آیا خیانت قابل بخشش است؟

آیا خیانت قابل بخشش است؟

ازدواج یکی از بنیادهای تقریباً جهان‌شمول بشری است که هیچ بنیانی اینچنین صمیمانه زندگی افراد را تاکنون نتوانسته تحت تاثیر قرار دهد.

مدیریت بحران بعد از کشف رابطه نامشروع

افراد وقتی متوجه پیمان‌شکنی همسرشان می شوند واکنشهای متفاوتی دارند. به عنوان مثال باورهای آنها در مورد اعتماد، خوشبختی، رابطه و ….  به یکباره فرو می ریزد. حتی نسبت به خود و هویت خود نیز در این رابطه شک می کنند. این واکنش های شدید اغلب برای شخص مشکلات جدی عاطفی ایجاد می‌کند و امکان استفاده از راهبرد های حل مسئله جهت بهبود شرایط فعلی را محدود می‌کند.

در بعضی موارد بعد از کشف خیانت رابطه  در یک حالت بحرانی قرار میگیرد و این زمانی است که زوجین برای درمان مراجعه می کنند. در چنین شرایط زوج درمانگر ممکن است مجبور شود پرفشار ترین مشکلات موجود را شناسایی کرده و گام های عملی در جهت مدیریت آنها با کمک زوجین بر دارد.  واکنش بعضی افراد نسبت به کشف رابطه نامشروع به قدری آسیب زا و شدید است که مشابه اختلال استرس پس از سانحه قلمداد می شود. افراد در چنین شرایطی ممکن است ذهنیت کنجکاوی راجع به رابطه جنسی همسرشان با شخص دیگر داشته باشند و بعید است که بتوانند حتی نسبت به  جزئیات بسیار  پیش پا افتاده رابطه همسر خود با فرد دیگر بی تفاوت باشند.

عوامل موثر در ایجاد واکنش های افراطی نسبت به کشف رابطه نامشروع بسیار متنوع است‌. به نظر می رسد زوجینی که سابقه سازگاری روانی ضعیفی دارند به ویژه آنهایی که مستعد اختلالات اضطراب و افسردگی هستند یا سبک دلبستگی ضعیفی دارند واکنش های تکانه ای به خیانت همسر نشان می‌دهند. به عبارتی عواملی همچون ناسازگاری های عاطفی که سبب ساز خیانت بوده علت و معلول این آسیب محسوب می‌شوند. مسئله مهم کیفیت رابطه زوجین است که مقدم بر رابطه نامشروع میباشد اگر آشفتگی رابطه زوجین به قدری شدید باشد که  شخص در نظر دارد تمهیدات جدایی و طلاق خود را فراهم کند کشف یک رابطه نامشروع نمی تواند یک حادثه  مشکل ساز باشد از طرف دیگر اگر فرد معتقد باشد رابطه کاملا رضایت بخش بوده رابطه نامشروع ممکن است فرضیات و باورهای مربوط به خشنودی رابطه را به صورت جدی تغییر دهد.

برقراری امنیت روانی _ عاطفی زوجین در شرایطی که یکی از پر استرس ترین بحرانهای رابطه را تجربه می کنند حائز اهمیت است. در مواردی که فرد شخصاً پیمان شکنی همسرش را با شخص دیگر را به طور آشکار فهمیده باشد تحمل آن برای فرد احتمالاً دشوارتر از زمانی است که فقط در مورد رابطه نامشروع همسرش چیزی شنیده باشد.

در ابتدا  گام مهم و ضروری به منظور برقراری تدریجی اعتماد و بخشش خیانت، قطع کردن کلیه تماس ها و راه های ارتباطی فرد با رابطه نامشروع است. این امر باید به طور واضح انجام شده باشد و زوجین با ضریب اطمینان بالا  مطمئن باشند که رابطه فرا زناشویی تمام شده است. برای حصول اطمینان باید فرد خائن با همسرش توافق کند که چه کارهای عادی روزمره را باید تغییر دهد. برای مثال اگر رابطه نامشروع با کسی در محیط کار رخ داده است فرد  باید به طور جدی به تغییر شغل فکر کند یا حداقل واحد کاری‌اش را در داخل شغل مربوطه تغییر دهد.

نکته بعدی توافق بر سر تعریف قابل قبول از رابطه با مشخص بودن محدوده های مشروع آن است به طوری که هیچ گونه شبهه ای در آن نباشد‌.

در این مرحله گوش کردن و معتبر دانستن تجربه زوجین حائز اهمیت است. باید فرصت برون ریزی عاطفی برای فرد خیانت دیده فراهم شود تا بتواند خشم خود را احساس کند و سپس بیان نماید. همسر خطا کار باید بیان احساسات را بشنود و بپذیرد.

گام سوم، شخص دارای رابطه نامشروع،همان‌طور که همسرش می خواهد باید خودافشایی کند. کشف رابطه نامشروع باید به دقت انجام شود. در واقع برقراری مجدد اعتماد از طریق افشا کردن و شفاف سازی آنچه اتفاق افتاده است صورت می گیرد. شخص خیانتکار موظف است به طور کامل و با صداقت به کلیه سوال های همسرش پاسخ گوید. اگر مجددا اعتماد برقرار شود، میتوان روی جلسات زوج درمانی و روشن نمودن نقاط تاریک رابطه که سبب ساز خیانت بوده اند حساب کرد.

هدف از کشف جزییات رابطه ی نامشروع، برقراری اعتماد مجدد بین زوجین و کاهش فریب و پنهان کاری هایی خواهد بود که باعث تداوم رابطه ی نامشروع می شوند.

تغییرات شناختی و عاطفی زوجین بعد از خیانت:  بسیاری از باورهای بنیادین فرد پیرامون مسائلی همچون اعتماد، عشق و دوست داشتن، تعهد و رابطه بعد از وقوع خیانت زیر سوال می‌رود. در بستر این افکار و احساسات گیج کننده، درمانگر باید به هر یک از زوجین کمک کند تا شناخت های سازگارانه ای را در مورد معنا و اهمیت رابطه ی نامشروع کسب کنند.

روش درمانی پیشنهادی در این زمینه، روش «بیان عاطفی کنترل شده» است. این روش عبارت است از اینکه زوج آشفته احساساتش را در شرایط کنترل شده ی خاصی بیان کند. یعنی در شرایطی که بیان رنج تقویت نمی شود و جایی است که فرار از احساسات منع می شود. خاموشی عاطفی منفی به این صورت که از طریق بیان مکرر عواطف، بدون هیچ تقویتی صورت میگیرد. هر گونه فرار از ابراز عواطف منفی، به شکل ناسازگارانه ای احساسات منفی را تقویت میکند و از خاموشی احساسات  شدید جلوگیری می‌کند.

در روش درمانی «بیان عاطفی کنترل شده» به منظور حل و فصل نمودن احساسات منفی شدید و عدم انکار آنها، فرد باید کلیه احساسات متناقضی را که تجربه می‌کند بیان نماید و فقط طرف مقابل موظف است که گوش دهد و به ابراز احساسات همسرش پاسخ ندهد.

برقراری مجدد رابطه بعد از خیانت

گاهی از اوقات احساس بحران و خشم ممکن است فروکش کرده باشد و زوجین جایگاه دوباره خود را بعد از  تجربه بسیار تلخ خیانت مجددا تعریف کرده باشند اما هنوز احساس می‌کنند که رابطه شأن نیاز به ترمیم و بازآموزی مهارت هایی دارد که عدم حضور آنها عامل زمینه ساز خیانت بوده است. تجربه سهمگین خیانت در بعضی از روابط نقطه عطفی برای ارزیابی کیفیت رابطه و نقش هر کدام از زوجین محسوب میشود .تعامل ناکارآمد، رابطه جنسی ضعیف و عدم حمایت عاطفی میتواند در مواردی وجود یک رابطه نامشروع را جذاب تر سازد. بنابراین لازم است به شرایطی که باعث ایجاد رابطه ی نامشروع میشوند توجه ویژه‌ای صورت گیرد.

به منظور ارتقاء سطح کیفی رابطه، ترمیم زخم های عاطفی زوجین و جلوگیری از آسیب های پیش بینی نشده در آینده مراجعه به زوج درمانگر ضروری خواهد بود.

اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

اشتراک گذاری در whatsapp
واتس اپ
اشتراک گذاری در telegram
تلگرام
اشتراک گذاری در twitter
توییتر
اشتراک گذاری در linkedin
لینکدین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *