مشاوره زناشویی در شمال تهران و زعفرانیه - دکتر ترانه موذنی

مشاوره فوری

(ساعات اداری)

مشاوره زناشویی در شمال تهران

مشاوره زناشویی در شمال تهران

زوجین فقط با یک درگیری رودررو هستند اما مشکل این است که تمام زمان شان را همان یک مشکل در بر می‌گیرد.مشاوره زناشویی چیست؟
چه کارکردی در حفظ بنیان خانواده دارد؟
بالغ بر ۶۰ درصد مراجعان بهداشت روان، درگیر یک مشکل زناشویی هستند. با وجود این، شگفت اینکه ما یا نمی توانیم و یا نمی‌خواهیم به زوج دچار بحران کمک نماییم. برای بیشتر زوج درمانگران و مشاوران زناشویی هماهنگ کردن و ادامه دادن کار درمان با دو بخش ناسازگار که در هنگام تعارض و بحران به طور همزمان برای درمان اقدام نموده اند مشکل است. حتی گاهی با ورود نابهنگام نه تنها مدیریت بحران صورت نمی گیرد بلکه امکان شعله ور شدن زبانه های آتش تعارض زوجین، متاسفانه در جلسات مشاوره زناشویی نیز وجود دارد.

چالش های مشاوره زناشویی

مشکل مفهوم سازی درمان زوجین به تعیین حدود مداخله برمیگردد.هر زوج تاریخچه پیچیده ی خانواده اش را به درمان می آورد که به وضوح و مستقیماً به تعارض اصلی شدت میبخشد ولی زوج به طور ساده ای از مشکلات تعامل کنونی رنج می برند.
ممکن است درمانگران با هر تغییری احساس کنند که به مکان اشتباه و یا دوره زمانی نادرستی فشار وارد کرده اند. با این فشارها اگر تلاش ما در جهت کوتاه سازی دوره درمانی باشد، درمان به سادگی از مسیر خود منحرف می‌شود .
در واقع ما نیازمند مدلی هستیم که به ما در فهم تاثیر هم زمان گذشته و تعارضات زمان حال کمک کند.
آنچه در تازه ترین و یکپارچه ترین رویکردهای مشاوره زناشویی اخیراً مورد توجه قرار دارد همگی بر مسئله درگیری و تعارضات تکراری بین زوجین تمرکز دارند. ظاهراً همه زوجین فقط یک درگیری دارند اما مسئله اینجاست که بیشتر اوقات آنها را در بر می گیرد،بحران در اوج خود می تواند اشکال مختلفی داشته باشد. از دوری گزینی خودسرانه تا فقدان همکاری به صورت منفعل پرخاشگرانه ،حملات متقابل، استهزاء و تمسخر دیگری برای رهایی از این قید و بند، متهم کردن دیگری با داد و فریاد، ترور شخصیت و در نهایت، در برخی موارد تهدید‌های جانی و حتی خشونت های آشکار. این موضوعات شکل عمومی بحران نیست و از زوجی به زوج دیگر فرق می کند.
زوجین به صورت انتخابی به حرف یکدیگر گوش می‌دهند. آنها تنها چیزی را می‌شنوند که تحریک کننده و رنجاننده است نه چیزی که آرامش بخش است و معنای جدیدی دارد. درگیری به دو شکل ممکن است پایان یابد که هردو مخرب است. مبارزان یا با نگاه‌های غضب آلود، دلسردانه کناره گیری خواهند نمود یا با روحیه تضعیف شده تسلیم خواهند شد و یا یک یا هر دویشان با وجودی سرشار از ناکامی ، اتهام و عصبانیت در نهایت منفجر خواهند شد.
زوجین در مشاوره زناشویی به ما آموخته اند وقتی که درگیری بارها و بارها به مرحله بی حرمتی تعمدی، لجاجت و یکدندنگی می رسد،همسران خود را در حال نفس نفس زدن در آبهای خطرناکی می یابند که اغلب آنها را به سمت و سوی طلاق سوق می دهد. ما می توانیم ببینیم که این درگیری‌ها منشأ اصلی همه تعارضات در زوجین است. اما امکان دارد این بن بست شکل برانگیخته و پر هیجانی به خود بگیرد که مملو از تمسخر، داد و فریاد یا الگوی خونسردانه ای از دوری گزینی و بیگانگی و شاید هم ترکیبی از هر دو است.
مهم نیست زوجین برای اجتناب از درگیری تا چه اندازه تلاش میکنند،معمولاً در این مواقع آرامش و قرار از آنها دوری جسته و آنها همان جایی درگیری را به پایان می رسانند که آغاز کرده بودند البته با ناامیدی و ناکامی بیشتر و حاصل و نتیجه ی کمتر.
در نتیجه بیشتر مشکلات زناشویی زوجین پریشان کننده و لاینحل باقی می ماند، زیرا وقتی درگیری برای زن و شوهر و یا هردو ایشان به شکل غیر قابل تحملی دردناک می‌شود آنها درصدد بهره مندی از مشاوره زناشویی برمی آیند و به نظر می رسد پیش از آنکه زوج درمانگر مبادرت به برگزاری جلسه زوج‌درمانی کند، مبارزان بزرگ کاملاً از همه جوانب بحران تکراری خود آگاهی داشته و کوشیده اند تا آن را در جلسه درمان به تصویر بکشانند.
بحران زناشویی اگرچه کاملاً ترسناک نیست ولی برای هر سه فرد حاضر در جلسه تشویش آور است و در واقع با این وجود، اولین چیزی است که باید بتوانیم بر روی آن تمرکز کنیم.
اولین چیزی که در جلسه مشاوره زناشویی با آن مواجه می شویم «ماهیت دفاعی» آن است. زوجین دچار تعارض و درگیر بحران بارها حرف‌هایشان را تکرار می‌کنند، یکدیگر را متهم کرده و مسئله را اغراق آمیز جلوه می‌دهند و با آنکه آن را درست نمی فهمند اما در مورد آن به راحتی جر و بحث می‌کنند.این در حالی است که سرسختانه خود را از همه اتهام مبرا می‌دانند.
مکاتب مختلف مشاوره زناشویی با ارائه پاسخ های مشخص به این حالت های دفاعی به این شرح معرفی می‌شوند.
۱) گروه‌های راه حل مدار و روایتی Narrative and Solution-Focused Models
گروه راه حل مدار و روایتی سعی در پیش دستی بر این بن بست ها دارد. در واقع درمانگران راه حل مدار سعی دارند تا با مهارت و کاردانی پیرامون تعارض حرکت کنند. تاکید بر روی نقاط مثبت،تشخیص و تعیین راه حل به جای مشکلات،یافتن استثنا در رخدادهای بد و ناگوار تمرین و پافشاری بر آنچه که موثر است و عدم تکرار آنچه که موثر نیست. درطی اهداف درمانی این رویکرد،زوجین می توانند جنبه های غیرمفید رفتارشان را دقیق تر ببینند و موضع خود را برای هماهنگی بیشتر با تصویر مثبتی که از خود در رابطه دارند تغییر دهند.
توسل به کمال مطلوب و هدف مثبت مراجع،از مزایای زیادی برخوردار است این رویکرد آشکارا بر ایجاد نقاط مثبت دائمی و رشد ارزشهای هر مراجع استوار است.
۲) مکاتب سیستمی (قرار گرفتن در بیرون از درگیری)
به دنبال درمان در مکاتب سیستمی افراد در خارج از اجزا قرار میگیرند و بدین ترتیب موقعیت خود را در تعارضات تغییر می دهند. این نوع از رویکردهای زوج درمانی در مشاوره زناشویی، درمانگر را فراتر از سطح درگیری قرار می‌دهد و سعی در تغییر جایگاه مرزهای بین افراد در خانواده دارد. هر زمان بین هر یک از روابط دوتایی زن شوهر ،کودک والد، مادر شوهر زن آشفتگی و اغتشاشی رخ دهد احتمالا هر دو طرف سعی خواهند کرد تا با درگیر کردن طرف سوم و ایجاد یک مثلث روانی مشکل را حل نمایند. متاسفانه این عمل امکان هرگونه حرکت صحیح در مورد حل مسئله اصلی زناشویی را سلب می‌کند. در واقع زوج درمانگر در طی مشاوره زناشویی بارها و بارها شاهد ورود زوجین به دفتر خود خواهد بود که تلاش می‌کنند با ورود او به تشکیل یک رابطه سه تایی در هم تنیده کلاف سردرگم رابطه را باز نمایند. به دنبال درمان سیستمی اعتقاد بر این است که همه اعضای مربوط به یک سیستم باید به درمان ملحق شوند چرا که هر تغییر بین دو نفر به محض اینکه آنها با نفر سوم یا چهارم برخورد کنند از بین خواهد رفت. درمان سیستمی به مرزهای بین همسران و نقش های آنان اهمیت میدهد. مینوچین به عنوان یکی از بزرگان رویکرد سیستمی بر این باور است که این مرزها یا خیلی در هم تنیده اند یا بسیار نفوذ ناپذیر هستند.وضعیتی که به تعاملات خفقان آور منجر می‌شود. وقتی همسران در تلاش ناهوشیار برای جابجایی مرزها دست و پا می‌زنند جنگ و جدال استارت خواهد خورد.
۳) درمانگران رفتاری و شناختی_رفتاری مستقیماً طرق دیگر حل درگیری را به زوجین آموزش می‌دهند. این گروه دست به کاوش در روش‌های موثر حل تعارض می‌زنند.در این سیستم زوج درمانگر به همسران آموزش می دهد تا مهارت هایی را در زمینه پذیرش عاطفی، مبادلات رفتاری و حل مسئله کسب کنند. زوج درمانگر در این رویکرد سریع جنبه های گوناگون ارتباط غیر دفاعی را تعریف و آن را آموزش می دهد.
به عنوان مثال مشاور زناشویی زوجین را تشویق می کند تا نسبت به یکدیگر گذشت و بردباری بیشتری داشته باشند، در کلام خود کمتر انتقاد کنند و بیشتر انتقاد پذیر باشند و مبادله و معاوضه رفتارهای مطلوب هر یک را به یکدیگر پیشنهاد می‌دهند. با این وجود زوج درمانگران رفتاری بر این باورند که یادگیری ساده برای معاوضه رفتارهای مورد علاقه و دلخواه صرفا موثر نیست. آنچه اهمیت دارد آن است که قبل از آموزش معاوضات رفتاری و روش های حل مسئله زوجین را به پذیرش عاطفی زوج درمانی متعهد می کند. بدون برخورداری از جنبه حمایتی همدلانه قبلی و برقراری رابطه، ماهرانه ترین مداخلات درمانی هم که توسط مجرب ترین مشاوران زناشویی اعمال شود احتمالاً با شکست روبرو خواهد شد.
۴)رویکرد مشارکتی در کار با زوجین از یک سیستم رفتاری سود می برد.درمانگر به مراجعان می آموزد تا مهارت خاصی را در روابط شان شکل دهند. یعنی احساسات خود را نسبت به یکدیگر ابراز کنند.
رویکرد مشارکتی از مشاهده محوری سرچشمه می گیرد. لازم به ذکر است که خشم،حسادت ،رقابت و احساس گناه ،ورای صرفاً احساسات،ض نتیجه ی حتمی و گریز ناپذیر هر رابطه صمیمی و نزدیک است. تعارض وقتی ظاهر میشود که یک یا هر دو زوج سعی می کنند که این احساسات را به‌جای اعتراف انکار کرده و یا از آن طفره بروند و یا پنهانی آن را بیرون بریزند. در واقع جو عاطفی میان زوجین در حالت رقابت،انزوا و مشارکت در نوسان است.
زوج درمانگران رفتاری شناختی از آموزش مستقیم تفکر مراجعان به عنوان روش اصلی مداخله درمانی خود استفاده می کنند و به زوجین می آموزند تا طرحواره های خود یعنی مفروضات اصلی بدکارکردی همسر را امتحان کنند و به تدریج تفکرات انحرافی خود را که صورت خارجی آن طرحواره هاست اصلاح کنند. به مثابه آنکه تفکرات مراجعان واقع گرایانه تر شده و احساسات آشفته آنها متعادل و سازگارتر می شود.

مدل پنج گامی در مشاوره زناشویی

ناگهان ما با وضعیت دشوار در مشاوره زناشویی روبه‌رو می‌شویم. چگونه میتوانیم یک ترمیم سریع در روابط ایجاد کنیم. هر زوج درمانگر باتجربه ای با قرارگرفتن خارج از درگیری و تعارضات می تواند به آسانی بفهمد که دفاع‌های هر یک از زوجین چطور به تداوم درگیری کمک می کند.اما اگر واقعا امیدوار هستیم تغییری در سیستم معیوب فعلی رخ دهد، لازم است مفهوم خاص دفاع در برابر عواطف یکدیگر و نیز منشأ شیوه های مقابله ای هر زوج را بفهمیم.در واقع ما به تنظیم سیستم احتیاج داریم که به ما اجازه دهد جریان اطلاعاتی را که به طور طبیعی در مواجهه ظواهر تعارض تقریبا تکراری آشکار می‌شود را بفهمیم و به طور موثری با آن کار کنیم. مدل ۵ گامی مشاوره زناشویی فعلی در صدد دستیابی به این هدف است.

گام اول مطالعه درگیری

برای آنکه اثر عملکرد به لایه های عمیق تر روان نفوذ کند، لازم است تا جزئیات آن برای زوجین کاملاً واضح و روشن باشد. بنابراین زمان قابل قبولی صرف درک و فهم مشکل و درگیری های جاری خواهد شد.
چه تغییرات یا رویدادهایی در جو رابطه شروع درگیری را اعلام می دارد ؟
در دنیای درونی هر زوج دقیقاً چه احساساتی جریان دارد؟ و بر سر چه موضوعی روی میدهد؟
هر کدام چه می‌گویند یا چه می کنند که بر آتش نبرد دامن می زند ؟
وضعیت عاطفی هردو در شدیدترین قسمت درگیری چگونه است؟ و چه زمانی فروکش می کند؟
با پاسخگویی به سوالات فوق می توان جزئیات بسیار مهمی را به منظور ارزیابی روانی
مختصری از هر یک از زوجین و عمق آشفتگی آنان به عمل آورد.

گام دوم : جستجوی مثلث تمرکز

همزمان با تقلا و کشمکش زوجین به طور طبیعی سه موضوع پیش می‌آید.
۱) دسیسه خود درگیری
۲) مسائل شخصی افراد،تمایل به کناره گیری و سکوت ۳) تاریخچه خانواده اصلی
این سه موضوع جالب را می توان مثلث تمرکز نامید. باید در نظر داشت که این مثلث شامل زمان حال و گذشته می شود. زیرا از همان ابتدا خانواده اصلی وارد رابطه زوجین شده‌اند. مسائل شخصیتی خانواده اصلی مرحله مهمی برای مدل ما محسوب می شود.
گام سوم :شناسایی و کشف مثلث تعارض
وقتی که مسائل و ویژگی‌های شخصیتی وارد درگیری می شوند بحث حقیقتا ً پیچیده خواهد شد چرا که میبینیم نه تنها با تعاملات آشفته فعلی سر و کار داریم که شاید تاریخچه ای بغرنج و احتمالاً چند نسلی دارد، بلکه باید با پویای های شخصیتی هر یک از طرفین هم روبه‌رو شویم. ما درک و فهم مسائل شخصیتی مشکل ساز هر زوج و کار با آن را مدیون مثلث تعارض و کمک های آن هستیم.
هر فردی احساسات و تمایلات نهفته( hidden feeling) و به خصوصی دارد که به طور بالقوه رشد روانی و صمیمیت او با دیگران را تحت تاثیر قرار می دهد. با این وجود، این احساسات هرگز کاملاً برآورده نمی شود و در نتیجه درد، احساس گناه و پریشانی و ورای احساسات، اضطراب( Anxiety)نیرومندی را تجربه می‌کند. وقتی این اضطراب زیاد می‌شود به طور خودکار با رفتارها و افکار خودشکن و مشخص در برابر آن از خود دفاع(Defend) می‌کند.

پیکان های درون مثلث، جریان پویای انرژی را نشان می دهند.وقتی این انگیزه ها منع یا تهدید می شوند، اشتیاق برآوردن تمایلات نهفته به اضطراب و شرمساری زیادی منجر خواهد شد. سپس تیری از ( hidden feeling) به سوی( Anxiety) می رود.آنگاه شخص اضطراب خود را با رفتارهای دفاعی تکراری پیکانی از A به D فرو می نشاند. وقتی که بیشتر افراد از برآورده شدن تمایلات نهفته خود ناامید میشوند، دفاعی تر خواهند شد، ولی بیشتر آنها همچنان در ناهوشیار خود، انتظار برآورده شدن خواسته های خود را دارند و به این ترتیب بیشتر به سمت نهفته کردن احساسات تامین نشده خود یعنی پیکانی از D به HF خواهند رفت.
گام چهارم : اصلاح مثلث تعارض
یافتن نقطه تمرکز مرحله کلیدی در همه درمان های کوتاه مدت به شما می آید. نقطه تمرکز در این نوع زوج درمانی ها ابتدا روی نقطه درگیری قرار گرفته سپس فراتر از آن مثلث های تمرکز و تعارض که زمینه جنگ و جدل های تکراری است را مورد توجه قرار می‌دهد و نهایتاً تلاش‌ها در جهت کمک به هر زوج معطوف می‌شود، تا هر یک با مثلث تعارض خودش درگیر شود. بررسی درگیری مستقیم ما را به سمت دو مثلث مهم هدایت می کند و به این ترتیب ما بسیاری از عوامل اساسی مورد نیاز برای کمک به تغییر زوجین را خواهیم داشت در طول این مسیر کمی آموزش ملایم که بیشتر جنبه همکاری داشته و کمتر حالت دفاعی دارد به هدف سرانجام رسیدن به آرامش در رابطه زناشوئی بسیار کمک می‌کند.
گام پنجم:حل و فصل درگیری یا بحران و ایجاد ابزارهایی برای حل آن
مرحله چهارم، مستقیماً به مرحله پنجم ختم می‌شود. هر زوج با مثلث تعارض خودش کلنجار می رود.از طرف دیگر شواهد موجود نشان می‌دهد وضعیت روان هر یک از زوجین برای طرف مقابل معلوم تر و روشن تر خواهد شد. درگیری زمانی آغاز می‌شود که مثلث‌های تعارض زوجین هنوز حل نشده اند و هر یک از همسران دیگری را به صورت ناخودآگاه وادار به ایفای نقشی در مثلث تعارض می کند. وقتی که دو نفر به بینش بیشتری دست می‌یابند و در واقع با مثلث های خود مواجه می شوند آنگاه شروع به شناختن تحریفاتی می‌کنند که به همراه خود وارد بحران کرده اند.
این ظرفیت جدید به همسران این اجازه را می‌دهد که به جای نبرد در مورد تعارضاتشان گفتگو کنند. می‌توان این عمل را حل و فصل بحران نامید.
به دنبال اجرای ۵ گام نامبرده شده و حضور در جلسات مشاوره زناشویی، زوجین می‌توانند مسئولیت نقش خود را در این جنگ و جدل به گردن گرفته و همسر خود را کمتر سرزنش کنند. در این زمان ما جملاتی از این نوع خواهیم شنید:
« من فکر می‌کنم دارم مثل پدرم حرف می‌زنم و ناخودآگاه شبیه او به صورت ناکارآمد رفتار میکنم یک بار دیگر منظورت را به من بگو»
به مثابه اینکه یکی از دو نفر از دفاع های خود می‌کاهد معمولاً دیگری هم از آن تأسی کرده و بدین ترتیب می‌تواند حلقه‌های بازخورد درگیری را بشکند. هر زمان که آنها دست به انجام فعالیتی می زنند که تشریک مساعی بیشتری را می طلبد، به جای متهم کردن یکدیگر تلاش می‌کنند تا از یکدیگر حمایت کنند. همچنین آنها از مثلث‌های تعارض شان مستقل تر شده و می‌توانند بالغانه تر تعامل کنند. تغییر در این مدل ابتدا به تغییرات در درون هر فرد و آنگاه در تعامل فی مابین آنها اشاره می کند.

امتیاز بدهید post

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *