طرحواره بی اعتمادی و بدرفتاری چیست؟ - دکتر ترانه موذنی

مشاوره فوری

(ساعات اداری)

طرحواره بی اعتمادی و بدرفتاری چیست؟

طرحواره بی اعتمادی و بدرفتاری چیست؟

آیا طرحواره بی اعتمادی و بدرفتاری جز طرحواره های ناسازگار است؟ چگونه ایجاد می شود؟ چه تاثیری بر روابط عاطفی و ارتباطات کلی فرد دارد؟ آیا قابل درمان است؟ در مقاله پیش رو به دنبال یافتن پاسخی برای سوالات فوق هستیم.

طرحواره درمانی چیست؟

در تمامی رویکردهای درمانی، درمانگران تا حدی به تجربه هیجانی ای می پردازند که بیماران با خود وارد فرایند درمان می کنند. درمانگرانی که از بازسازی شناختی استفاده می کنند امیدوارند تغییر نگرش افراد به وقایع، چگونگی احساس آن ها را تغییر دهد. رفتار درمانی دیالکتیکی بیماران را تشویق می کنـد نـحـوه تنظیم هیجان هایی را بیاموزند که اغلب نابسامان و هولناک به نظر می رسند. درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد خواستار انعطاف پذیری و تحمل در برابر هیجان و در عین حال، دنبال کردن یک زندگی ارزشمند است، درمان فراشناختی بر نقش اتکای مسئله ساز بیمار به نگرانی و نشخوار فکری به منظور مقابله با مشکلات تمرکز می کند و فعال سازی رفتاری بر اهمیت رفتار کنش گرانه و رضایت بخش به جای انفعال، گوشه گیری و اجتناب تأکید می ورزد. قطع نظر از جهت گیری نظری که هر درمانگری اختیار می کند، هیجـان پدیده ای است که افراد را به جستجوی کمک وا می دارد.

از منظر مدل طرحواره درمانی به هنگام فعال شدن هیجان ها ما اغلب تفسیرهایی درباره این هیجان ها داریم و این تفسیرها با راهبردهایی که برای مقابله با هیجان ها به کار می بریم ارتباط دارند. وقتی سر و کله هیجان خاصی پیدا می شود فرد برای پرداختن به این هیجان چه راهبردهایی را به کار می اندازد؟ آیا فرد به اطمینان آفرینی، کناره گیری از دیگران، نشخوار فکری، سرزنش، اجتناب، خزیدن به لاک انفعال، سوء مصرف مواد، تفسیر متفاوت وقایع، درگیر شدن در فرایند مشکل گشایی، فعال سازی رفتارهای سازنده، توجه برگردانی، خود آسیب رسانی، حالت های تجزیه ای، پرخوری، پذیرش هیجان یا واکنش های دیگر پناه می برد؟ 

مدل طرحواره درمانی در کنار تشخیص اهمیت نظریه ها درباره این که تفسیرهای منفی از واقعیت چطور می تواند به احساس غمگینی یا اضطراب بینجامد یا اجتناب و انفعال چطور می تواند در تشدید افسردگی نقش داشته باشد می کوشد دامنه فهم ما از هیجان را با این مفروضه بیش از پیش گسترش دهد که وقتی یک هیجان سر بر می آورد نظریه ضمنی فرد درباره آن هیجان فعال می شود و این فعال شدگی به راهبردهای مقابله ای سازنده یا بی فایده می انجامد.

 

طرحواره ها چگونه شکل می گیرند؟

زمانی که نیازهای متعارف و سالم تحولی در دوران کودکی برآورده نشوند طرحواره های ناسازگار شکل می گیرند. در واقع طرحواره های ناسازگار، سازه های روان شناختی مشتمل بر باورهای ما درباره خودمان، دنیا و افراد دیگر هستند که در نتیجه تعامل بین ناکامی نیازهای اساسی دوران کودکی، خلق و خوی فطری و محیط اولیه به وجود می آیند. طرحواره درمانی به این تعاملات به صورت مدل آسیب پذیری پویا و متمایزی نگاه می کند. طرحواره ها شامل خاطرات، احساسات بدنی هیجانات و شناخت هایی می شوند که در کودکی شکل می گیرند و در طول زندگی گسترش پیدا می کنند. 

این طرحواره ها اغلب در دوران کودکی نقش و عملکردی سازگارانه دارند، به طور مثال در شرایط وقوع سوء استفاده و بدرفتاری، منجر به پایداری و مقاومت در کودک می شوند. در چنین حالی، طرحواره برای کودکی که باور دارد در برابر بزرگسال یا والدینش ضعیف و دارای نقص است، امید بیشتری فراهم می آورد. طرحواره های ناسازگار در بزرگسالی نادرست، ناکارآمد و محدود کننده هستند. اما با این وجود به شدت حفظ می شوند و اغلب خارج از حیطه هشیاری فرد قرار دارند.

 

طرحواره بی اعتمادی و بدرفتاری چیست؟

طرحواره بی اعتمادی بد رفتاری

افرادی که طرحواره هایشان در حوزه بریدگی و طرد قرار دارد نمی‌ توانند دلبستگی های ایمن و رضایت بخشی با دیگران برقرار کنند. چنین افرادی معتقدند که نیاز آن ها به ثبات، امنیت، محبت، عشق و تعلق خاطر برآورده نخواهد شد. خانواده های اصلی آنان معمولاً بی ثبات، بدرفتار، غیرقابل اعتماد، سرد و بی عاطفه هستند. بسیاری از آن ها دوران کودکی تکان دهنده ای داشته اند و در بزرگسالی تمایل دارند به گونه‌ای نسنجیده و شتاب زده از یک رابطه آسیب رسان به رابطه دیگر پناه ببرند و یا از برقراری روابط بین فردی نزدیک اجتناب کنند. 

رابطه درمانی اغلب محور اصلی درمان افراد دارای طرحواره بی اعتمادی و بدرفتاری قرار می گیرد. در واقع بیمارانی که چنین طرحواره ناسازگارانه ای دارند بر این باورند که دیگران با کوچکترین فرصت قصد سوء استفاده از آن ها دارند. به عنوان مثال به آن ها آسیب می زنند، تحقیرشان می کنند، دروغ می‌گویند، بدرفتاری می کنند، فریب می دهند و آن ها را دست می اندازند. چنین انتظاری باعث می شود آن ها وقایع پیرامون را به گونه‌ای خاص درک کنند و اینطور برداشت نمایند که آسیبی به فرد وارد شده عمدی بوده و یا این که در نتیجه بی مبالاتی و غفلت مفرط پدید آمده است. ممکن است فرد احساس کند همیشه یک نفر می‌خواهد حق او را بخورد حقوق انسانی او را پایمال نماید.

 

ذهنیت های طرحواره ای چیست؟

زمانی که طرحواره های ناسازگار فعال می شوند حالات شدیدی به وجود می آیند که در رویکرد طرحواره درمانی، ذهنیت های طرحواره ای نامیده می شوند. منظور از ذهنیت طرحواره ای حالات هیجانی، شناختی و رفتاری است که در حال حاضر بر فرد حاکم است. اغلب، ذهنیت های ناکارآمد زمانی به وجود می آیند که چندین طرحواره ناسازگار اولیه فعال شده باشد. ذهنیت های کودکانه (کودک آسیب پذیر، کودک عصبانی، کودک تکانشی) زمانی ایجاد می شوند که نیازهای هیجانی اولیه در دوران کودکی مانند حمایت، محبت و راهنمایی، خود مختاری به اندازه کافی برآورده نشوند. این ذهنیت های کودکانه با احساسات شدید مثل ترس، درماندگی یا خشم مشخص می شوند و واکنش های کودکانه را به همراه دارند.

ذهنیت های والد ناکارآمد (والد القاگر گناه یا والد پر توقع) دومین طبقه ذهنیت ها را تشکیل می دهند. ذهنیت های والد ناکارآمد انعکاسی از درونی ساختن جنبه های منفی نمادهای دلبستگی (مانند والدین، معلمان، همسالان و …) به صورت انتخابی و در طول دوران کودکی و نوجوانی است. ذهنیت سبک های مقابله ای ناکارآمد معنی سومین طبقه‌بندی ذهنیت ها، تحت عنوان استفاده افراطی از سبک های مقابله ای ناسازگار مبارزه (جبران افراطی) فرار (اجتناب) یا میخکوب شدن (تسلیم) تعریف می شدند. هدف تمامی این ذهنیت ها محافظت از شخص در برابر تجربه کردن درد، اضطراب یا ترس است. 

از آن جایی که این ذهنیت های مقابله ای به شیوه ای ناسازگارانه خارج از آگاهی فرد عمل می کنند. بنابراین هدف طرحواره درمانی این است که فرد نسبت به سبک های مقابله ای خود بینش پیدا کند و واکنش های مقابله ای سالم تر و سازگارانه تری را یاد بگیرد. ذهنیت های مقابله ای ناسازگار، مفهوم مکانیسم های دفاعی را در بر می گیرند و منجر به فهم و درک بهتر درمانگران و بیماران از اختلالات خود می شوند. سبک مقابله ای جبران افراطی شیوه و روشی است که فرد در آن مخالف طرحواره ی فعالش عمل می کند. به طور مثال می توان به ذهنیت زورگوی مهاجم اشاره کرد که در آن شخص درد ناشی از طرحواره اش را با ایجاد درد و رنج در دیگران تلافی می کند. 

سبک مقابله ای اجتنابی شامل اجتناب و کناره گیری جسمی، روان شناختی و اجتماعی است. ذهنیت محافظ بی تفاوت یکی از ذهنیت های اجتنابی است که دامنه آن از رفتارهایی شامل گوشه گیری یا از دست دادن مختصر تمرکز در تعاملات یا حتی گسستگی شدید را در برمی گیرد. این ذهنیت به طور معمول زمانی ظاهر می شود که بیمار در رابطه درمانی قرار دارد و تلاش می کند با فعال ساختن این ذهنیت، از در هم شکسته شدن ذهنیت کودک آسیب پذیر در برابر ترس یا احساسات دردناک محافظت کند. سومین سبک مقابـله ای تسلیـم است. در این حالت فرد تسلیم و مطیع طرحواره فعال می شود. 

کاربرد انواع سبک های مقابله ای در طرحواره بی اعتمادی و بدرفتاری

طرحواره بی اعتمادی بد رقتاری

 

اگر طرحواره بی اعتمادی بدرفتاری فرد فعال باشد پاسخ تسلیم عبارت است از این که فرد می پذیرد که شایسته هرگونه بدرفتاری و آزار روانی را دارد. به عنوان مثال دست به انتخاب همسری مهاجم و بد رفتار می زند و به او اجازه هر گونه بدرفتاری را خواهد داد و مطابق با طرحواره فعال شده ی خود رفتار می کند و تابع هر گونه ظلم و آزاری خواهد بود.

در سبک مقابله ای اجتناب همواره فرد فاصله اجتماعی و روانی زیادی با دیگران برقرار می کند چون بر این باور است که دیگران قصد آسیب زدن به او را دارند. نمی‌تواند به دیگران اعتماد کند و با راز داری شدید و حفظ فاصله تلاش بر مراقبت از خود را دارد. در سبک مقابله ای جبران افراطی فرد دارای طرحواره بی اعتمادی و بدرفتاری بر این باور است که باید بتواند قبل از این که دیگران فرصت سو استفاده داشته باشند خودش باید زمینه هرگونه سواستفاده از دیگران را فراهم کند. در چهارمین دسته بندی، یعنی ذهنیت سالم و کارآمد قرار می گیرد. ذهنیت بزرگسال سالم ذهنیتی مبتنی بر تلاش بهینه در مسیر درست برای رفع نیازهای خود است. ذهنیت بزرگسال سالم افکار و رفتارهای کارآمد و مهارت های مورد نظر برای عملکرد در زندگی سالم و سعادتمندانه را شامل می شود. 

اهداف و مراحل درمان طرحواره بی اعتمادی بدرفتاری

در مورد اهداف درمانی طرحواره بی اعتمادی و بدرفتاری بیان شده است که با تغییر طرحواره ها و ذهنیت ها، الگوهای زندگی فرد تغییر می کند به گونه ای که بتواند نیازهای اساسی اش را در خارج از رابطه درمانی (محیط درمان) به شیوه ای سازگارانه برآورده کند. اهداف طرحواره درمانی رسیدن به چیزی فراتر از آموزش مهارت های رفتاری است که شامل فعالیت هایی بنیادین برای تغییر شخصیت می شود. این تغییر در قالب کاهش شدت طرحواره های ناکارآمدی که منجر به نوسان حالات هیجانی و رفتاری مرتبط با ذهنیت ها می شوند، مفهوم بندی می گردد. به نظر می رسد که برانگیخته شدن این حالت های شدید مانع به کارگیری سبک های مقابله ای یا مهارت های بین فردی سازگارانه می شود.

رشد و بهبود بخشیدن به ذهنیت بزرگسال سالم هدف اصلی درمان است تا بیمار قادر باشد از کودک آسیب پذیر مراقبت و حمایت کند. در چنین شرایطی بزرگـسال سالم از کفایت لازم برای حمایت از ذهنیت کودک آسیب پذیر به هنگام بروز ترس، ناراحتی یا تنهایی که بازتاب نیازهای ارضا نشده دوران کودکی است، برخوردار خواهد بود. خود را تسکین می بخشد و جایگزینی خواهد بود برای سبک های مقابله ای ناکارآمد. به طور مثال فرد بتواند به هنگام بروز هیجانات آن را تجربه کند و به ارتباط با دیگران و به ابراز ناراحتی هایش بپردازد. در واقع فرد بتواند به دنبال درمان نیازهایش را به صورت بالغانه و جرأت مند بیان و خشمش را به روشی سالم ابراز کند. والد القاگر گناه را کنار بگذارد و از انتقادهای درونی شده و گزنده خلاص شود.

تکنیک های درمان طرحواره بی اعتمادی و بدرفتاری

اولویت‌بندی رفتارها برای الگو شکنی
درمانگر و بیمار بعد از تهیه فهرست الگو های ناسازگار زندگی و رفتارهای مشکل ساز راجع به مشکل سازترین رفتار و این که کدام رفتار باید آماج درمان قرار بگیرند تصمیم می گیرند. آن ها در برابر مهم ترین رفتارهای مشکل ساز رفتارهای سالم احتمالی را به عنوان راه حل جایگزین مورد بررسی قرار می‌دهند. اغلب بیماران نسبت به رفتارهای مشکل ساز خود آگاهی چندانی ندارند نمی‌توانند رفتارهای سالم را بشناسند. مشکل ساز ترین رفتار، رفتاری است که منجر به بیشترین آشفتگی در زندگی فرد شده و بیشترین سهم را در اختلال عملکرد شغلی و روابط بین فردی وجود دارد.

تهیه کارت آموزشی
اغلب اوقات درمانگر و بیمار برای رفتار مشکل ساز کارت آموزشی تهیه می‌کنند. آن ها می‌توانند از این کارت های آموزشی طرحواره درمانی به عنوان الگو برای تمرکز بر رفتارهای خاص استفاده کنند. در کارت آموزش موقعیت عاطفی خاص که زمینه ساز فعال شدن طرحواره بی اعتمادی و بدرفتاری است شرح داده می شود. کارهای مرتبط با موقعیت موجود و ویژگی های اصلی موقعیت و رفتار سالم شناسایی می شوند. بیماران می توانند کارت آموزشی را وقتی مطالعه کنند که قصد دارند وارد یک موقعیت خاص شوند و می خواهند در ذهن شان بماند که چرا تغییر رفتار مهم است.
تهیه فهرستی از رفتارهای جدید
درمانگر و بیمار فهرستی از رفتار های جدید تهیه کرده و در مورد مزایا و معایب هریک از آن ها به بحث و تبادل نظر می‌پردازند. آن ها درباره چگونگی جانشین سازی رفتارهای سالم به جای رفتارهای مشکل ساز به یک جمع‌بندی می رسند و بدین ترتیب هدف های درمان را مشخص می کنند. تغییر رفتارها در برابر تغییر زندگی هدف اصلی درمان است که با تلاش برای تغییر رفتار ها در موقعیت فعلی زندگی همراه می باشد. پیش از آن که تغییرات مهمی در دستور کار قرار بگیرند تغییرات ایجاد شده در رفتار باید در موقعیت اعمال شوند‌. بیمار به تدریج رفتار مناسب‌تر را یاد بگیرد. بیماران دچار تحریف شناختی رفتاری را در طی فرایند درمان یاد بگیرند که بدانند چگونه موقعیت های مشکل ساز را کنترل کنند.
دستیابی به بینش به دنبال پروسه درمان
فرد دارای طرحواره بی اعتمادی و بدرفتاری در میابد که بودن و حضور صحیح در موقعیت فعال ساز طرحواره به جای اجتناب، تسلیم و فرار منفعت درمانی بیشتری دارد تا اینکه تصمیم بگیرند آن موقعیت را به طور کل ترک کنند. آن ها باید به این اطمینان برسند که از وضعیت فعلی روابط خود نمی توانند چیزی به دست آورند مگر در سایه تغییر رفتارشان.حتی اگر بعد از تغییر رفتار خود به این نتیجه رسیدند که موقعیت فعلی را ترک کنند حداقل می تواند مطمئن باشد که توانایی تغییر اثربخش بخشی از موقعیت را داشته است. 

افراد دچار طرحواره بی اعتمادی بدرفتاری مایل به ایجاد روابط صمیمی نیستند. آن ها افکار و احساسات خصوصی خود را با دیگران در میان نمی گذارند یا این که زیاد به دیگران نزدیک نمی شوند و در برخی موارد به گونه ای پیشگیرانه با دیگران بد رفتاری می کنند. در مقیاس وسیع می توان گفت بدرفتاری و قربانی شدن شاخصه های رفتاری آن ها هستند. در برخی موارد این بیماران برای افرادی که با آن ها بدرفتاری شده است در حکم ناجی عمل می کنند. به عبارتی بر ضد افرادی که با آن ها بدرفتاری شده رفتارهای افراطی نشان می دهند. بیمارانی که طرحواره بی‌اعتمادی و رفتاری دارند اغلب حالت پارانوئید گونه دارند. آن ها دائم دیگران را آزمایش می‌کنند و در پی جمع کردن شواهد هستند که ببینند آیا مردم ارزش اعتماد کردن دارند یا نه.

اهداف درمان

اهداف درمان این است که این افراد پی ببرند در عین حال که برخی از افراد قابل اعتماد نیستند بسیار دیگر ارزش اعتماد کردن دارند. آن ها آموزش داده می شوند تا حد امکان از ارتباط با افراد بد رفتار کناره‌گیری کنند و در موقع لزوم از خودشان دفاع نمایند و در زندگی شخصی خود به افراد قابل اعتماد و تکیه کنند. آن ها یاد می‌گیرند که افراد را بر روی یک پیوسته قابلیت اعتماد قرار دهند و دیدگاه صفر یا صد در مورد قابلیت اعتماد به دیگران نداشته باشند بلکه میزان اعتماد به افراد و شناخت افراد قابل اعتماد را بر روی یک طیف در نظر بگیرند. 

افراد به دنبال اجرای تکالیف مطرح شده در جلسات طرحواره درمانی یاد می‌گیرند که در ارتباط با افراد قابل اعتماد متفاوت رفتار کنند. آن ها دست از شک کردن درباره دیگران بر می دارند به دیگران کمتر سوءظن پیدا می‌کند و آزمایش دیگران را رها کرده و در ارتباط با افرادی که با آن ها زندگی صادقانه و نزدیکی دارند صادقانه برخورد می کنند. اگر بتوانند با افراد به صورت تجربه پذیر عمل کنند نهایتاً فردی را پیدا می کنند که قابلیت اعتماد داشته باشد و بتوانند با او رابطه متقابل وسالم برقرار کنند. 

راهبردهای مهم درمانی

وقتی با بیماری مواجه می شویم که در دوران کودکی خود مورد بدرفتاری قرار گرفته است اهمیت رابطه درمانی برای موفقیت درمان دوچندان می شود. هدف ایجاد یک بافتار درمانی مناسب و تخصصی برای بیمارانی است که بتوانند تجارب ناگوار خود را در چنین فضایی بازگو کنند. ایجاد روابط صمیمی برای بیمار از اهداف مهم درمان است. بیمار به افراد مهم زندگی خود مانند همسر، دوستان و همکاران بیشتر اعتماد می‌کند و رفتار مناسبی نسبت به آن ها بروز می‌دهد. بیماران در روابط خود انتخابی تر عمل می کنند و هم در مورد کسانی که آن ها را انتخاب می کنند و هم در مورد کسانی که خارج از حوزه درمان با آن ها زندگی می‌کنند.

طرحواره درمانگر در قالب رابطه درمانی باید تلاش کند تا حد ممکن با صراحت و صداقت با بیمار رفتار کند و باید راجع به مسئله اعتماد هر جلسه از بیمار سؤال کرده و درباره هر گونه احساس منفی بیمار نسبت به درمانگر بحث و تبادل نظر صورت گیرد. اگر ریشه های تحولی طرحواره بی‌اعتمادی و بد رفتاری به دنبال آسیب های اوایل دوران کودکی به وجود آمده باشد اغلب مدت زمان زیادی برای درمان سپری خواهد شد‌ گاهی اوقات آنقدر آسیب شدید است که بیمار برای صحبت راحت و شروع فرآیند تغییر نمی تواند به روانشناس خود اعتماد کند. درمانگر در اوایل درمان و قبل از برقراری رابطه درمانی هر کاری انجام دهد، بدخواهی روانشناس یا انگیزه‌های منفی او را برای خود تداعی می کند. وقتی بیمار دست به رفتارهای شدید جبران می زند غلبه بر طرحواره درمانی بسیار دشوار می‌شود.

فرایند درمان فرصت خوبی برای کمک به بیماران فراهم می‌کند که تمام سوء تعبیرهای خود از درمانگر و سایر افراد مهم زندگی را مورد بازبینی قرار دهند. هدف این است که بیماران درمانگر را به عنوان فردی قابل اعتماد در ذهن خود درون سازی کنند. شاید در مورد زندگی آن ها اولین کسی باشد که هم فردی است قوی و هم انسانی است محترم و قابل اعتماد. توانمندسازی فرد دارای طرحواره بی اعتمادی و بدرفتاری اصلی اساسی در درمان این افراد است. 

در جلسات مشاوره طرحواره بی اعتمادی و بدرفتاری، درمانگر با قطع بدرفتاری، حس توانمندی، فعال بودن و قوی بودن بیمار را به او باز می گرداند. درمانگر بیمار را به سمت استقلال یابی تشویق می‌کند و در مسیر درمان به بیمار اجازه می دهد کنترل بیشتری به مرور زمان بر روند درمان داشته باشد. درمانگر بین قربانی بدرفتاری و مفهوم انسانیت نقش واسطه را ایفا می‌کند و به برقراری ارتباط مجدد بین بیمار و جهان به عنوان یک رگ پیوند دهنده عمل می کند. فرد دارای طرحواره بی اعتمادی و بدرفتاری از طریق برقراری رابطه انسانی با درمانگر به طور نمادین با مفهوم انسانیت ارتباط می گیرد.

اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

Share on whatsapp
واتس اپ
Share on telegram
تلگرام
Share on twitter
توییتر
Share on linkedin
لینکدین
امتیاز بدهید post

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *