تواند آموزش های لازم را برای غلبه بر مشکلات دلبستگی فرابگیرد.
کودکان و نوجوانانی که درگیر مسائل دلبستگی هستند اغلب احساس می کنند وضعیت شان هرگز بهتر نخواهد شد. آنها با خودشان فکر می کنند حتی اگر امکان تغییر مثبت وجود داشته باشد، توانایی یا دانش مورد نیاز برای ایجاد آن تغییرات را ندارند.
مشکلات دلبستگی معمولاً در اوایل کودکی ریشه دارند. بنابراین، برای رسیدن به ریشه این مشکلات و فهـم آنها، مرور آن دوره از زندگی ضروری است.
بهترین راه برای اینکه سال های اولیه کودکی را به لحاظ درمانی درک کنیم این است که آن سال ها را از منظر تجربه اوایل کودکی مرور کنیم و بفهمیم.
کودکان نباید در برابر موارد زیر مسئول والدین در ازدواج دوم باشند:

تنظیم کردن احساسات والدین
بزرگ کردن خواهر و برادر
میانجی گری بین والدین
روانشناس والدین خود بودن
رسیدن به آرزوهای برآورده نشده والدین
مراقبت از آبروی خانواده
برآورده کردن نیازهای والدین
از بین بردن اضطراب والدین
مراقبت از والدین

فرزندان ما ناجی ما نیستند؟!
اغلب ما می پنداریم فرزندی که خیلی به والدینش توجه دارد فرزندی نمونه و وفادار است، ولی چنین نیست. واقعیت این است که وقتی فرزندی همیشه نگران شماست یعنی خودش یک آسیب دیده واقعی است که مسئول آسیبش شمایید.
یک والد خوب والدی است که ذهن فرزندش از او آسوده باشد و به فرزند توانایی و قدرت آسوده فاصله گرفتن را بدهد. وقتی فرزندتان از شما دور نمی شود، وقتی همیشه نگران شماست وقتی تمام برنامه هایش را با شما تنظیم می کند نه نشانه وفاداری او بلکه نشانه آسیب خوردگی اوست….

توجه کنید وقتی مرتب با فرزندتان صحبت می کنید و در گفتگوها گوشزد می کنید که در این زندگی، چقدر سختی و عذاب کشیده اید چقدر رنج دیده اید و در واقع مرتب به فرزندتان القا می کنید که من قربانی این زندگی هستم و تو تنها چشم امید و ناجی من هستی، او خودش را نجات دهنده شما تصور می کند و هیچ لحظه ای را برای نجات شما از دست نمی دهد، غافل از اینکه خودش تمام زندگیش را با نگرانی برای شما از دست میدهد. در قبال رسیدگی و عشقی که به فرزندانمان می دهیم آنها را مدیون و بدهکار و ناامن نکنیم. بلکه به آنها کمک کنیم زندگیهای مستقل و ذهن های آرام داشته باشند. فرزندان ما ناجیان ما نیستند.
جبران خلیل جبران در کتاب پیامبر می گوید: فرزندان شما به حقیقت فرزندان شما نیستند؛ آنها دختران و پسران زندگی اند در سودای خویش آنها از کوچه وجود شما گذر می کنند اما از شما نیستند، اگرچه با شمایند، به شما تعلق ندارند. عشق خود را بر آنها نثار کنید، اما اندیشه هایتان را برای خود نگه دارید. زیرا آنها را نیز برای خود اندیشه ای دیگر است. جسم آنها را در خانه خود مسکن دهید اما روح آنان را آزاد گذارید زیرا روح آنان در خانه فردا زیست خواهد کرد که شما حتی در رویا نمی توانید به دیدار آن فردا بروید، ممکن است تلاش کنید که شبیه آنها باشید اما مکوشید.

4.2/5 - (4 امتیاز)

1 دیدگاه

  • مقابله با افسردگی, ۱۴۰۰-۱۲-۱۹ @ ۵:۱۷ ق٫ظ پاسخ

    تقریبا همه افراد دچار نوسانات
    طبیعی در خلق می شوند و گاهی اوقات دچار
    غم و اندوه می شوند. این نوسانات خلق
    طبیعی هستند و به ما کمک می کنند تا از
    چیزهایی که در طول زندگی مان از دست داده ایم، آگاه شویم و
    بتوانیم شادی ها را در کنار غم ها درک کنیم.

    اما اختلال افسردگی با این نوسانات خلقی طبیعی متفاوت است.

    افسردگی تنها یک یا دو علامت ساده نیست، بلکه ترکیبی
    از افکار، احساسات، رفتار ها و تجربیات مختلف است.
    افسردگی دارای طیف متنوعی از علائم شامل کاهش انرژی و بی حوصلگی، لذت نبردن
    از فعالیت های گذشته، خلق غمگین، کاهش یا افزایش اشتها و وزن، بی
    خوابی یا پرخوابی، اختلال
    در تمرکز و تصمیم گیری، احساس ناامیدی، شکایت
    های جسمانی، دوری گزینی از سایرین، تحریک پذیری و گاها افکار خودکشی می باشد.
    بسیاری از افراد دچار افسردگی همراه با این علایم، احساس
    اضطراب نیز دارند . گاهی اوقات، در افسردگی علایم جسمانی مانند حالت تهوع یا ضعف، دردهای
    بدنی، تاری دید، تپش قلب، و تعریق به وجود می آید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *