تست طرحواره درمانی یانگ - دکتر ترانه موذنی

تست طرحواره درمانی یانگ

تست طرحواره درمانی
این پرسشنامه دارای ۷۵ سوال بوده و هدف آن ارزیابی طرحواره های مختلف در افراد (محرومیت هیجانی، رهاشدگی، بی اعتمادی/بدرفتاری، انزوای اجتماعی/بیگانگی، نقص/شرم، شکست، وابستگی/بی کفایتی، آسیب پذیری در برابر ضرر و بیماری، گرفتار، اطاعت، ایثار، بازداری هیجانی، معیارهای سرسختانه، استحقاق، خویشتن داری/خودانضباطی ناکافی) می باشد.

هدف: ارزیابی طرحواره های مختلف در افراد (محرومیت هیجانی، رهاشدگی، بی اعتمادی/بدرفتاری، انزوای اجتماعی/بیگانگی، نقص/شرم، شکست، وابستگی/بی کفایتی، آسیب پذیری در برابر ضرر و بیماری، گرفتار، اطاعت، ایثار، بازداری هیجانی، معیارهای سرسختانه، استحقاق، خویشتن داری/خودانضباطی ناکافی)

1.اغلب کسی را نداشته ام که از من حمایت کند، حرفهایش را با من بزند و عمیقا نگران اتفاقاتی باشد که برایم می افتد.
2.به طور کلی کسی نبوده که به من عاطفه محبت و صداقت نشان دهد.
3.در بیشتر اوقات زندگی این احساس به من دست نداد که برای فرد دیگری شخص ویژه و ممتازی به شمار می روم.
4.در غالب اوقات واقعا کسی را نداشته ام که در دل به من گوش دهد، مرا بفهمد یا اینکه احساس ها یا نیازهای واقعی مرا درک کند.
5.وقتی که نمی دانستم کاری را چگونه انجام دهم، به ندرت شخصی پیدا میشد که من را راهنمایی و نصیحت کند.
6.من به افراد نزدیک خودم خیلی وابسته ام، چون می ترسم مبادا مرا ترک کنند.
7.آن قدر به دیگران نیازمندم که نگران از دست دادن آنها هستم.
8.نگرانم مبادا نزدیکانم مرا ترک کنند یا مرا به حال خود رها کنند.
9.وقتی احساس می کنم کسی برایم مهم است از من دوری می کند مایوس می شوم.
10.برخی اوقات آنقدر نگران هستم که دیگران من را ترک کنند که آنها را از خودم دور می کنم
11.احساس می کنم مردم از من سودجویی می کنند.
12.احساس می کنم باید در حضور دیگران از خودم محافظت کنم، چون در غیر اینصورت عمدا به من آسیب می زنند.
13.دیگران دیر یا زود به من خیانت می کنند
14.نسبت به انگیزه های دیگران سو ظن شدید دارم.
15.معمولا به طور جدی به انگیزه های نهانی مردم فکر می کنم
16.وصله ناجور اجتماع هستم.
17.اساسا با دیگران خیلی فرق دارم.
18.نمی توانم به کسی تعلق خاطر داشنه باشم انسان گوشه گیری هستم.
19.احساس می کنم با مردم بیگانه ام.
20.همیشه احساس می کنم در جمع جایی ندارم.
21.مردان یا زنانی که دوستشان دارم وقتی عیب های مرا ببینند نمی توانم دوستم داشته باشم.
22.اگرواقعا من را بشناسد، مایل نیست با من رابطه صمیمی برقرار کند.
23.لیاقت عشق، توجه و احترام دیگران را ندارم.
24.احساس می کنم هیچ کس مرا دوست ندارد.
25.در بسیاری از جنبه ها، چنان شخصیت پر از عیب و ایرادی دارم که نمی توانم در کنار دیگران راحت باشم.
26.تقریبا هیچ کاری را نمی توانم به خوبی دیگران انجام دهم.
27.هر زمان پیشرفتی در کارم به وجود می آید، احساس بی کفایتی می کنم.
28.بیشتر مردم در حوزه های شغلی و تحصیلی از من تواناترند.
29.نمی توانم مانند اغلب مردم در کارهایم با استعداد باشم.
30.در کار یا تحصیل مثل بقیه باهوش نیستم.
31.احساس می کنم نمی توانم به تنهایی از پس کارهای زندگی روزمره ام بربیابم.
32.فکر می کنم در انجام کار های روزهمره ام آدم وابسته ای هستم.
33.عقل درست و حسابی ندارم.
34.اصلا به قضاوت های خودم در در موقعیت های روزمره ام اعتماد ندارم.
35.احساس می کنم نمی توانم به تنهایی گلیم خودم را از آب بیرون بکشم.
36.نمی توانم از شر این احساس رها شوم که مبادا اتفاق بدی بیفتد.
37.احساس می کنم هر لحظه ممکن است یک فاجعه طبیعی، جنایی، حقوقی یا پزشکی برایم اتفاق بیفتد.
38.آدم ترسویی هستم.
39.می ترسم تمام سرمایه خود را از دست بدهم و بیچاره شوم.
40.می ترسم تمام سرمایه خود را از دست بدهم و بیچاره شوم.
41.قادر نیستم از والدینم جدا شوم، کاری که هم سن و سال هایم انجام می دهند.
42.من و والدینم تمایل داریم خود را بیش از حد در زندگی و مسایل یکدیگر درگیر کنیم.
43.اگر من و والدینم مسایل خصوصی و جزئی خود را از یکدیگر پنهان کنیم، احساس گناه و یا خیانت می کنیم.
44.اغلب احساس می کنم که انگار سایه سنگین والدینم دائما بر سر من است، نمی توانم یک زندگی جداگانه برای خودم داشته باشم.
45.هویت من چنان با هویت والدینم و همسرم گره خورده است که واقعا نمی دانم کی هستم و چه می خواهم.
46.در کار دیگران دخالت نمی کنم چون از عواقب دخالت در کار آنها می ترسم.
47.احساس می کنم چاره ای ندارم جز اینکه به خواسته های دیگران تن بدهم چون در غیر اینصورت یا مرا ترک می کنند یا درصدد تلافی بر می آیند.
48.در روابطم اجازه می دهم به دیگران بر من مسلط شوند.
49.همیشه به دیگران اجازه داده ام که به جای من تصمیم بگیرند، در نتیجه من واقعا نمی دانم چی می خواهم.
50.خیلی برایم مشکل است که از دیگران تقاضا کنم حقوقم را رعایت و احساستم را درک کنند
51.در نهایت کار مراقبت از نزدیکانم دوش من است.
52.آدم خوبی هستم چون بیش از آنکه به فکر خودم باشم به فکر دیگران هستم.
53.مهم نیست که چقدر سرم شلوغ است، من همیشه می توانم وقتی را برای دیگران کنار بگذارم.
54.همیشه به دردو دل دیگران گوش داده ام.
55.اطرافیانم معتقدند که من برای رفع نیاز های دیگران خیلی تلاش می کنم، ولی برای خودم کاری انجام نمی دهم.
56.خجالت می کشم که احساسات مثبت ام( مثل محبت و توجه ام) را به دیگران بروز بدهم.
57.از اینکه احساساتم را به دیگران بروز دهم خیلی شرمسار می شوم.
58.برای من خیلی سخت است که صمیمی و بی تکلف رفتار کنم.
59.آنقدر خودم را کنترل می کنم که مردم فکر می کنند آدم بی احساسی هستم.
60.از نظر دیگران من عصبی و ناراحتم.
61.باید در هرکاری که انجام می دهم بهترین باشم، نمی توانم بپذیرم که نفر دوم باشم.
62.سعی می کنم نهایت تلاش خودم را بکنم، خوب بودن نسبی کار، هیچ گاه مرا راضی نمی کند.
63.باید به تمام مسئولیت هایم عمل کنم.
64.احساس می کنم برای دستیابی به پیشرفت و خواسته هایم، همواره تحت فشار هستم.
65.وقتی که کاری را اشتباه انجام می دهم، نمی توانم خودم را ببخشم یا دست به بهانه تراشی بزنم.
66.وقتی از کسی چیزی می خواهم خیلی برایم سخت است نه بشنوم.
67.آدم خاصی هستم و نمی توانم محدودیت هایی که بر سر راه دیگران وجو داردرا بپذیرم.
68.از اینکه مرا محدود کنند یا جلوی کارم را بگیرند به شدت متنفرم.
69.احساس می کنم نباید از قوانین و قرار دادهای بهنجاری که مردم تابع آنها هستند اطاعت کنم.
70.احساس می کنم کارها و خواسته های من، ارزشمندتر از کارها یا خواسته های دیگران است.
71.حوصله انجام کارهای متداول زندگی یا کارهای ملال آور را ندارم.
72.اگر به یکی از اهدافم نرسم زود مایوس می شوم و دست از تلاش بر می دارم.
73.خیلی برای من سخت است که بخاطر دستیابی به هدف بلند مدت، از سر خیر رضایتمندی فوری بگذرم.
74.نمی توانم خودم را مجبور کنم که کارهای بدون لذت را انجام بدهم، حتی اگر بدانم که این کارها، نتایج خوبی بدنبال دارد.
75.به ندرت توانسته ام به تصمیم ها و راه حل های خودم پایبند باشم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *