طرحواره درمانی چیست؟

Schema therapy

طرحواره درمانی، درمانی نوین و یکپارچه است که عمدتاً بر اساس بسط و گسترش مفاهیم و روش های درمان شناختی_ رفتاری بنا شده است. این شیوه درمان، سیستم جدیدی از روان‌درمانی را تدارک می بیند که مخصوصاً برای بیماران مبتلا به اختلالات روانشناختی مزمن و مقاوم که تاکنون یک مسئله بغرنج در درمان محسوب می شدند مناسب است.

طرحواره یعنی چه؟

واژه طرحواره در روان شناسی و به طور گسترده تر در حوزه شناختی تاریخچه قدیمی و برجسته دارد. در حوزه رشد شناختی طرحواره را به صورت قالبی در نظر می گیرند که بر اساس واقعیت یا تجربه شکل می گیرد تا به افراد کمک کند تجارب خود را تبیین کنند.
طرحواره ها به ویژه آن ها که عمدتاً در نتیجه تجارب ناگوار دوران کودکی شکل می گیرند ممکن است هسته اصلی بسیاری از اختلالات مزمن شخصیتی در بزرگسالی قرار بگیرند.

ویژگی‌های طرحواره های درمانی ناسازگار

پس از تعریف اولیه ای که از طرحواره ها ارائه دادیم به این نتیجه می‌رسیم که طرحواره های ناسازگار اولیه خصوصیات زیر را دارند.

  • الگوهای یا درون مایه های عمیق و فراگیری هستند.
  • از خاطرات، هیجان ها شناخت ها و احساسات بدنی تشکیل شدند.
  • در دوران کودکی و نوجوانی شکل می گیرند.
  • در سیر زندگی تداوم دارند.
  • درباره خود فرد یا رابطه او با دیگران هستند.
  • به شدت ناکارآمد و ناسازگارند.

به عبارتی رفتارهای ناسازگارانه و نامناسب فردی که دچار اختلال شخصیت است در پاسخ به طرحواره های ناسازگار اولیه اش به وجود آمده. طرحواره های ناسازگار اولیه و راههای ناکارآمدی که بیماران از طریق آنها یاد می گیرند با دیگران کنار بیایند و روابط اجتماعی خود را به اصطلاح مدیریت کنند اغلب زیربنای نشانه های مزمنی مثل اختلالاتی اضطراب، افسردگی، سوء مصرف مواد و اختلالات شخصیت و روان تنی به شمار می رود.
تجارب بالینی ما نشان می‌دهد بیمارانی که دچار اختلالات شدید شخصیتی هستند به طرحواره درمانی خیلی خوب پاسخ می دهند. (البته گاهی از اوقات در ترکیب با سایر رویکردهای درمانی). از طرفی بیماران دیگری که برای طرحواره درمانی مراجعه می کنند، علایم مشخصی به عنوان هدف درمان ندارند. به عبارتی مشکلات آنها مبهم و گنگ بوده و مثل یک کلاف سردرگم به نظر می رسند. احساس می‌کنند کمبود دارند و فکر می‌کنند یه جای کارشان همیشه مشکل دارد. اما از درک دلایل آن عاجزند. بیمارانی هستند که عمده مسائلشان را در قالب مشکلات ارتباطی بروز می دهند و به خاطر رنج ناشی از مشکلات مزمنی که در ارتباط با افراد مهم زندگی یا در محل کارشان تحمل می‌کنند، به دنبال درمان هستند کاربرد سایر رویکردهای روان درمانی برای چنین بیمارانی فوق‌العاده مشکل است.چون معمولاً علائم مشخصی ندارند یا به طور همزمان چندین علامت را با هم تجربه می‌کنند.

انواع حوزه های طرحواره های درمانی ناسازگار

 

Schema therapy
هیجده طرحواره بر طبق پنج نیاز هیجانی ارضا نشده تقسیم می‌شوند که ما آنها را حوزه های طرحواره می‌نامیم. و در اینجا فقط به اختصار خصوصیات طرحواره های حوزه اول را ذکر می‌کنیم.

 

✓بریدگی و طرد

بیمارانی که طرحواره هایشان در این حوزه قرار دارند نمی‌توانند دلبستگی های ایمن و رضایت بخشی با دیگران برقرار کنند. چنین افرادی معتقدند که نیاز آنها به ثبات، امنیت، عشق و تعلق خاطر برآورده نخواهد شد. خانواده های اصلی آنها معمولاً بی ثبات،بد رفتار، سرد و بی عاطفه، طرد کننده یا منزوی هستند. بیمارانی که طرحواره هایشان در حوزه های بریدگی و طرد قرار می‌گیرد اغلب بیشترین آسیب را می‌بینند. بسیاری از آنها دوران کودکی تکان‌دهنده‌ای داشته اند و در بزرگسالی تمایل دارند به گونه‌ای نسنجیده و شتابزده از یک رابطه آسیب رسان به رابطه ای دیگر پناه ببرند یا از برقراری روابط بین فردی اجتناب می کنند. رابطه درمانی، اغلب محور اصلی درمان این گروه از بیماران قرار می گیرد.

✓رها شدگی و بی ثباتی

بی ثباتی و بی اعتمادی نسبت به دریافت محبت و برقراری ارتباط با اطرافیان. به طوری که فرد احساس می کند افراد مهم زندگی اش نمی توانند حمایت عاطفی و تشویق لازم را به او بدهند. فردی که چنین طرحواره ای در ذهنش شکل گرفته باشد معتقد است هر لحظه امکان دارد افراد مهم زندگی اش بمیرند یا اینکه او را رها کنند و به فرد دیگری علاقه مند شوند.

✓بی اعتمادی و بد رفتاری

انتظار اینکه دیگران به انسان ضربه می زنند، بد رفتارند، انسان را سرافکنده می کنند و سودجو هستند. چنین انتظاری باعث می‌شود فرد وقایع پیرامون را به گونه ای خاص ادراک کند. ممکن است فرد احساس کند که همیشه یک نفر موجودی او را می دزدند و یا حق او را می خورد.

✓محرومیت هیجانی

انتظار این که تمایلات و نیازهای فرد به حمایت عاطفی به اندازه کافی از جانب دیگران ارضا نمیشود. سه نوع محرومیت مهم وجود دارد که عبارتند از:

  • محرومیت از محبت
  • محرومیت از همدلی و
  • محکومیت از حمایت

 

✓نقص و شرم

احساس اینکه فرد در مهمترین جنبه های شخصیت اش، انسانی ناقص، نامطلوب و بی ارزش است یا اینکه در نظر افراد مهم زندگی‌اش، فردی منفور و نامطلوب به حساب می‌آید. همچنین در این طرحواره افراد حساسیت بیش از حد نسبت به انتقاد، طرد، سرزنش، کمرویی ،مقایسه های نابجا، احساس نا امنی در حضور دیگران دارند و حس شرمندگی در ارتباط با عیب و نقص های درونی را در بر می‌گیرد.

✓انزوای اجتماعی

احساس اینکه، فرد از جهان کناره‌گیری کرده و با دیگران متفاوت است یا اینکه به جامعه یا گروه خاصی تعلق ندارد.

تجربه درمان در طرحواره درمانی به چه صورت است؟

به دنبال تجربه طرحواره درمانی مراجع به این نتیجه می‌رسد که باورهای مرکزی اش چندان درست و کارآمد نیستند،اما احساس و هیجانش به گونه ای دیگر عمل می کند.
نمونه های زیر به منظور آشنایی بیشتر با انواع ناهمخوانی هایی است که در طی تجربه طرحواره درمانی حاصل میشود.

  • میدانم فکرم غلط است اما احساسم این نتیجه گیری را قبول ندارد.
  • میدانم ازدواج با این فرد باعث بدبختی می‌شود اما دوستش دارم.
  • می‌دانم والدینم مقصر اصلی مشکلات نیستند، اما نفرت از آنها یک لحظه رهایم نمی کند.
  • می دانم که باید از همسرم جدا شوم اما دلتنگی برای بچه ها مانع از این جدایی می شود.
  • می دانم که آدم بی ارزشی نیستم اما خودم را دوست ندارم.
  • می دانم که نباید به والدینم این قدر بها بدهم ، اما احساس گناه امانم را بریده است.
  • می دانم که آدم بی کفایتی نیستم اما توان انجام برخی از کارها را ندارم.

تفاوت بین این دو سطح از باورها ممکن است گاهی اوقات دست درمانگر را در راه چالش های درمانی ببندد و گاهی از اوقات در فرآیند درمان با مشکلات تکنیکی برخورد نماید. یکی از این مشکلات تفاوت بین باورهای عقلانی و باورهای هیجانی بیمار است که در طی طرحواره درمانی برای هر یک از این چالش های موجود پاسخ درمانی مناسبی ارائه خواهد شد.

طرحواره درمانی با چه مفروضه های درمانی سروکار دارد؟

طراحواره درمانی چیست
۱) همه ما در وجودمان بخشی داریم که طالب شادی و رضایت است اما زیر بار غفلت ها، اطاعت ها و بسیاری از عوامل دیگر از تاب و توان افتاده است.
۲)اگر نیاز های هیجانی انسان ها به اندازه کافی برآورده شود شادکامی شان افزایش می یابد.
۳) گرچه تغییر کاری بسیار سخت و طاقت فرساست اما ناممکن نیست.
۴) در وجود همه ما گرایش هایی حاکم است که در برابر تغییر مقاومت می کند.
۵) انسانها تمایل زیادی برای درد گریزی ، مسئولیت گریزی و عدم پذیرش دارند.
۶) استفاده مفرط از تنها یک گروه از تکنیک ها، گرهی از مشکل مراجع باز نمیکند.
۷) کاهش علائم، تغییر طرح واره ها و الگو شکنی رفتاری اگرچه لازم هستند اما برای تغییر اساسی باید به چشم انداز فردی (فلسفه ای جدید) از زندگی دست پیدا کنیم.

خدمات درمانی (انتظارات درمانی) طرحواره درمانی کدام است؟

با رویکرد طرحواره درمانی می توان اینگونه نتیجه‌گیری کرد که هدف اصلی به کارگیری انواع تکنیک های درمانی به منظور حاکمیت ذهنیت بزرگسال سالم در فرد بیمار است. افرادی که درگیر ذهنیت های ناسازگار شده‌اند،رفتار،احساس و تصمیم شان تابع این ذهنیت‌های ناسالم است. به همین دلیل دچار مشکلات بین فردی و درون فردی می شوند.

هدف تکنیک‌های طرحواره درمانی چیست؟

هدف تکنیک‌های طرحواره درمانی این است که ذهنیت بزرگسال سالم بتواند عنان و اختیار را تا حدودی به دست بگیرد . ذهنیت بزرگسال سالم می‌تواند فرد را به سمت ارضای ۵ نیاز هیجانی اصلی رهنمون سازد.

  • دلبستگی ایمن با دیگران
  • خودمختاری ، کفایت، هویت
  • آزاد در بیان نیازها و هیجان های سالم و مهم
  • تفریح و خودانگیختگی
  • پذیرش محدودیتهای واقع بینانه

رد پای مفهوم ذهنیت بزرگسال سالم را می‌توان در مفهوم همه شخصیت عاقل دنبال کرد. شخصیت عاقل از ویژگی های خاصی برخوردار است. این ویژگی ها عبارتند از:

  • پذیرش خود(Acceptance of self)
  • پذیرش دیگران(Acceptance of others)
  • نیاز طبیعی به وابستگی (Normal dependency need)
  • لذت بردن از زمان حال(Enjoy the present)
  • مدارا با مشکلات(Patience with problem)
  • و استقبال از کار (Welcome work)

هدف طرحواره درمانی نافعالسازی ذهنیت های ناسازگار و حداکثر رسانی حاکمیت ذهنیت بزرگسال سالم است. شاید از این رهگذر فرد بتواند به پذیرش، شکیبایی، لذت بردن و واقع‌بینی برسد. دستاوردی که اگر در پرتو تلاش و کوشش بدست نیاید حتی گام برداری در آن مسیر نیز تجربه گرانبهاست.

اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

اشتراک گذاری در whatsapp
واتس اپ
اشتراک گذاری در telegram
تلگرام
اشتراک گذاری در twitter
توییتر
اشتراک گذاری در linkedin
لینکدین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *