علائم اضطراب از سیر تا پیاز - دکتر ترانه موذنی

علائم اضطراب

علائم اضطراب

اگر امکان خواندن این مقاله را ندارید می توانید به فایل صوتی زیر گوش کنید.

مغز مضطرب خود را بازسازی کنید.

اضطراب چیست؟

اضطراب یک واکنش هیجانی پیچیده است که بی شباهت به ترس نیست. این دو از فرآیند های مغزی مشابهی ناشی می شوند و واکنش های رفتاری و فیزیولوژیکی مشابهی را نیز به وجود می آورند. به عبارتی هر دو از بخش‌هایی از مغز نشأت می گیرند که به تمام موجودات کمک می کند با خطرات مقابله کنند. با این وجود این ها با یکدیگر متفاوت هستند به طوری که ترس با تهدیدی مشخص و واقعی قابل شناسایی است، در حالی که اضطراب در غیاب خطر قریب ‌الوقوع شکل می گیرد. به عبارت دیگر ما زمانی ترس را تجربه می کنیم که واقعاً در خطر باشیم، مانند زمانی که کامیونی در مسیر مخالف خود مستقیماً به سوی ما می آید و اضطراب را زمانی تجربه می کنیم که احساس ترس، ناراحتی یا تنش داریم بدون اینکه در آن لحظه خطری متوجه ما باشد. بیشتر افراد اضطراب را زمانی تجربه می کنند که تحت فشار روانی هستند. با این حال مشکل زمانی به وجود می‌آید که اضطراب در جنبه های مهم زندگی فرد اختلال ایجاد می ‌کند. بنابراین باید روی آن کنترل داشته و تسلط مان را بر شرایط بازیابیم. برای اینکه در زندگی بیش از این توسط این احساسات محدود نشویم بهتر است بدانیم که چگونه باید با آن مقابله کنیم و درمان آن چگونه انجام می شود.

با خواندن این مقاله به سوالات خود در زمینه های زیر پاسخ دهید:

✓اضطراب چیست؟

✓ تفاوت ترس و اضطراب چیست؟

✓نقش افکار در ایجاد اضطراب

✓منابع اضطراب کدام است؟

✓چرایی یا چگونگی اضطراب؟

✓درمان اضطراب تا چه حد امکان پذیر است؟

✓عوامل شکل گیری اضطراب چیست؟

✓علائم اضطراب کدام است؟

✓علائم  پنهان اضطراب کدام است؟

✓چگونه به کسی بگویم اضطراب دارم؟

✓درمان اضطراب چگونه انجام می شود؟

✓ تمرین های خود یاری برای درمان اضطراب کدام است؟

✓ اضطراب مفید را چگونه بشناسید؟

✓ اضطراب افراد کمال‌گرا مثبت است یا منفی؟

✓افراد مضطرب در رابطه عاطفی چگونه عمل می کنند؟

تفاوت ترس و اضطراب

علائم اضطراب

ترس یک واکنش فیزیولوژیک به محرک یا تهدید واقعی، حقیقی و بیرونی است و همان چیزی است که به اجداد  شکارچی ما کمک می کرد در زمان خطر زنده بمانند، اما اضطراب نوعی نگرانی و دلشوره است که منبع قابل تشخیص ندارد. بنابراین درمان ترس یا در حالت های جدی تر یعنی انواع فوبیا راحت تر از اضطراب خواهد بود. ترس حالت هیجانی مفیدی است که می تواند کارکرد حیاتی داشته باشد. اما اضطراب، هیجانی منفی و نوعی گوش به زنگی است که معمولاً اثربخشی مقابله کردن ما را بالا نمی برد و تحلیل قوای کلی جسمانی و روانی را به دنبال دارد.

استرس چگونه کمک می کند؟

زمانی که اجداد ما با یک رویداد خطرناک مواجه می شدند سیستم سمپاتیک آنها فعال می شد تا کمک کند و فرد بتواند پاسخ جنگ و گریز را عملی کند. انسان امروز هم در موقعیت هایی چالش انگیز مثل تحصیل، شغل و افزایش قیمت ارز و غیره دچار استرس می شود. این حس زمانی که مسئولیت یا رویداد مورد نظر استرس زا تمام شود، پایان می یابد. برای رفع و حل آن باید منبع اصلی آن را پیدا کنید. یافتن عامل اصلی استرس و ناراحتی تان می تواند به شما در رفع مشکل کمک کند. در اضطراب آگاهی نسبت به علت مشکل بسیار محدود است زیرا منبع مشخصی ندارد و واکنش انجام شده به مشکل، در صورت ناسازگار بودن می تواند به مشکل جدی تری نسبت به اضطراب تبدیل شود.

نقش افکار در ایجاد اضطراب

اضطراب حالتی از ناآرامی و تشویش است که تمرکز اصلی آن روی احتمال شکست یا خطری خواهد بود که باعث پریشانی فرد می شود. در واقع استرس نتیجه تعامل پیچیده بین افکار و الگوهای تفکر، تنش جسمانی، استعداد زیستی، رویداد های استرس زا و همچنین مطالبات متناقض در زندگی است. اما هیچ رویدادی به خودی خود موجب آن نمی شود، بلکه افکار ما درباره این رویدادها و واکنش جسمی ما به این افکار هستند که حالت هیجانی اضطراب را ایجاد می کنند.

منابع اضطراب:

اضطراب از دو منبع سرچشمه می گیرد:

۱) تنش جسمانی شامل نشانه های جنگ و گریز که از هورمون استرس ناشی می ‌شود. نشانه های جنگ و گریز زمانی در بدن ما ظاهر می‌ شوند که بخواهند ما را برای فرار یا جنگیدن علیه تهدیدها آماده کنند.

۲) افکار متمرکز بر وقوع خطر یا احتمال های فاجعه بار در آینده. افکار اضطراب آور که اغلب افکار «چه میشود اگر ….» نامیده می شوند، تصاویر و انتظاراتی در خصوص رنج، فقدان و فاجعه در ذهن ایجاد می کنند. این افکار به بدن هشدار می دهند تا برای مقابله با مسائل تهدید آمیز آماده باشند.

چرایی یا چگونگی اضطراب؟

احتمالاً دانستن این موضوع که چطور می توان زندگی بهتری با اضطراب داشت برای شما مفیدتر از دانستن چیستی و چرایی بروز آن است. واقعیت این است که هیچ کس نمی داند دقیقاً چه عاملی باعث بروز آن می شود. قطعاً برخی از این استرس ها  بنا به دلایل مشخصی مثل تغییرات اساسی زندگی، خطرات قریب الوقوع  مثل مشکلات سلامتی و برخی مشکلات پزشکی و یا عوارض جانبی یک دارو نمایان می ‌شوند. اما زمانی که با یک الگوی اضطرابی روبرو باشیم نمی توان به طور دقیق آن را به علت خاصی ربط داد.

درمان اضطراب تا چه حد امکان پذیر است؟

اضطراب شبیه عفونت یا شکستگی استخوانی نیست. هیچ درمانی چه به تنهایی چه به صورت ترکیبی، آن را به طور قطع «شفا» نمی دهد. احتمالاً در مورد داروهای ضد اضطراب چیزهایی شنیده اید اما به خاطر داشته باشید سوابق این داروها نشان داده اند، که تنها برای برخی از افراد در زمان محدودی مفید خواهند بود. امروزه روانشناسان اطمینان دارند که برای مقابله موفقیت آمیز با آن ممکن است ترکیبی از درمان های رفتاری، شناختی و پزشکی نیاز باشد. علاوه بر این داشتن انگیزه قوی و درجاتی از تعهد نیز برای تغییر ضروری است.

عوامل شکل گیری اضطراب چیست؟

عامل شکل گیری آن الزاماً نباید فقط یک مسئله خاص باشد. ممکن است چندین عامل دست به دست هم دهند تا اختلالات اضطرابی خاصی را ایجاد کنند. به نظر می رسد ژنتیک (صفات ارثی)، تجربه یادگیری، رویدادهای آسیب زا و استرس آور و وقایع نامشخص زندگی، همگی در پیشرفت اختلالات اضطرابی نقش داشته باشند، با این وجود احتمالاً دلیل دیگر شیوع بالای این اختلالات این است که امروزه اضطراب در زندگی روزانه بسیار تجربه می شود.

علائم اضطراب چیست؟

علائم اضطراب

_ فرد مبتلا دائما احساس می‌ کند که در مرز فروپاشی روانی قرار گرفته است.

_در هر محیطی باشد به هیچ وجه احساس امنیت نمی کند.

_ برای آرام کردن مغز و گفتگوی درونی خود تلاش فراوانی می کند.

_ نسبت به خود، اطرافیان و محیط پیرامونش هیچ گونه حس اطمینانی ندارد.

_ کارها و اتفاقات خیلی زیادی که اکثرشان ممکن است ظاهراً بی ‌ربط به نظر بیایند برای فرد مبتلا به اضطراب  محرک محسوب می شود و باعث تشدید علائمش می گردند.

_ برای برقراری حس کنترل بر خود و محیط اطرافش  تلاش زیادی می کند و سختی زیادی متقبل می شود.

 

علائم پنهان اضطراب کدام است؟

۱) به دلیل تمایل به اطمینان طلبی مفرط اکثر مواقع بلاتکلیف هستند.

۲) خرید های بیش از حد یا غیر ضروری انجام می دهند.

۳) به سختی می توانند نه بگویند. به عبارتی جراتمندی و ابراز وجود ضعیفی دارند.

۴) کارهای شان را در اسرع وقت و حتی قبل از به پایان رسیدن زمان آنها به انجام می رسانند.

۵) از ریسک کردن بسیار هراس دارند.

۶) به طور دائم برای هر کاری حتی امور پیش پا افتاده برنامه ریزی می کنند.

۷) به طور مداوم نیاز به ترک یک مکان، یک رابطه یا یک موقعیت را دارند.

۸) بیش از حد از دیگران عذرخواهی می کنند .

۹) رفتارهای تکانشی مثل ناخن جویدن، کندن‌مو، کندن پوست لب، پیچاندن مو دور انگشتانتان برایشان لذت بخش است.

 

چگونه به کسی بگویم اضطراب دارم؟

۱) ابتدا درباره آنچه می خواهید بگویید فکر کنید.

۲) بیان کردن احساسات و افکار خود را تمرین کنید.

۳) یک مکان راحت و جایی که در آن احساس امنیت می کنید را انتخاب کنید.

۴)  برای کمک خواستن از دیگران نترسید و به آنها بگویید که به چه چیزهایی نیاز دارید.

۵) شخصی را انتخاب کنید که بتوانید به او اعتماد کرده و کنار او احساس راحتی داشته باشید.

۶) با گفتن چالش هایی که با آنها روبرو هستید شروع کنید. اگر نمی توانید یکبار درباره آن صحبت کنید سعی کنید کم کم مسئله را باز کنید.

۷) در مرحله بعدی می توانید به آنها بگویید که چه احساسی در شما ایجاد می شود.

محدودیت های ناشی از اضطراب

علائم اضطراب

اضطراب می تواند به شیوه شگفت ‌آوری زندگی افراد را محدود کند. در حالی که ظاهراً به نظر نمی رسد بسیاری از این  محدودیت ها ناشی از آن باشد. به عنوان مثال برخی افراد چنان گرفتار استرس می شوند که تمام لحظات بیداری خود را با نگرانی سپری می کنند و عده ای نیز به دلیل نگرانی قادر به خوابیدن نیستند. عده ای برای ترک خانه مشکل دارند، در حالی که برخی دیگر به دلیل ترس و اضطراب صحبت کردن در جمع ممکن است که شغل خود را از دست بدهند. همچنین اضطراب ناشی از مواجه شدن موقعیت های نا آشنا تا حدودی برای همه ما تجربه ای آشنا است.

گرچه اضطراب چنان تاثیری بر زندگی افراد می گذارد که ممکن است نتوانند ابتدایی‌ ترین فعالیت‌های خود را انجام دهند، با این وجود همین افراد می‌ توانند به زندگی عادی خود بازگردند. آنها می ‌توانند دلیل مشکلات خود را بشناسند و اعتماد به نفس خویش را پیدا کند. این درک و شناخت فعلی را مدیون انقلابی هستیم که اخیراً در علم روانشناختی و با تکیه بر رویکرد های درمانی موجود به وجود آمده است.

چگونه اضطراب شما را در زندگی محدود می کند؟

اضطراب در بهترین حالت منجر به هوشیاری و تمرکز می شود. به علاوه  باعث می ‌شود قلب با شدت بیشتری تپیده  و مثلاً برای بردن در مسابقه آدرنالین مازاد ترشح کند. با این حال در بدترین حالت می‌ تواند زندگی ما را نابود کرده و چنان ما را فلج کند که نتوانیم کاری انجام دهیم. اگر از اختلالات اضطرابی رنج می برید می دانید که چقدر می تواند ناتوان کننده باشد. با این وجود فرار از تمام نگرانی ها اصلا هدف واقع گرایانه ای نیست. نه تنها غیر ممکن است بلکه نیازی هم به چنین کاری نیست.

درمان اضطراب

به مواردی که اضطراب یا اجتناب باعث می شوند در زندگی تان اختلال ایجاد شود فکر کنید. در صورت لزوم می توانید آنها را یادداشت کنید. به اهداف بالقوه خود فکر کنید که به دلیل وجود نگرانی برای رسیدن به آنها مشکل داشته اید از آنجایی که این موضوع بر تصمیمات آینده نیز تاثیر می گذارد می ‌توانید به روزهای عادی هم فکر کنید. آیا اضطراب شما مانع انجام کارهایی چون مسافرت رفتن، تغییر شغل یا مواجهه با یک مشکل شده است؟

برای انتخاب موقعیت های موجود وحل مسئله باید در نظر بگیرید کدام موقعیت برای حل مشکل موجود در اولویت است. در ابتدا باید از موقعیت هایی شروع کنید که بیشترین اضطراب را به همراه دارند یا بیش از همه در آن موقعیت قرار می گیرید. در هر صورت آنچه حائز اهمیت است تمرکز بر کاهش آن در موقعیت هایی می باشد که تغییر زیادی در زندگی شما به وجود می‌آورد.

این تمرین ها به شما کمک می کند چگونه از فضای ذهن خود خارج شده و شروع به زندگی در دنیای واقعی نمایید.

تمرین اول: آرام سازی

با آموزش آرام سازی، فرد مبتلا به اضطراب فراگیر، با شناسایی الگوهای جنگ یا گریز می تواند از نشانه های جسمانی مرتبط با اضطراب خویش رها شود. بیشتر آموزش های آرام سازی بر روی یکی از این دو فعالیت تمرکز می ‌کند:

تنفس و آرامش عضلانی

لازم است بدانید تغییرات ویژه‌ای در تنفس به وجود می آید که بخشی از پاسخ جنگ یا گریز هستند. با یادگیری تمایز بین نوع تنفس مرتبط با اضطراب و نوع تنفسی که منجر به  آرام سازی می شود می توانید روش تنفس خود را تغییر و سطح کلی برانگیختگی خود را کاهش دهید. این تمرین در مورد تنش عضلانی نیز مصداق دارد. هنگامی که عضلات در حالت تنش هستند بدن نیز مانند مغز در حالت بحران قرار می ‌گیرد. در این شرایط شما به احتمال بیشتری مشکلات و نتایج منفی را پیش بینی می کنید. با یادگیری آرام سازی عضلانی به مغزتان این پیام را می فرستید که بحرانی وجود ندارد. در حالی که آموزش آرام سازی می تواند مشکلات جسمانی مرتبط با بیش برانگیختگی مزمن را تسکین دهد، این تاثیرات بسیار کلی بوده و به طور غیرمستقیم فرایند اضطراب شما را تحت تاثیر قرار می دهد.

تمرین دوم: اجتناب از هرگونه اجتنابی

اجتناب چگونه حمله اضطراب را تداوم می بخشد؟

علائم اضطراب

وقتی اضطراب شدید می شود بیشتر مردم سعی می کنند از موقعیت هایی که پیش بینی می کنند باعث برانگیختن استرس آنان خواهد شد اجتناب کنند. به عبارتی سعی در فرار از موقعیت برای جلوگیری از پیامدهای آن دارند. اجتناب در کوتاه مدت مفید است ولی در بلند مدت باعث تداوم اضطراب، از دست دادن فرصت یاد گیری هیجانی و کاهش اعتماد به نفس فرد می شود.

انتظار اضطراب می تواند یک مشکل شدید باشد. گاهی اوقات یک فرد واقعا قصد دارد در یک جمع یا موقعیت عملکردی حاضر شود، ولی در دقایق آخر اجتناب می کند. چون اضطرابش تا درجه ای افزایش می یابد که به کلی احساس ناتوانی در اداره آن موقعیت می کند.

حال اگر عملکرد شما به آن بدی که فکر می کنید متاثر از اضطراب نشود آن وقت چه؟ شما فرصت یاد گیری در این مورد را از دست داده اید. اضطراب شما احتمالاً به دیگر موقعیت های اجتماعی نیز گسترش می یابد. در این میان وقتی شما بیشتر و بیشتر خودتان را در آنچه که فکر می کردید می توانید با آن روبه رو شوید محدود تر می بینید، عزت نفس شما پایین تر خواهد آمد. از این رو شما حتی در باره موقعیت هایی که می ترسیدید نگران تر می شوید. وقتی اضطراب برای مدت زمانی طولانی وجود داشته باشد، فرد اغلب زندگیش حول محور نیاز برای اجتناب از موقعیت های خاص می چرخد یا تلاش و برنامه ریزی شدید برای اجتناب از وقوع نگرانی انجام می دهد. درمان شناختی رفتاری به شما می آموزد چگونه اضطراب را کنترل کنید و چگونه با موقعیت هایی که ممکن است باعث بروز آن شود رویارو شوید.

تمرین سوم: نگرانی های خود را به حل مسئله تبدیل کنید. نگرانی و اضطراب در شرایط خاصی مانند آنچه در حال حاضر همه ما تجربه می ‌کنیم امری عادی و متداول است. یک راه کار آمد برای برخورد با نگرانی عادی، تبدیل نگرانی به حل مسئله است.  یعنی به جای اینکه مدام ذهنتان را درگیر سوالات تکرار شونده مانند «چه میشود اگر….» کنید از خودتان بپرسید بهترین و مفیدترین کاری که در این وضعیت می توانم انجام دهم چیست و بعد یک طرح عملی و دقیق برای انجام این کار تدارک ببینید.

تمرین چهارم: برای جلوگیری از شدت یافتن اضطراب در موقعیتهای ناشناس و ناآشنا حتماً از تکنیک STOP استفاده کنید.

وقتی در موقعیت های اجتماعی ناراحت ‌کننده هستید، چهار گام برای جلوگیری از شدت یافتن اضطراب خود، بردارید:

۱) بایستید و یک ‌قدم به عقب بردارید. بلافاصله بر اساس احساسات خود عمل نکنید. خیلی سریع به درون دریای هیجانات خود نپرید. در عوض، تکانهٔ آنی خود را متوقف کنید، متوجه آنچه که ذهنتان به شما می گوید باشید، منتظر بمانید و از لحاظ روانی یک‌ قدم به عقب بردارید.(stand)

۲) نفس عمیقی بکشید. از تنفستان همان گونه که عمل دم و بازدم را انجام می‌ دهید آگاه باشید. (take a deep breath)

۳) مشاهده کنید. موقعیت را از دید یک مشاهده گر بیرونی تماشا کنید، ببینید چه احساسی دارید و به چه چیزی فکر می کنید. سعی نکنید هیجان هایتان را سرکوب کنید یا از شرشان خلاص شوید یا مانعی بر سر راهشان قرار دهید. اجازه دهید آن‌ها مانند موجی که می آید و می رود، شما را سرتاپا خیس کند. آماده تجربهٔ هیجان هایتان باشید. سعی نکنید از شر افکارتان خلاص شوید. به یاد داشته باشید آن‌ها فقط کلماتی هستند که باید مورد توجه قرار گیرند، نه واقعیت‌ها. اجازه دهید تجربیات، احساسات و افکار به ذهنتان بیایند و همانطور که آمدند بروند. (Observation)

۴) بر اساس ارزش هایتان عمل کنید. کاری را که سودمند است انجام دهید. اکنون‌ که کمی فاصله گرفته ‌اید و چشم انداز وسیع‌ تری دارید، می توانید تصمیم بگیرید که چه چیزی برای شما مناسب است. شما باید عواقب اقدام خود را در نظر بگیرید. فقط کارهایی را انجام دهید که با ارزش‌های شما سازگار هستند. به یاد داشته باشید که از جمله مهم ترین ارزش های شما داشتن رفتار خوب با خودتان است. ((Plan

تمرین پنجم: تکنیک تنفسی برای کاهش اضطراب

در واقع این تکنیک تنفسی ضد اضطراب به شما یاد می دهد، در مواقعی که تنش ندارید با تمرین مکرر آن، خود را برای کاهش این تنش ها در مواقعی که دچار بحران می شوید آماده کنید.

روش اجرا بسیار ساده است؛ می‌بایست بر روی یک تخت و یا مبل راحتی دراز کشیده و در ابتدا به مدت 4 ثانیه نفس را فرو دهید و سپس به مدت 7 ثانیه نگه داشته و در نهایت به مدت 8 ثانیه اجازه دهید که هوا از ریه هایتان خارج شده و این مراحل را چندین بار تکرار نمایید. این تمرین، به مرور تنش های عضلانی و اضطراب شما را برطرف کرده و سبب می گردد که در تنشهای بین فردی، کنترل بیشتری بر رفتار خود داشته باشید و کمتر عصبی شوید. همچنین سبب محافظت از حملات قلبی در شما می گردد. اگر اهمال کاری نکنید و هر روز این تمرین را انجام دهید، تاثیرات معجزه آسای آن ‌را خواهید دید.

تمرین ششم: شناخت و پذیرش اضطراب

پذیرش اضطراب

سریع ‌ترین روش خروج از چرخه اضطراب شناخت علائم آن در بدن خود و پذیرش است. با پذیرش به آرامش می ‌رسیم و ادامه‌ ی مسیر بهبودی رو با قدرت بیشتری طی می ‌کنیم.

تمرین ‌هایی که این چالش پذیرش را می تواند برای ما آسان نماید عبارت است از:

  • باور داشتن به این‌ که اضطراب فقط مشکل من نیست.
  • دانستن اینکه اضطراب، روش بدنم برای محافظت از من خواهد بود.
  • به یاد داشتن اینکه اضطراب، قصد صدمه زدن به من را ندارد.
  • تشکر از بدن خودتان برای تلاش در جهت بهبودی من.
  • نوشتن و فهرست کردن افکار آشفته‌‌ و درجه بندی منابع استرس.
  • قضاوت نکردن خودتان برای داشتن اضطراب.

اضطراب مفید را چگونه بشناسید؟

تشخیص اینکه اضطراب ما در چه حدی است و اینکه آیا این اضطراب مفید است یا آثار منفی دارد گاهی مشکل است. برای تشخیص بین این دو حالت بهترین کار این است که دقت کنیم به واسطه اضطرابی که داریم کار و مسئولیتی را که در حال انجام آن هستیم خوب انجام می دهیم یا نه؟

اگر خوب انجام می ‌دهیم، اضطراب ما مفید است. مثلا برای درس خواندن مقداری نگرانی داریم و همان باعث می شود بهتر درس بخوانیم و نمره بهتری بگیریم، اما اگر آن اضطراب برای ما آنقدر مشغله ذهنی ایجاد می کند که مدام درگیری فکری داریم و حتی دچار تپش قلب می شویم، تمرکزمان را از دست می دهیم و… یعنی اضطرابمان بیش از اندازه شده و دیگر مفید نیست. یا زمانی که این تنش ها باعث ایجاد ناراحتی زیاد و سلب آسایش دائمی ما شود هم مشخص می شود که از میزان طبیعی فراتر رفته است.

اضطراب افراد کمال ‌گرا مثبت است یا منفی؟

برخی از افراد همیشه در کارهایشان اضطراب عملکرد دارند و همین امر موجب پیشرفت کاری شان البته به صورت منفی می شود. این افراد کمال‌ گرا هستند و معمولا از خودشان انتظار بالایی دارند و به سادگی احساس رضایت نمی ‌کنند. به همین دلیل همیشه و همه جا تنش و استرس را تجربه می کنند. بهتر است کمی انتظاراتشان را واقع بینانه  تنظیم کنند یا اگر می توانند افکار مزاحم اضطراب‌ آور را از ذهنشان بیرون کنند. این افراد مدام در آینده زندگی می کنند و آینده را هم بد و وحشتناک تصور می کنند و بر همین اساس هم زندگی می کنند. در صورتی که باید بدانند هیچ‌ گاه اتفاقاتی که در ذهنشان هست پیش نخواهد آمد.

برخی از عادات مثبت افراد مضطرب کدام است؟

زندگی با اضطراب می تواند بسیار آسیب زا و آزاردهنده باشد. اگر آن را به گونه ای مزمن تجربه می کنید، نگرانی های عادی روزمره نیز می توانند زندگی شما را فلج کنند. البته افراد مضطرب با این حال عادت های رفتاری خواهند داشت که اگر به روش صحیح هدایت شود می توانند ویژگی های خوبی محسوب شوند. شناسایی برخی از این ویژگی های مثبت می تواند برای افراد مضطرب مفید واقع شود.

۱) نسبت به محیط اطراف خود بسیار ناظر و آگاه هستند.

۲) بسیار همدل هستند و توانایی بیشتری در درک دیگران دارند.

۳) در تصمیم گیری دقیق و ملاحظه کار رفتار می کنند.

۴) بسیار منظم هستند و در برنامه ریزی مهارت فراوانی دارند.

۵) در اکثر مواقع در مواجهه با چالش‌ های زندگی آمادگی و انگیزه لازم را دارند.

۶) وقت شناس هستند و در تنظیم و اختصاص وقت خود بسیار ماهرانه عمل می کنند.

شناسایی برخی از ویژگی های منفی که می تواند برای افراد مضطرب دردسرساز قلمداد شود.

۱) اگر اتفاق بدی ممکن است رخ دهد بر این باور هستید که شما مسئولیت دارید درباره آن نگران شوید.

۲) عدم قطعیت را نمی توانید بپذیرید.

۳) بر این باور اشتباه هستید که باید همیشه و همه جا از همه چیز مطمئن باشید.

۴) با تمام افکار منفی تان طوری رفتار می کنید که انگار واقعی هستند.

۵) هر اتفاق بدی که رخ می دهد را نشان دهنده بی مسئولیتی و وظیفه نشناسی خود می دانید.

۶) شکست را برای خود غیرقابل قبول می دانید.

۷) در تلاش هستید که هر چه سریع تر از شر رفتار منفی و افکار منفی خود خلاص شوید. زیرا نمی توانید حضور صرف آنها را بپذیرید.

۸) با هر چیزی به عنوان یک مسئله اورژانسی که از فوریت زمانی برخوردار است، رفتار می کنید.

افراد مضطرب در رابطه عاطفی چگونه عمل می کنند؟

اضطراب در رابطه عاطفی

حس می کنند به اندازه کافی برای طرف مقابل خوب و کافی  نیستید. در واقع بر این باورند که لیاقت او را ندارند. دائماً کابوس می بینید که او را از دست داده اند و نیاز دارند که اطمینان خاطر دائم داشته باشند که طرف مقابل دوستشان دارد و در کنار آنها خواهد ماند. با وجود سوال های فراوان پیرامون شدت و میزان علاقه طرف مقابل، باز هم قانع نمی شوند و دو دل هستند که اصلا رابطه ای داشته باشند یا نه.

فقط آن بخش هایی از شخصیت شان را می توانند در رابطه نشان دهند که توسط پارتنر یا شریک عاطفی شأن مورد پذیرش قرار گرفته است چرا که نسبت به کلیت وجود خود در ابهام و شک و تردید به سر می برند. چون خود را خوب و خواستنی و پذیرفتنی نمی دانند. تلاش می کنند نگرانی خودشان را پنهان کنند چون می ترسند اگر طرف مقابل متوجه  بشود از آنها دوری کند. برای ارسال هر پیام یا برقراری هر تماسی بسیار فکر می کنند. کوچکترین رفتار خود را چندین مرتبه مورد بازبینی قرار می‌دهند. ساعت قرارهایشان را چندین بار چک می کنند.

چگونه می توان به فردی که از اضطراب رنج می برد و دوستش داریم کمک کنیم؟

حتما با او صادق باشید و از احساس واقعی خود با او صحبت کنید. هر گونه عدم صداقت در رابطه عاطفی با فرد مضطرب می تواند تبعات غیر قابل جبرانی داشته باشد. می توانید اینگونه با او صحبت کنید:

من تو را دوست دارم و از حضور تو در زندگی ام  بسیار خوشحالم. هیچ فکر دیگری نکن  به جز اینکه به حرف های من گوش کنی و به افکارت اعتبار ندهی ‌. اگر فکر دیگری کردی حتما به من بگو تا به تو اطمینان خاطر بدهم که چقدر دوستت دارم.

می دانم که اضطراب ممکن است بعضی مواقع موجب نقص و اشتباه در رفتار یا عواطفت شود اما این را بدان که برای من داشتن تو پیشرفت بزرگی محسوب می شود. تو را می بینم و به تو افتخار می کنم. ایرادی ندارد هر زمان که آمادگی لازم را داشتی می توانیم با هم برای درمان اضطراب همراه شویم. من  در کل فرآیند درمان کنار تو خواهم بود. کاری که می توانم در این شرایط  برایت  انجام دهم چیست؟ من خیلی خوشحال میشوم که بتوانم کاری انجام دهم  که به تو احساس آرامش و اطمینان بدهم.

اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

Share on whatsapp
واتس اپ
Share on telegram
تلگرام
Share on twitter
توییتر
Share on linkedin
لینکدین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *