طلاق عاطفی و هر چیزی که باید در مورد آن بدانید!

طلاق عاطفی

رابطه سالم اجزای مختلفی دارد که مبادله ی عشق و عاطفه از آن جمله است اما منطقی ست که نقاط ضعف رابطه را نیز شناسایی کرده و به صورت مشترک روی آنها کار کنیم تا شعله های عشق مان همواره روشن بماند و کانون خانواده را گرم نگه دارد.بیشترین طلاق عاطفی از دوست داشتن نیست بلکه ضعف در مراقبت و نگهداری یک رابطه عاطفی سالم است.
در این مقاله به تفصیل به ارائه مطالبی پیرامون تعریف طلاق عاطفی، نشانه های آن ،علل و عوامل ایجاد کننده ، راهکارهایی برای پیشگیری از آن خواهم پرداخت.

طلاق عاطفی چیست ؟

طلاق خاموش یا همان طلاق عاطفی واژه‌ای است که امروزه زوجین بسیاری را درگیر خود کرده است. در طلاق عاطفی زوج زیر یک سقف زندگی می‌کنند اما پیوندهای عاطفی شان متزلزل و ناپایدار است و دیگر برایشان اهمیت ندارد که همسرشان در چه شرایطی به سر می‌برد چگونه فکر می‌کند چگونه با مشکلات دست و پنجه نرم می کند . انگار زن و شوهر یکدیگر را می بینند ولی صدای هم را نمی شنوند، به وجود یکدیگر تنها به نوعی عادت کرده اند و مانند کتابی که بارها آن را خوانده اند دیگر از خواندن آن هیچگونه لذتی نمی برند . در واقع طلاق عاطفی یعنی کنار هم در هر شرایطی زندگی کنیم چون اسممان صرفاً در شناسنامه یکدیگر است.
زمانی که زوج در کنار هم زندگی می‌کنند ولی رابطه عاطفی با هم ندارند اصطلاحاً طلاق عاطفی رخ داده است در این حالت زن و مرد از لحاظ روحی ،روانی و عاطفی علاقه ای به ادامه زندگی مشترک شان نداشته و در کنار هم به سردی زندگی می‌کنند ولی تقاضای طلاق قانونی نمی کنند داشتن فرزند یا دیدگاه منفی جامعه به طلاق میتواند دلیل عدم طلاق قانونی باشد . وقتی به دلایلی قادر به جدایی یا طلاق رسمی نیستند بعد از یک دوره طولانی دعوا و جر و بحث مداوم ،از وضعیت دشمنی و تنفر گذر کرده و وارد موقعیت بی‌تفاوتی می‌شوند.

بی تفاوتی آخرین مرحله رابطه است وقتی فقط جسم خاکی دو نفر باهم است و هیچ تعلق روحی و روانی بین آنها وجود ندارد زیر یک سقف به دور از هرگونه پیوند روحی و عاطفی همچون دو فردی هم خانه یا هم خوابگاهی زندگی میکنند و در این زمان انحرافات اخلاقی ، آسیب‌های اجتماعی و روحی-روانی پیش می‌آید که ناشی از نبود آموزش و نداشتن مهارت های ارتباطی سالم است مهارت هایی که میتوان با مشاوره تخصصی قبل، حین و پس از ازدواج فراگرفت . در واقع زمانی که یک طرف رابطه برای امور خود اقدام به مشورت با شریک زندگی اش نکند و تصمیمات مهم زندگی را به تنهایی بگیرد می‌تواند به مرور زمان همسر خود را به سمت بی تفاوتی نسبت به زندگی مشترک سوق دهد.
یکی دیگر از علل مهم ایجاد بی تفاوتی در زندگی مشترک بی احترامی به خواسته‌های یکدیگر است گاهی به علت گذشت مدت زمان زیادی از رابطه و عادی شدن آن زوجین دیگر به مانند اوایل رابطه به یکدیگر احترام نمی‌گذارند و همین موضوع می‌تواند به مرور زمان موجب بی تفاوتی طرفین نسبت به رابطه شود.
دلیل دیگر بی تفاوتی در زندگی مشترک آن است که فرد از ابتدا سهمی در انتخاب همسر خود نداشته و به روش‌های سنتی مجبور به ازدواج با او شده است در این حالت اگر در مراحل ابتدایی زندگی هیچ گونه علاقه و عشقی وجود نداشته باشد می‌توان با برخی از تکنیک های روانشناسی و شناخت نیازها و روحیات یکدیگر تا حدی عشق و صمیمیت را ایجاد کرد.
از جمله دیگر علل بی تفاوتی میتوان به توهین به همسر اشاره کرد که دیگر جایی برای ابراز عشق باقی نمیماند و همین امر به راحتی همسر را به سمت بی تفاوتی نسبت به رابطه سوق می‌دهد.
این مرحله آغازین و شروع طلاق عاطفی است در واقع فردی که دچار طلاق عاطفی شده نسبت به خود و سلامتی فردی و اجتماعی اش نیز بی تفاوت می شود و حتی به سلامت دیگر افراد خانواده اهمیت کمتری می دهد، وظایف خود را به درستی انجام نمی دهد و مسئولیت‌های خود را در مقابل دیگر افراد خانواده به سردی و بی هیچ میل و رغبتی انجام می‌دهد.

چرا طلاق عاطفی؟

دلایل طلاق عاطقی

در طلاق عاطفی زوجین زیر یک سقف زندگی می کنند اما به صورت جداگانه ، هر کس در دنیا خودش اهداف ،لذت‌ها و علاقه مندی های جداگانه‌ای دارد،موضوع مشترکی برای گفتگو ندارند، هیچ وقت و انرژی برای هم نمی گذارند مگر اینکه مجبور شوند، نسبت به سرنوشت خانواده و آگاهی نسبت به فرزندان بی تفاوت هستند، ترجیح می‌دهند بیشتر وقت خود را خارج از خانه با دوستان و همکاران بگذرانند و در واقع از خانه خود فراری هستند.

سرد شدن رابطه و بی تفاوتی نسبت به یکدیگر پس از مدتی به شکل عادت رفتاری در می آید به گونه ای که فرد احساساتش را از همسرش دریغ می‌کند گفتگو بین زن و شوهر کمرنگ و دیواری نامرئی بین آن ها ایجاد می شود دیواری که مانع حمایت عاطفی از یکدیگر می‌گردد نیازهای عاطفی که همه افراد در روابط صمیمی خود به آن نیاز دارند برآورده نمی شود نیاز به شنیده و درک شدن نیاز به قدردانی نیاز به احساس ارزشمندی نیاز به پذیرفته شدن نیاز به عشق محبت و همراهی در طلاق عاطفی دیده نمیشود . زندگی به تنهایی لذت بخش تر است و فتوحات مشترک کم می شود زوجین به تنهایی برای خود برنامه‌ریزی و هدف‌گذاری می‌کنند.

برنامه های مالی و پس اندازهای جداگانه ای برای خود در نظر میگیرند .در طلاق عاطفی اصولا افراد تصور می کنند که همیشه مشکل از طرف مقابل است و خودشان را از گناه و اشتباه مبرا می دانند در حالی که زندگی یک رابطه دوطرفه است و مطمئناً خود آنها هم کم و کاستی هایی دارند و تا وقتی که نتوانند اشتباهات خود را بپذیرند نمی‌توانند تغییری در بهبود رابطه زناشویی حاصل کنند.عدم برخورداری از آموزش‌های درست و کافی ،عدم برخورداری از جلسات مشاوره تخصصی خانواده درمانی و فقدان مهارت‌های زندگی از آن مسائلی است که افراد از آن غافل شده اند
نشانه های طلاق عاطفی می تواند بسیار مخفیانه و در کمال ناباوری وارد زندگی شما شود و زمانی متوجه آن می گردید که زندگی شما تا حدود زیادی متزلزل گشته است از جمله نشانه های بارز طلاق عاطفی می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • فرار از خانه نشانه بارز طلاق عاطفی نبودن روابط کلامی و عاطفی بین زوجین و فرار کردن از خانه و از یکدیگر است.
  • دیگر شاکی نیست و از چیزی شکایت نمی‌کند اگر تا دیروز همسری داشتیم که با چنگ و دندان برای رسیدن به تفاهم و داشتن یک رابطه مشترک سالم تلاش می‌کرد و در این مسیر با شما هم گاهاً جر و بحث هایی می کرد اما امروز به طور کل سکوت کرده و هیچ گونه گله و شکایتی ندارد. در این صورت حتماً باید به فکر راه چاره باشید.
  • کنارگیری جسمی: نداشتن روابط جسمی لمسی کلامی و جنسی ارضا کننده و نوازشگر از نشانه‌های روشن طلاق عاطفی است این مسئله معمولاً وفاداری زوجین را می‌تواند تحت تأثیر قرار دهد و ممکن است آنها را به سمت روابط خارج از ازدواج سوق دهد.
  • تمرکز روی نقاط ضعف: هر دو طرف یا یکی از زوجین بر روی نقاط ضعف همسر متمرکز شوند تمام وجوه مثبت رابطه را نادیده بگیرند در این حالت اختلافات پررنگ شده و فرد ابتدا به دعوا و تشنج دست می‌زند و کم کم به ورطه بی‌تفاوتی می‌افتد.
  • شیرازه زندگی مشترک این است که زوجین به طرز فکر و دیدگاه‌های هم راجع به مسائل مهم زندگی اهمیت می‌دهند اگر زن یا مردی برایش مهم نباشد که فرد مقابل چه طرز فکری دارد باید این هشدار را جدی گرفت.
  • بی اعتمادی داستان غم انگیزی است که مشخص نیست که اول بی اعتمادی پیش می آید که به دنبال آن طلاق عاطفی کم‌کم رخ می دهد یا اول به هزار و یک دلیل زوجین به طلاق عاطفی می‌رسند و سپس بی اعتمادی هم خودش را نشان می دهد در هر صورت بی اعتمادی یکی از ارکان اصلی طلاق عاطفی محسوب می شود.
  • خالی شدن از هیجان هر چقدر هم که زوجین تعداد سالهای زندگی مشترکشان بالا باشد اما باز هم شور و هیجان هایی برایشان وجود دارد خرید یک هدیه برنامه ریزی برای اتفاقات جدید زندگی در رابطه با فرزندان و غیره می تواند شور و هیجان را به زندگی تزریق کند اما زوجینی که دچار طلاق عاطفی هستند زندگی‌شان از هرگونه شور و هیجانی خالی شده است همه چیز روی خط سکوت و بی‌تفاوتی و غفلت پیش می‌رود.
  • کاهش چشمگیر وقت گذاشتن برای یکدیگر
  • کاهش وابستگی ها و نقاط مشترک در رابطه با یکدیگر -افزایش سرگرمی های برون زناشویی و تمرکز بر مسائل بیرون از خانواده
  • عدم استفاده از راهبردهای حل مسئله
  • به رخ کشیدن اشتباهات و فاجعه‌آمیز کردن مسائل -کوچک و سرزنش کردن مرتب یکدیگر
  • یادآوری مسائل گذشته به جای اندیشیدن به مخاطرات پیش‌رو
  • زمان زیادی صرف سریال ها و برنامه های تلویزیون کردن به جای صرف وقت برای صحبت رو در رو
  • عدم پذیرش مشکل یا ماندن در وضعیت سکوت، قهر و اجتناب


راهکارهایی برای جلوگیری از طلاق عاطفی

جلوگیری از طلاق عاطفی

مهمترین نکته‌ای که توجه به آن می‌تواند منجر به بروز بسیاری از جدایی ها و فاصله های عاطفی شود این است که همسران در شناخت یکدیگر و برطرف کردن نیازهای عاطفی خود و طرف مقابل ناموفق هستند به طور کلی می‌توان گفت مهمترین نیاز های اساسی که برای مردان تعریف شده عبارت است از :

  • حمایت خانوادگی، تحسین، اعتباربخشی، دریافت توجه ،همراهی در تفریحات
  • در مقابل نیازهای اساسی که برای زنان تعریف شده عبارت است از محبت ،گفتگو، صداقت ،حمایت مالی، تعهد خانوادگی
  • با توجه به اینکه تفاوت های قابل توجهی در نیازهای مردان و زنان دیده می‌شود، به وجود آمدن مشکل و عدم سازگاری میان آنها تعجب آور نیست شاید مردی به راستی به همسرش علاقه داشته باشد و فکر کند که نیازهای همسرش را برآورده کرده است اما مشکل اینجاست که بر این تصور است که نیازهای همسرش مانند نیازهای خودش است و لذا در این مسیر ناکام می ماند و این مطلب به طور حتم در مورد زنان نیز صادق است.
  • ‌ به هنگام ناراحتی و دلخوری ها به جای قهر کردن، سکوت طولانی، تحقیر و توهین به یکدیگر سعی کنید ابتدا برای ساعتی سکوت و هنگامی که آرامتر شدید حتماً درباره مسئله پیش آمده گفتگو کنید.
  • ‌ از کنار دلخوری ها به سادگی عبور نکنید یکدیگر را کنترل نکنید جایی که کنترل باشد دیگر جایی برای عشق و محبت نمیماند حریم یکدیگر را رعایت کنید از خط قرمزهای هم عبور نکنید از چک کردن رفت و آمدها چک کردن گوشی موبایل و کیف همسرتان دست بردارید
  • ‌ به طور مداوم آموزه های نحوه رفتار شخصی اجتماعی و خانوادگی را یاد بگیرید و راهکارهای عملی آنها را با زندگی خود تطبیق دهید
  • ‌ راههای صحیح اصلاح رفتار نادرست و جلوگیری از تکرار آن ها را بیاموزید و اجرا کنید
  • ‌ احترام متقابل را حفظ کنید بی احترامی و توهین مقدمه دلخوری و ورود به حیطه لطمات عاطفی است
  • ‌به تفاوت سلیقه فکر و نگاه یکدیگر احترام بگذارید و دیگری را تمسخر نکنید
  • ‌ برای داشتن زمان های مکالمه دونفره برنامه‌ریزی کنید و نگذارید دلخوری باعث شود مکالمات دونفره از زندگی حذف شود پیش از صحبت با هم سعی کنید خود را جای همسرتان قرار دهید در این صورت به طور کامل در می یابید که چگونه باید مسائل را مطرح کنید .
  • ‌ از سرزنش کردن همسرتان بپرهیزید هیچگاه تصور نکنید که در زندگی مشترکتان قربانی شده اید
  • خواسته ها انتظاراتتان را واضح و مشخص بیان کنید از پیش داوری و تصمیم گیری بر اساس تصورات خود پرهیز نمایید


برخی از دلایل طلاق عاطفی

  • ازدواج غلط یا ازدواج تحمیلی (عدم شناخت و آگاهی نسبت به فلسفه ازدواج و تشکیل خانواده)
  • آشنا نبودن با معیارهای صحیح انتخاب همسر و ازدواج های احساسی و هیجانی
  • انتظارات غیر قابل دسترس و غلط از یکدیگر به دلایل عدم شناخت کافی نسبت به جنس مخالف
  • آشنا نبودن زوجین با مهارت های زندگی مانند همسرداری کنترل خشم همدلی کردن خودشناسی حل مسئله که باعث بروز اختلافات شدید خانوادگی می گردد.
  • فرزند سالاری و وقت گذاشتن بیش از حد برای فرزندان و جایگزین کردن آن به جای همسر(مثلث سازی)
  • بی‌مبالاتی و بی‌توجهی نسبت به انتظارات منطقی و قابل دسترس یکدیگر( برآورده نشدن انتظارات زوجین )
  • فقدان گفتگو و ضعف مهارتهای ارتباطی، کلامی و غیرکلامی، بی‌توجهی به نیازهای یکدیگر
  • دخالت های بی مورد دیگران در زندگی مشترک
  • بیماری طولانی مدت یکی از زوجین
  • بحران های اقتصادی


تاثیر طلاق عاطفی بر فرزندان

طلاق عاطفی علاوه بر زوجین بر روی فرزندان هم تاثیرات مخرب متعددی دارد که لازم است والدین از آنها اطلاع داشته باشند والدینی که به هم عشق ندارند ، ابراز عشق بلد نیستند و گفتگو موثر و هدفمند و خالی از توهین را هرگز در رابطه‌ی زوجی خود تجربه نکرده‌اند الگوی مناسبی برای فرزندان خود نبوده و نمی توانند عشق و برقراری رابطه مناسب را به آنها آموزش دهند
طلاق عاطفی بیشترین پیامد منفی و اثرات مخرب را بر روح و روان فرزندان خانواده وارد می‌کند در این کودکان علائم کم اشتهایی و پراشتهایی عصبی مشکلات خوابی یا کابوس ضعف تحصیلی علائم افسردگی استرس اضطراب و پرخاشگری دیده می شود آنها در خانواده احساس امنیت و آرامش ندارند و دچار بی بدبینی می‌شوند و حتی در آینده برای انتخاب کار، تحصیل و همسر با مشکلات زیادی روبرو می شوند
احساس گناه در این کودکان باعث میشود به دوستانشان وابسته شوند و مایل نیستند زمان زیادی را در منزل بمانند یا اگر در منزل هستند به اتاق خود یا دوستان مجازی پناه می‌برند و از بودن کنار والدین امتناع می‌کنند این فرزندان خود را مسئول نگه داشتن اجباری والدین کنار هم می‌دانند چرا که بسیاری از اوقات والدین اعلام می‌کنند به خاطر فرزندان زندگی توأم با بی مهری را تحمل کردند به همین دلیل است که کودکان در این حالت خشم و احساس گناه زیادی را تجربه می کنند.

و در نهایت مهم ترین راهکار برای درمان مراجعه به زوج درمانگر یا مشاور خانواده و مشاوره طلاق و طی کردن جلسات معالجه فردی برای درمان روحی و روانی و جلساتی برای درمان دو نفره با حضور طرفین برای ترمیم روابط بین آنهاست در واقع یکی از مواردی که ما در طول رابطه زندگی مشترک مشاوره خانواده نیاز داریم زمانی است که شاهد بروز عاطفی در روابط خود هستیم آن هنگام همسران از ایجاد ارتباط با یکدیگر ناامید شده و هرکدام غرق در افکار خود مسیر مورد علاقه خود را طی می‌کند طلاق عاطفی می تواند بارها از طلاق واقعی خطرناک‌ تر باشد و کانون خانواده را به دفعات دچار تشنج نماید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *