آیا شما مبتلا به سندروم استرس شغلی هستید؟

استرس شغلی

اگر امکان خواندن این مقاله را ندارید می توانید به فایل صوتی زیر گوش کنید.

خوشا به حال کسی که کار خود را یافته است، بگذار دلخوشی دیگری نداشته باشد.
«آلفرد آدلر»
آدلر به عنوان یکی از روانشناسان انسان نگر، معتقد بود یکی از تکالیف روانی-اجتماعی زندگی انسان ها، کار یا شغل است. به عبارت بهتر، افراد چه بخواهند و چه نخواهند بایستی در حوزه شغلی، موضع خاصی اتخاذ کنند. اگر به واژه های علمی و تخصصی حوزه کار و شغل ورود پیدا کنیم شاید ابعاد مسئله و اهمیت آن بیشتر جلوه گر شود. عباراتی مانند رضایت شغلی، فرسودگی شغلی، خود پنداره شغلی، اعتیاد به کار، انگیزش شغلی، استرس شغلی و بیکاری نشان دهنده اهمیت فوق‌ العاده این حوزه مطالعاتی در شرایط حاضر است.

چون شغل تنها یک منبع درآمد نیست بلکه بیشتر زندگی انسان ها در حوزه کاری می گذرد. اگر به مقایسه ساعات کاری افراد با ساعاتی که آنها با خانواده می گذرانند، بپردازیم متوجه می شویم که اغلب افراد بیشتر اوقات مفید خود را صرف شغل می کنند. اگر محیط کار نامناسبی دارید یا همواره احساس فرسودگی شغلی می کنید خواندن این مقاله به شما توصیه میشود.

عناوین مقاله پیش رو:
آیا شما مبتلا به سندروم استرس شغلی هستید؟
آیا طرحواره های افراد در انتخاب شغل موثر هستند؟
الگوی طرحواره محور استرس شغلی
نقش تداوم طرحواره در بافتار شغلی افراد چگونه است؟
آیا طرحواره های موثر در ایجاد استرس شغلی کاملا از بین میروند؟
انواع طرحواره و مشاغل مرتبط با آن کدام است؟
ریشه های تحولی ناکارآمدی شغلی ناشی از سبک مقابله ای جبران افراطی
ریشه های تحولی ناکارآمدی شغلی ناشی از سبک مقابله ای اجتنابی
ریشه های تحولی ناکارآمدی شغلی ناشی از سبک مقابله ای تسلیم

 

آیا طرحواره های افراد در انتخاب شغل موثر هستند؟

اگرچه فرایند انتخاب شغل در کشور ایران همانند فرآیندی که در کشورهای توسعه یافته وجود دارد، نیست با این وجود طرحواره ها در تصمیم گیری شغلی فرد نقش بسزایی ایفا می‌کنند. اگر تجارب ابتدایی زندگی افراد تلخ و ناسازگار باشند ممکن است شغلی را انتخاب کنند که یادآور همان تجارب اولیه ناسازگار برای آنها باشد. به همین دلیل است که گفته می‌شود تجارب تلخ زندگی افراد را به دام تصمیم های نافرجام و بی نتیجه می کشاند.

معمولا انتخاب شغل و انتخاب شریک زندگی در تعیین خوشبختی و شوربختی افراد نقش به سزایی دارد. به عبارتی افراد به دنبال مشاغلی می گردند که بتوانند تجارب تلخ و ناگوار زندگی گذشته شان را دوباره باز آفرینی می کنند و این در واقع تلاش طرحواره ای یا جذابیت طرحواره ای برای حفظ بقا و تداوم خویش است، که خود را در انتخاب شریک زندگی و انتخاب شغل نشان می دهد.

نقش تداوم طرحواره در بافتار شغلی افراد چگونه است؟

استرس شغلی
بخش عمده ای از وقت ما به فعالیت در شغل مان اختصاص دارد. به طور متوسط زمانی که ما در شرکت و با همکاران مان صرف می کنیم بیشتر از زمانی است که با همسرمان می گذرانیم! همچنین مسائلی مانند قدرت، کنترل گری، میزان نفوذ و اثر گذاری، ارزیابی موقعیت همه و همه از اجزای لازم در موقعیت های شغلی متفاوتی هستند که عرصه ایده آلی را در جهت بازآفرینی تجربه‌های میان فردی ایجاد میکند.

بی شک همه ما با استرس و اضطراب ناشی از این پدیده های متداول آشنا هستیم، کار با افرادی که رفتاری خشن، بی‌ثمر یا خود آسیب‌رسان دارند و مشکلاتی که این استرس می‌تواند برای افراد حاضر در آن محیط شغلی برای همکاران و هم چنین تشکیلات سازمانی که در آن کار می‌کنند به بار بیاورد. در چنین محیط های کاری واکنش ها و هیجانات شدیدی در همکاران مدیران یا حتی زیر دستان فراخوانی می شود.

عملکرد شغلی ناکافی، از دست دادن های مکرر شغلی، روابط مخرب و ایجاد مشکل برای مدیران از جمله مواردی است که در صورت وجود طرحواره های ناسازگار اولیه در همکاران، در محیط‌های کاری شاهد آن خواهیم بود.

آیا طرحواره های موثر در ایجاد استرس شغلی کاملا از بین می روند؟

درک این نکته حائز اهمیت است که تجربه های ناگوار اولیه، ضرورتاً فرد را محکوم به روبرو شدن با مشکل در ادامه زندگی نمی کند و طرحواره های ناسازگار اولیه می توانند در هر زمانی از خط سیر تحول، به واسطه تجربه های سالم « اصلاح‌گر » تعدیل شوند. اگر به هنگام وقوع تجربه های ناگوار، سایر مراقبین مهم کودک مانند اعضای خانواده گسترده، همکلاسی ها، معلمین و دوستان صمیمی، دخالت مثبتی در زندگی داشته باشند، در این صورت می‌توانند برخی از اثرات نامطلوب را جبران کنند. این تجربه های جدید و مثبت که فرد در تعامل با دیگران به دست می‌آورد تا اندازه ای قادر به جبران هستند ، اما آنها نمی توانند طرحواره های ناسازگار اولیه را کاملا از میان بردارند، چون فرد آنها را قبلاً آموخته و درونی کرده است.

انواع طرحواره و مشاغل مرتبط با آن

۱) ریشه های تحولی ناکارآمدی شغلی ناشی از جبران افراطی

هنگامی که فرد در برابر یک طرحواره ناسازگار اولیه زیربنایی، دست به جبران افراطی می زند در تلاش برای فاصله‌گیری از آن، طوری رفتار می کند که گویی نقطه مقابل آن طرحواره های ناسازگار اولیه صحیح است. از این رو باور دارد که اعتیاد به کار نوعی تلاشی در جهت بی اثر سازی شکست های پیشین محسوب میشود .این افراد احتمالاً در دوران کودکی در حوزه‌های مربوط به پیشرفت مانند تحصیل یا ورزش و در مقایسه با همسالانشان اساساً احساس بی‌کفایتی می‌کردند و میپندارند که در تقابل با سایر افراد موفقیت کمتری به دست آورده اند. فرض بر این است افرادی که عشق را در دوران کودکی به شرط موفقیت دریافت کرده اند، در بزرگسالی بیشتر مستعد اعتیاد به کار هستند.
در این حوزه با چهار مدل از افراد شاغل آشنا می شویم:

✓ افراد شاغل معتاد به کار:

(جبران افراطی طرحواره نقص و شرم)
معتاد بودن به کار را می‌توان نوعی «اعتیاد» تعریف کرد، که موجب اختلال چشمگیری در طول عمر فرد می شود. همچنین ممکن است در زندگی خصوصی افراد معتاد به کار مشکلاتی پیش آید. زیرا این احتمال همیشه وجود دارد که شریک زندگی شان به خاطر در دسترس نبودن و ناتوانی آنها در برقراری تعادل بین کار و زندگی خانوادگی اعتراض کنند.این امر می‌تواند منجر به ناهماهنگی زناشویی و در نهایت طلاق شود.

✓ افراد شاغل سخت کنترل گر:

(جبران افراطی طرحواره بی اعتمادی / بد رفتاری)
افراد شاغل سخت کنترل گر، به افراد زیر دست خود کمتر اجازه خودمختاری و استقلال می‌دهند و برای آنها دشوار است که برخی از امور را به دیگران واگذار کنند و اجازه دهند کسی در غیاب ایشان تصمیم گیری کند.

✓ افراد شاغل سرکش:

( جبران افراطی طرحواره اطاعت)
کار برای افراد شاغل سرکش مانند میدان نبرد است و اجازه می‌دهد مشکلاتی را که با مراجع قدرت در گذشته داشته اند بازآفرینی کنند. چنین افرادی از طریق عیب جویی افراطی، خشم، نافرمانی و ستیزه جویی در برابر کسانی که می پندارند صاحب قدرت هستند، برضد اطاعت و کنترل شدگی تلاش می کنند. این افرادی از هر فرصتی استفاده می‌کنند تا مچ مدیران خود را بگیرند و یا با نشان دادن اینکه مدیران در کارشان بی کفایت و ناتوانند آنها را سرافکنده و شرمگین سازند. چنین افرادی همواره بر خلاف مقررات سازمان حتی دررعایت پوشش نیز اقدام می کنند.

✓ شاغل فریب کار:

( جبران افراطی طرحواره بی اعتمادی / بد رفتاری و طرحواره نقص و شرم)
در شرایطی دیده می شود که فرد تلاش می کند با نادیده گرفتن حقوق دیگران به مقام مدیریت ارتقا یابد و از این طریق به فریب دادن دیگران ادامه دهد و در نهایت پشت سر خود انبوهی از تخریب و آشفتگی برای رسیدن به مقام ریاست به جای می گذارد.چنین افرادی بسیار فرصت‌طلب و فریبکار هستند.این رفتار با اختلال شخصیت ضد اجتماعی و جامعه ستیزی ارتباط دارد.

۲) ریشه های تحولی ناکارآمدی شغلی ناشی از سبک مقابله ای اجتنابی:

هنگامی که فرد سبک مقابله ای اجتناب را اتخاذ می‌کند، در واقع در تلاش است تا از طریق اجتناب از هر موقعیتی که باعث فعال شدن طرحواره های ناسازگار اولیه اش میشود ممانعت به عمل آورد. احتمالاً در دوران کودکی این باور در فرد شکل گرفته که بی استعداد است و شرایط لازم را برای موفقیت در اختیار ندارد.لذا در ذهن افراد شکست گریز ، موفقیت گریز و نیز اهمال کار احتمالاً طرحواره شکست یا نقص و شرم نقش بسته است و با اجتناب از موقعیت هایی که در آنها خطر عدم تایید ، عدم موفقیت یا شکست وجود دارد با طرحواره خود مقابله می‌کند.
در این حوزه با چهار مدل از افراد شاغل آشنا میشویم:

✓ شاغل کم آموز:

(اجتناب از طرحواره شکست/ نقص و شرم)
این افراد تا حدودی موفقیت گریز هستند و تمایلی ندارند که به منظور بهبود وضعیت خود با دیگران به رقابت بپردازند. ممکن است نسبتاً باهوش باشند و ادعا کنند که نمی خواهند وقتشان را در این شغل هدر دهند. با این حال به نظر می رسد که آنها نمی توانند برای بهبود بخشیدن به وضعیت خویش تلاش کنند. این افراد ممکن است دست به دامن راهبرد مقابله ای ناسازگار «اهمال کاری» بزنند. چنین اجتنابی مستلزم «کار امروز را به فردا افکن» است. شاغلان کم آموز دائماً از شروع و تکمیل به موقع وظایفی که به آنها محول شده طفره می روند و در نهایت، تحویل کار منجر به ایجاد اضطراب چشمگیر و کیفیت پایین کار به دلیل تعجیل می شود.

✓ شاغل انزوا طلب:

(اجتناب از طرحواره انزوای اجتماعی/ بیگانگی)
شاغل انزواطلب، ترجیح می‌دهد با دیگران حشر و نشر نداشته باشد. سعی می‌کند تا حد ممکن خود را از همکارانش دور نگه دارد.رفتار اجتنابی آنها می‌تواند اثر نامطلوبی بر کارکرد شغلی آنها داشته باشد. روابط بین فردی محدود آنها به دلیل حساسیت مفرط به طرد، عزت نفس پایین یا بدرفتاری دیگران است. این افراد معتقدند که وصله ناجور جمع هستند. به دلیل ترس از طرد سعی می کنند خود را از گروه کنار بکشند.

✓ شاغل بی اعتماد:

(اجتناب از طرحواره بی اعتمادی/ بد رفتاری)
طیف شاغلین بی اعتماد بسیار گسترده است از کسانی که سوء ظن خفیفی به نیات دیگران دارند تا آنهایی که صفات شخصیت پارانوئید را بروز می دهند. این افراد همواره با دیده شک و تردید به وفاداری و قابلیت اعتماد همکارانشان می‌نگرند. آنها نیاز شدید به خودبسندگی و خودمختاری دارند. جالب اینجاست که این افراد به هنگام کار، در انواع خاصی از سازمانها به عنوان رییس موفق ظاهر می شوند، به ویژه در مشاغلی که رقابت در آنها زیاد است این افراد قادرند انرژی خود را به سمت تهدیدهای خیالی، بدرفتاری یا کنترل گری رقیبان هدایت کنند.

✓ شاغل کمرو:

(اجتناب از طرحواره آسیب پذیری به ضرر و زیان)
این افراد به دنبال ثبات و پیش‌بینی‌پذیری هستند. مواقعی که اوضاع بدین منوال پیش نرود، سخت مضطرب می شوند. برای مثال تغییرات سازمانی، تغییر ساختار، رئیس جدید و تغییر شغل می تواند موجب شود این افراد به دلیل ترس، ناامنی زیادی را تجربه کنند. شاغلین کمرو بسیاری از موقعیت‌ها را به عنوان شرایط بالقوه خطرناک و تهدید آمیز ادراک می کنند و تمام تلاش شان برای داشتن یک محیط کاری بی خطر و ایمن است.

۳) ریشه های تحولی ناکارآمدی شغلی ناشی از الگوهای تسلیم:

افرادی که سبک مقابله ای تسلیم را اتخاذ می کنند در مقابل طرحواره های ناسازگار اولیه شان دست از مقاومت می کشند و به طرحواره شان اجازه می دهند تا رفتار آنها را کنترل کنند. آنها به بازآفرینی طرحواره های ناسازگار اولیه شان به همان شکلی که در دوران کودکی انجام می دادند ادامه می دهند.
در این حوزه با شش مدل از افراد شاغل آشنا می شویم

✓ شاغل تفرقه انداز:

(تسلیم طرحواره پذیرش جویی/جلب توجه)
این افراد از طریق اختلاف افکنی و مشغول شدن به تعارضات تفرقه انداز ناشیانه خود، دیگران را به طور افراطی تحقیر می کنند. این افراد تغییرات خلقی سریع و شدیدی دارند و به این ترتیب می توانند تاثیرات بسیار مختل کننده در محل کار داشته باشند.شاغلین تفرقه انداز ، افراد را در دو قطب «همه خوب» یا «همه بد» قرار می دهند و بر اساس آن واکنش نشان می دهند. اختلال شخصیت مرزی در این افراد به وفور دیده می‌شود.

✓ شاغل وسواسی:

( تسلیم طرحواره معیارهای سرسختانه)
این افراد به گونه ای بر تبعیت انعطاف ناپذیر از مقررات و معیار های خشک و جزمی هم برای خود و هم برای دیگران اصرار می ورزند. همکاران این افراد با عناوینی مثل خودرای، یکدنده کنترلگر، لجوج و سرکش از آنها یاد می‌کنند. آنها گرایش کمال‌گرایی دارند و مدام زمان بیش از حدی را صرف تلاش برای ممانعت از هرگونه شکستی می‌کنند. این افراد نسبت به عیب جویی، طرد، بی‌ اعتنایی و سرزنش حساسیت زیادی دارند. در حالت افراطی رفتار این گروه از افراد نشانگر اختلال شخصیت وسواسی اجباری است.

استرس شغلی

✓ شاغل پرتوقع:

(تسلیم طرحواره استحقاق/ بزرگ منشی)
از افراد پرتوقع اغلب به عنوان شاغلین دردسرساز یاد می‌شود . چون معمولاً تعارض بسیاری را به هنگام کار تجربه می کنند و همواره از حس بی عدالتی که ناشی از رفتارهای غیر منصفانه دیگران است دم می زنند و همواره از سازمان طلبکارند. این افراد در مقام های بالاتر و مدیریتی ممکن است بدون اینکه کمترین نگرانی درباره اثر رفتارشان بر دیگران داشته باشند سیاست و روال کار و مقررات را به سود خود تفسیر می‌کنند یا به راحتی آنها را زیر پا می گذارند تا به اهداف خود نائل شوند. آنها همچنین هنگامی که در رسیدن به اهدافشان با مانع مواجه شوند و ناکام بمانند مستعد هرگونه بدرفتاری و پرخاشگری با دیگران هستند و بدین ترتیب یک محیط خصمانه ای که منجر به گله و شکایت همکاران می‌شود را به وجود می‌آورند. در این افراد اختلال شخصیت خودشیفته به وفور دیده می‌شود.

✓ شاغل بیش از حد وفادار:

( تسلیم طرحواره خود تحول نیافته/ گرفتار)
میزان معینی از وفاداری و تعهد به سازمان،نشانه انطباقی است که دلالت بر رضایت فرد از شغلش دارد. این امر به عنوان «تابعیت سازمان »شناخته شده است. با این وجود افرادی ممکن است بیش از حد، روی یک حوزه کاری یا روابط مرتبط با آن پافشاری کنند. این افراد اغلب از تعیین حد و حدود برای شغل شان عاجزند. در نتیجه اغلب مدیران و همکاران بی وجدان از آنها سوء استفاده می کنند. به عنوان مثال در قبال شغلشان دستمزدی کمی دریافت می کنند، ساعت های زیادی را بدون اینکه مزایای شغلی داشته باشد کار می کنند.

✓ شاغل سلطه پذیر:

(تسلیم طرحواره اطاعت/ایثار/پذیرش جویی)
شاغل سلطه پذیر قدرت و کنترل را به دیگران وا می گذارد. چون می‌پندارد آنها قدرت و کنترل بیشتری از وی دارند. این افراد جرات مند نیستند و نمی توانند از حقوق خود دفاع کنند. برخی از دلایل عمده ای که باعث می‌شود فرد تسلیم کنترل دیگران شود عبارت است از فقدان اعتماد به نفس برای رویارویی با دیگران، ترس از عوارض، ترس از طرد، ترس از عصبانی شدن و مقابله به مثل دیگران، ترس از دست دادن شغل و ترس از شکست این افراد احساس اجبار شدیدی برای گردن نهادن به خواسته‌های دیگران می کنند.

✓شاغل وابسته:

(تسلیم طرحواره وابستگی/بی کفایتی)
مشاغل وابسته خود را کودک صفت و درمانده نشان می دهند. آنها به قضاوت و تصمیم گیری خود هیچگونه اعتمادی ندارند و سعی می کنند در محل کار خود «والدی جانشین» بیابند تا مسیر و ساختار کار را به آنها نشان دهد. عملکرد پایین آن ها به خاطر ایمان راسخ به این باور است که از پذیرش مسئولیت ناتوانند.همواره از تصمیم گیری اجتناب می ورزند و می‌پندارند که قادر نیستند وظایف خود را بدون کمک دیگران به عهده بگیرند. آنها در نتیجه باورشان در مورد بی کفایتی ، به ناچار به سمت مشاغل سطح پایین رو می‌آورند که نیاز به تفکر و تصمیم گیری مستقل ندارد.
به منظور درمان هرکدام از انواع مشاغل ناسازگار، ناکارآمدی های شغلی و بیماری های مرتبط با استرس شغلی می‌توان به طرحواره درمانگران متخصصی که در این زمینه دارای تجارب بالینی متعددی هستند مراجعه نمود و بدین ترتیب بدین ترتیب گام موثری در جهت افزایش سلامت شغلی خود و دیگران بردارید.

اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

Share on whatsapp
واتس اپ
Share on telegram
تلگرام
Share on twitter
توییتر
Share on linkedin
لینکدین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *